29 آبان 1397 ساعت 12:18
 
 

اوقات شرعی

 
 


مقاله

درس اخلاق مدیران 96/5/18

اعمال مدیریت جهادی و انقلابی مسئولان کشور ، راهکار برون رفت از بحران فعلی درکشور است
در نشست درس اخلاق کارگزاران و مدیران امروز – همزمان با هفتم تیر – یادوخاطره 72تن از شهدای انقلاب اسلامی را که در چنین روزی توسط جریان کور نفاق به قافله سالاری سیدالشهدای انقلاب اسلامی شهید مظلوم آیت الله بهشتی و به عدد شهدای کربلا از فرش و عرش پرکشید و امام و امت را در سوگ خود نشاندند – گرامی می داریم و امیدواریم درس مدیریت رااز آن مدیر راستین بیاموزیم زیرا مدیریت پیچیده ترین و در عین حال ضروری ترین عنصر زندگی و راز اصلی توفیقات همه جانبه در جامعه است ، البته مدیریت مانند همه واژگانی که دارای بار مفهومی می باشند به حسب اقتضائات میدانی و ظرفیتهای ساختاری تعریف می گردد و لذا به کاربردن واژه مدیریت در جامعه آرمانی و ولایی و نظام برخواسته از اراده ملتی مسلمانان انقلابی ، ترجمان نوعی سیاست و تدبیر در امور است که با نگاهی عمیق و راهبردی و با تفکر مکتبی و ولایی و جهادی همراه باشد یعنی مدیریتی متعهدانه و کارآمد و متخصصانه گرچه حیطه و دائره مدیریت آنقدر وسیع و گسترده است که تمامی شئون و ابعاد زندگی بشر رادر بر می گیرد . مدیریت وقت و زمان ، مدیریت سرمایه و دخل و خرج ، مدیریت لحظات عمر ، مدیریت نفس ، مدیریت چشم و گوش و زبان و اعضاء و جوارح ، مدیریت خانه و خانواده ، مدیریت مدرسه ، مدیریت اداره ، مدیریت جامعه ، مدیریت فرهنگ ، مدیریت اقتصاد ، مدیریت صحنه نبرد ، مدیریت فضای مجازی و بالاخره مدیریت در هر حوزه ای از زندگی فردی و اجتماعی ، مهم ترین و اثرگذارترین موضوع تلقی می شود . از این رهگذر آنچه فعلاً مدنظر ماست ، مدیریت راهبردی در حوزه مسئولیتهای اجتماعی است که باید با تفکر خالص جهادی و انقلابی و مکتبی جریان داشته باشد زیرا در چنین نوع تفکری است که مقامات و پُستهای مدیریتی نه هدف ، بلکه وسیله و فرصتی برای خدمت خالصانه و بی منت بهدین و انقلاب و مردم و جامعه لحاظ می گردد . چنین مدیریتی برای مدیران تجارتی است معنوی و پرسود ، چنان که خدای متعال می فرماید يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ-تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ(صف10و11)
جوهره این نوع مدیریت راایمان و عقیده ای پولادین به همراه راده و روحیه ای جهادی و خالص تشکیل می دهد و چنان که حضرت امیرالمؤمنین (ع) در بیان ویژگیهای متقین می فرمایند ( تجارة مربحة یسرها لهم ربهم )) (خطبه متین )
البته در قرآن در برابر مدیریتهای جهادی مؤمنانه ، از مدیریتهای متزلزل و منافقانه و به نعل وبه میخ زدن نیز یاد گردیده و جهت گیری آن را تجارتی توأم با خسران و زیان معرفی نموده است ، آن جا که می فرماید : أُولَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ
اینان سانی هستند کهوقتی با اهل ایمان مواجه می شوند بهدروغ میگویند ما نیز مؤمنیم و هرگاه با شیاطین نشست و برخاست دارند ، می گویند مابا شما هستیم .
به حق در جامعه اسلامی و انقلابی و نظام مقدس جمهوری اسلامی که میراث هزاران شهید و امام شهیدان و مؤمنان و مجاهدان راستین در طول تاریخ این دیار است ، مدیریت فرصت و توفیقی است برای جلب رضا  خشنودی خدا و خدمت خالطانه و بی منت به خلق خدا و البته علاج اصلی کار در حل معضلات ومشکلات عدیده در سطح جامعه می باشد و حاکمیت نیز در گرو همین نوع نگاه به مدیریت است .
در این نگرش به مدیریت است که آدمی ارزش و بهاء خود راپیدا می کند و نام نشانی همچون رجایی ها و بهشتی ها ، باهنرها و آوینی ها ، صیادها وچمران ها ، دیالمهها و آیت ها ، شوشتری ها و باکری ها و ... جاودانه پیدا می کند.
 مدیرانی در همیشه تاریخ ماندگار می مانند مه عمر مدیریتی خود را پای جلوههای فریبنده پُست و مقامهای عاریتی هزینه نمی نمایند و همچون شهید مظلوم آیت الله بهشتی در حقیقت شیفته خدمتند تشنه قدرت لذا با مدیریتی جهادی ، حصارهای نفسانی و شیطانی را می شکنند و در ابتداء جهاد با نفس خویش راتجربه می کنند و سپس صادق و پاک می اندیشند و خالص و بی منت می خروشند . در نزد چنین مدیرانی حنای تبعیض و تخریب و تحریم و تحسین و تهییج و ... رنگی ندارد ، گروه گرائی و ملاحظات کور حزبی و جناحی و فامیلی با مزاجشان سازگاری ندارد . خمیرمایه اصلی در چنین مدیرانی تفکر ولایی و انقلابی است . اصالت را به دین و شرع و رعایت حلال و حرام خدا می دهد . نمونه ای از این نوع مدیریت را چندی قبل در حوزه مفاسد اقتصادی ، بااقدام انقلابی قوه قضائیه شاهد بودیم ، اجرای حکم اعدام مجرم بزرگ ترین پرورده فساد اقتصادی کشور که توسط قوه قضائیه ، هرچند دیر هنگام اما به حق بوی خوش عدالت را در فضای کشور باری دیگر پراکنده ساخت . گوئیا انتظاری در سطح ملی بود که شجاعانه به ثمر نشست و لذا رضایت و خرسندی تودههای مردم را دنبال داشت .
شرایط پردقدقه امروز کشور و برخورد با عوامل پادو دشمن از سوی دستگاه قضائی چنین مدیریت قاطع و انقلابی زا می طلبد چنانچه در همایش سراسری قوه قضائیه شاهد اظهارات قاطع ریاست دستگاه قضا بودیم که گفتند : اخلالگران اقتصادی مفسد فی الارض هستند و حکم اعدام و سال حبس در انتظارشان است . چرا اینها به خود اجازه می دهند نبض اقتصادی کشور رادر دست گیرند و یک شبکه قیمت حبابی و نرخ شوک آور به بازار ارز و سکه و خودرو بدهند و کشور رادر راستای اهداف ترامپ سوق دهند و دچار التهاب نمایند – در جواب این چرا به نظر می رسد که چون مدیریت در قوای سه گانه جهادی و انقلابی نبوده این عناصر را جرئت داده و متجری کرده است .
شورای عالی امنیّت ملی باید علاج واقعه را قبل از وقوع نماید – نه اینکه وقتی ارزش ارز به ثریارسید موضع انفعالی در برابر این ماجرا بگیرند و بخواهند ارزش پولی ملی را بر گردانند یا به تعبیری آب رفته شده را به جوی بازگردانند !
اگر توصیه های دلسوزانه و مدبرانه و بصیرانه مقام معظم رهبری در اعمال مدیریت جهادی و جهادکبیر و برخورد با مفسدان اقتصادی دیروز عملی شده بود و رؤسای سه قوا و مسئولان امنیّت ملی نترسیده و اجرای دستور کرده بودند – امروز شاهد این التهاب نبودیم .
امروز بیش از همیشه خلاء وجودی شخصیت بی همتای شهید بهشتی رااحساس می کنیم و یادوخاطره این شهید والامقام و مظلوم و دیگر شهدای هفتم تیر را گرامی می داریم عززانی که در محکمه حقوق بشر عزیزانی که در محکمه حقوق بشر امریکائی قربانی آزادی خواهی خود و ملت خود شدند – شهید بهشتی ها و صدوقی ها و رجائی و باهنرها و مسافرین بی گناه هواپیمای مسافربری زا نظر حقوق بشر امریکائی سرنوشتی جزاین نداشتند و قاتلان آنان و بیش از هفده هزار شهید در لیست حامیان حقوق بشر قرار می گیرند .
بهشتی به حقمعمار راستین دستگاه مدرن و به روز موفق قوه قضائیه ونظام جمهوری اسلامی در تدوین قانون اساسی بود – و جدتمایز مدیریت مابا انگیزه های الهی وانقلابی شهید بهشتی در این است که بسیاری از ماها انگیزه حکومت بهمیدان می آئیم – ودر نتیجه در دام انگیزه های مادی و ریاست طلبی و دنیا خواهی گرفتار می شویم و به جای آنکه شیفته خدمت شویم – تشنه قدرت می گردیم و بقای ریاست خود را در قالب حمایت جناحی و خط بازی و اوت کردن رقیب از صحنه خدمت و تمامیّت خواهی جستجو می کنیم در حالیکه با یک اشاره رهبر حکیممان جناح گرائی در قالب اصول گرایا اصلاح طلب را خوشایند خود ندانستند ، باید اینها را به دور بریزیم ولی باز هم متأسفانه مسیر کعبه با راه اعرابی طی می کنیم !
ای کاش ما وهمه دولتمردان ماتأسّی به سیره مدیریت برجسته آن شهید مظلوم در واقع گرائی می داشتیم و دست از تصنع و ظاهر سازی و عدم شفافیّت بر می داشتیم – گرچه داشتن موضع صدق و حق و عدل گاهی تلخ است ولی سیره حضرت امام و شهید بهشتی و مقام معظم رهبری اینگونه است و این باید درسی برای همه ماباشد زیرا این راهکار نظام مردمی و مردم سالاری دینی است چنانچه شهید بهشتی فرمودند : در نظام اداری اسلام – امام و مسئولین امت و ولایت و والیان( مدیران کل و جزء ) و مسئولان بخشها و مناطق مختلف – باید بامردم باشند و با مردم حرکت کنند .
بهشتی اهل متن بودند حاشیه و مانباید سرگرم به طفره رفتن ها و حواشی شویم و باید عرض کنم که متأسفانه مشکلات امروز ما در همین است . در شرایطی موریانه های نفوذی حملات گسترده خود را در داخل تدارک می بینند باید مسئولین کلیدی کشور مثل مدیران استانی و شهرستانی مردمی ومسئولیت پذیر باشند وبدانند که برج عاج نشینی و گوش دادن به حرف اطرافیان بله قرباان گو درد و مشکلی را از کشور حل نمی کند-مردم را به حساب بیاورید-مشکلات مردم را حس کنید .ازپشت میز و اطاقهای بسته بیرون بیائید و همراه مردم خطر این موریانه صفتان و پیاده نظامهای دشمن را درک کنید که چگونه فرصت طلبانه و سود جویانه-نظام اقتصادی کشور را به التهاب کشیده و همه را نگران کرده اند-ان شاالله همه موفق باشید. والسلام

درس اخلاق مدیران97/4/28

درس اخلاق مدیران28/4/97
موضوع:فرق بین تفاوت وتبعیض
همه می دانیم که سالهای پایانی قرن بیستم حرکتی عظیم و اهلی و غیرقابل پیش بینی برای جهانیان درایران اسلامی اتفاق افتاد بنام انقلاب اسلامی- حرکتی که نظام محاسبات دو قطبی بلوک شرق وغرب بعنوان قدرتهای استعماری و نظام سلطه را بر هم زد و قطب سومی بنام اراده ملتها ایجاد کرد.
انقلاب اسلامی که برخواسته ازانگیزه های دینی ورهبری الهی و اراده ملی است، در مقابله با جبهه و اردوگاه استکبار صورت گرفت.
دراین بخش ازسخن دربخش اهداف داخلی این انقلاب سخن داریم یعنی مبارزه با فقر و فساد تبعیض.
دراینجا با یک نگاه می بینیم نارسائی اجتماعی وجود فقر و فساد تبعیض ازآخر به اول برمی گردد یعنی بخاطر تبعیض است که فقر و فساد هم ایجاد می شود.ما مثل کج اندیشان سوسیال مسلک قائل به نظام بی طبقه نیستیم اما قائل به عدالت اجتماعی دربخش توزیع ثروت هستیم.
ما قائل به تبعیض نیستیم اما قائل به تفاوت هستیم.تبعیض یعنی اینکه درحقوق اجتماعی افراد جامعه را به توانمند وناتوان-ثروتمند و فقیر-حاکم وتابع-خان ورعیت-فرمانروا و فرمانبر بدانیم-این غلط است بلکه همه باید در برابر قانون و حق و حقوق، به حق خود برسند.
اما تفاوت را که قبول داریم یعنی اینکه معتقد به حد ومرز-به خط کشی های مکتب-به حلال وحرام-محرم ونامحرم-انقلابی وضد انقلاب-خودی وغیر خودی وامثال آن هستیم.
نمونه تبیین تفاوت را میتوانیم از بیانات رهبری در دیدار مسئولان نظام در ماه مبارک رمضان 95همزمان با خرداد ماه ملاحظه کنیم که فرمودند:
بنده در سخنرانی مرقد امام (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) راجع به جوانهای مؤمن و انقلابی یک چند جمله‌ای گفتم؛ یک جنجالی راه انداختند در بیرون، به‌اصطلاح افشاگری کردند که فلانی، جوانهای انقلابی را تقویت میکند؛ این افشاگری نیست. اوّلاً چیز جدیدی نیست، بنده همیشه این کار را میکنم، باز هم خواهم کرد؛ ثانیاً پنهان نیست، آشکار است؛ بنده مکرّر در مکرّر [حمایت کرده‌ام‌]؛ معلوم است، بنده به جوانِ انقلابیِ متدیّن ارادت دارم، این جوانهایی که در سطح کشور هستند؛ وظیفه‌ی ما است. ما نمیتوانیم از لحاظ ارزشی، یکسان بدانیم آن جوانی را که جوانی‌اش را، توانش را، نیرویش را، انگیزه‌اش را صرف اهداف عالیه‌ی کشور میکند، با آن جوانی که دنبال شهوت‌رانی و اشرافی‌گری و مانند اینها است. بله، از لحاظ حقوق اجتماعی همه‌شان یکسانند امّا از لحاظ ارزشی به‌هیچ‌وجه یکسان نیستند؛ آن جوانی که کار میکند، تلاش میکند، وقت خودش را، نیروی خودش را، گاهی اوقات پول ناچیز خودش را -که این را هم سراغ داریم- صرف هدفها میکند، صرف مجاهدت میکند، خب معلوم است اینها یک‌جور نیستند. بنده از آنها همیشه حمایت کرده‌ام، بعد از این هم حمایت خواهم کرد.
بنابر این وقتی ازتفاوت سخن می گوئیم-این تفاوت ازانگیزه ها شروع میشود یا نمونه ای دیگر ازتفاوت اینکه درهمان خرداد ماه 95- رهبری درجمع اساتید دانشگاه فرمودند:
بنده گفتم افراد نامطمئن در دانشگاه‌ها حضور پیدا نکنند؛ میگویند آقا، نامطمئن کیست؟ نامطمئن آن کسی است که به یک بهانه‌ای نظام را به چالش میکشد. کدام کشور اجازه میدهد که نظامِ حاکم بر آن کشور به چالش کشیده بشود؟ آمریکا که به ادّعای خودشان مرکز آزادی است اجازه میدهند؟ جان‌اشتاین‌بک -که چند رمان نوشته بود، [مانند] خوشه‌های خشم و مانند اینها که معروف است- مورد سخت‌ترین فشارها قرار گرفت؛ هرکسی اندک کلمه‌ای در آمریکا میگفت که بوی سوسیالیسم -نه سوسیالیسم، تا اندازه‌ای بوی ضعیفی از سوسیالیسم- در آن بود، به انواع مختلف محاصره میکردند؛ از ترور جسمی گرفته تا ترور آبرویی و مانند اینها. این‌جوری هستند؛ نظام را به چالش [نمیگذارند بکشانند]. حالا ما به بهانه‌ی انتخابات، به بهانه‌ی فلان، به بهانه‌ی بَهمان نظام را به چالش [بکشیم‌]! این کسی که نظام را به چالش میکشد به بهانه‌های مختلف، نامطمئن است.
وقتی سخن از مدیر اسلامی میشود یعنی مدیری که اعتقاد به اسلام و عمل بر مبانی تعالیم اسلامی درنظرش تابلو باشد.بخاطر دارم دراولین دیدار که با استاندار آقای زمانی قمی داشتم ایشان به من گفت: من همیشه د وقاف را درکارهایم مد نظر دارم .یکی قبر ودیگری قیامت.یعنی اینکه یک مدیر بخاطر دوستی و روابط فوراً کسی را جذب یا امتیاز بی مورد ندهد-به بهانه های غیر عقلانی و منطقی هم کسی را دفع نکند بلکه فکرحق الناس برای قبر وقیامت خود باشد.


چرا بعض مدیران بی هوا امتیاز دهی دارند ؟ مدیریت صحیح و انقلابی یک تکلیف است یک مدیر انقلابی و متدیّن بجز حقوق محدودی که برای امرار معاش اوست مطالبه دیگری ندارد . مدیر انقلابی و متدیّن از ویژه خواری به دور است – به دنبال گرفتن موافقتهای اصولی برای تأسیس شرکتها و کارخانجات برای نورچشمی های خود نیست – به فکر تأسیس مرکز آموزشی غیر دولتی – یا دانشگاه و مرکز پژوهشی فرهنگی برای دوران بازنشستگی خود نیست – چون این کارها هم ویژه خواری است که یک کسی از مقام خود برای دوران بازنشستگی بهره برداری کند .
یک مدیر متدین انقلابی فرزندانش را برای تحصیل به خارج نمی فرستد و به دنبال گرفتن تابعیت از کشور دیگر نیست .
چنین مدیر لایقی از امکانات بیت المال برای اهداف و مطامع شخصی انتخاباتی و حزبی و جناحی استفاده نمی کند - به دنبال وامهای کلان برای خود و اطرافیانش نیست – حقوق نجومی دریافت نمی کند – از تجملات و تشریفات و دکوراسیون گران قیمت و تحمیل شده بر بیت المال پرهیز دارد – از ماشینهای گران قیمت خارجی و لوازم خانگی خارجی – پوشیدن لیاسهای فاخر و گران قیمت خود را به دور می داند .
مدیران انقلابی و متدین فرزندان خود را جدای از فرزندان مردم در مدارس ویژه ثبت نام نمی کنند بلکه مانند دیگرافراد جامعه زندگی می کنند – از مسافرت با اتوبوس و وسایل عمومی ابائی ندارند با عناصر زراند وزوزالو صفتان اقتصادی معاشرت ندارند .
در رسیدگی به محرومان و نیازمندان و پابرهنگان – سراز پا نمی شناسند . نصب العینشان – خدمت بی منّت مردم به مردم است .
مدیر متدین و انقلابی همیشه کارها را به هنگام و سریع انجام می دهد و از کاغذ بازی و ماندن در گردونه های اداری خود داری می کند .

درس اخلاق مدیران=97/2/20

درس اخلاق مدیران=20/2/97
در آستانه ماه مبارک رمضان-ماه خدا ومعنویت یابی وماه اُنس با قرآن قرار داریم.آنچه که بعنوان خشت زیرین بنیان سعادت انسان است داشتن نیت خوب وسالم مخصوصاً درانجام کارها واعمال ما است.هرکاری که ارزشی باشد .اگر برای رضای خدا و با نیت تقرب به خدا انجام گیرد درنزد خدای متعال حکم عبادت دارد.
نیت سازنده اخلاق است و برنیت خیر اخلاق نیکو و حسنه مترتب می شود و برنیت بد-اخلاق بد وسیّئه حسنات توشه بار انسان برای سفر به بهشت وسیئات کارهای منکر و خلاف است و راه جهنم می باشد.
نیت مقدمه اراده است-یعنی شما هر کاری را اراده کردید و تصمیم گرفتید انجام دهید ابتدا نیت آن کار، در نفس و ذهنتان نقش می بندد وسپس با محاسبه ای از نتیجه ،شوق اقدام پیدا میکنید وتصمیم بر انجام آن می گیرید.حالا کار نیک باشد یا بد.لذا نیت از امور ارادی است نه از امور قهری وطبیعی یعنی خارج از اختیارما نیست.به همین دلیل که چون نیت خشت زیرین بنای عملی انسان است پایه اخلاق محسوب می شود واخلاق هم جزء حکمت عملی است نه حکمت نظری.
نیت همان انگیزه و هدف انسان و مشخص کننده چهره وجهت عمل است.لذا گاهی بعضی ها روی یک عمل دو نیت دارند و درمقام عمل دو چهره پیدا می کنند.پس نیت –روح و جان عمل است که درلسان روایات بویژه کلام شریف نبوی نیت را زیربنای عمل دانسته و می فرماید:إنّما الاعمالُ بالنِّیّاتِ و لِکلِّ امرئٍ ما نَوی==همانا [ارزش] اعمال ، بسته به ارزش نیّت ها است و هر کسی همان عایدش می شود که در نیّت داشته است.
اهمیت مطلب دراین است که رسول خدا (ص) فرمود:صحت عمل بستگی به نیت دارد.( إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ)لذا اگر عبادت و عمل  خیرما قربهً الی الله باشد-ما را بخدا می رساند.اما اگر نیت آلوده به ریا شد-فاسد می شود وعمل انسان ساقط  وبی ارزش بلکه شیطانی می شود.حدود چهل سال پیش و کلاً قبل از انقلاب بخاطر دارم که در مجالس شادی وعزا مخصوصاً مراسم روضه خوانی سیگار وقلیان رسماً جزء پذیرائی بود. مردی فقیر وکم بضاعتی که اتفاقاً اهل قلیان بود و چون پول خرید تنباکو نداشت لذا عمدة وقتی درروضه شرکت می کرد بخاطر قلیان کشیدن می نشست و زمانی که قلیانش تمام می شد مجلس روضه را ترک میکرد.یک شب جمعه پای منبر یکی از واعظین نشست که درمورد قیامت و شفاعت سخن میگفت.شب این مرد قلیانی درعالم رؤیا دید قیامت شده و اعلام میکنند هر کس باعث وبانی وروضه خوان وبا شرکت کننده درمراسم عزاداری امام حسین(ع) بوده بیاید از دست آن حضرت برات برائت از جهنم را بگیرد.یکی یکی برات آزادی را می گرفتند-نوبت به این آقا که رسید حضرت به او یک پاکت توتون دادند-گفت آقا من برات نجات از جهنم می خواهم نه توتون. ایشان فرمودند:تو با هدف قلیان کشیدن به مجلس عزای من می آمدی لذا حق دیگری نداری!
روایت است مردى در سال قحطى بر توده‏اى از ريگ گذر كرد، در خاطر انديشيد كه اگر اين ريگها خوردنى بود همه را ميان مردم تقسيم مى‏كردم، خداوند به پيامبر آنها وحى فرمود: به او بگو: خداوند صدقه‏ تو را قبول كرد، و حسن نيّتت را پذيرفت، و ثواب اين را كه اگر آن‏ها خوراكى بودند همه را صدقه مى‏دادى به تو عطا فرمود.
یا حکایت قتیل الحمار یا شهید راه الاغ را شنیده اید که در زمان خاتم الانبیا محمد(ص) در یکی از جبهه های جنگ یکنفر از کفار سوار الاغ سفید زیبائی بود و در صف کفار آماده جنگ بود.یکی از مسلمانان تا چشمش به این مرکب راهوارسفید افتاد خوشش آمد و گفت من میروم و این کافر را می کشم و الاغش را مالک می شوم و با این قصد حرکت کرد ولی تا خواست حمله کند آن مشرک پیش دستی کرد و مسلمان را کشت بعد از جنگ مسلمانان می گفتند که خوش به حالش به درجه  رفیع شهادت رسید پیامبر وقتی فهمید فرمود:او نیتش این بود که آن کافر را بکشد و بعد ازکشتنش الاغ او را به عنوان غنیمت صاحب شود و او هم اکنون در جهنم است و بعد از این ماجرا به قتیل الحمار یا همان شهید راه الاغ معروف شد.پس ما با این حکایت معنای إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ را دانستیم.
تمام فروع و کارهای عبادی ده گانه از نماز و روزه-خمس ،زکات ،حج،جهاد تا آخر شرط صحتش ((قربهً الی الله ))است.فضائل ماه مبارک رمضان را از صیام و قیام وقرائت قرآن باید قربهً الی الله درک کنیم.
مرحوم علامه مجلسی در بحار الانوار ج 93، ص344 از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کند که فرمود : إِنَّ أَبْوَابَ السَّمَاءِ تُفَتَّحُ فِي أَوَّلِ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَا تُغْلَقُ إِلَى آخِرِ لَيْلَةٍ مِنْه‏=درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مى ‏شود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد.
روزه به لطف خدا آثار وبرکات زیادی دارد-از جمله اینکه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: صوموا تَصِحّوا؛. روزه بگيريد تا در دنیا تندرست باشيد. (نهج الفصاحه ص 547 ، ح 1854)
و در آخرت هم سپری در برابر آتش جهنم است. الصَّوْمُ جُنَّةٌ مِنَ النَّار. روزه سپر آتش (جهنم) است. «يعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.» (كافى ج 4، ص 62)
و دربُعد اجتماعی نماد تساوی حقوق بندگان درنزد خداوند است.
امام صادق علیه السلام فرمود :إِنَّمَا فَرَضَ اللَّهُ (عَزَّ وَ جَلَّ) الصِّيَامَ لِيَسْتَوِيَ بِهِ الْغَنِيُّ وَ الْفَقِير=خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله دارا و ندار (غنى و فقير) مساوى گردند.(من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 73، ح 1766)
سرانجام ماه مبارک رمضان-ماه از خود رستن و به خدا پیوستن است.این ماه مبارک نقطه وصل است.ما را به خدا وصل میکند.- هرکس که قربهً الی الله کار و خدمت میکند-مخصوصاًمدیران محترم      و متولیان نظام اجرائی جکومت ،انگیزه ونیت خدائی دارد –لذا خسته و آزرده و عصبانی  نمیشود.حرفهای یأس آور و گاهی برخوردهای ناصواب او را مأیوس نمیکند-عشق او، مردم داری و خدمت به خلق است واین ارزش را با هیچ چیز معاوضه نمیکند.-فرشته های خدا بر دستهای او بوسه می زنند.چنین مدیر ومسئول مکتبی و با خدا، با وجدان کاری و حق مداری وخوشروئی به گره گشائی از مشکلات زندگی مردم می پردازد ومتقابلاً مردم هم به او عشق و علاقه دارند.

درس اخلاق مدیران97/1/23

اسلام دین فطرت و طینت و عقلانیت است وهر چه را که درراستای سعادت بخشی برای بشر باشد در چهارچوب شرع مقدس مجاز می داند.اساساً احکام شرع دائر مدار مصالح و مفاسد است یعنی آنچه را شرع مقدس و دین اسلام حلال و یا واجب دانسته-سرانجام آن مصلحتی را برای شخص یا جامعه دربردارد و آنچه را که اسلام حرام دانسته انجام آن مفاسدی را برای زندگی انسان دربردارد.
بحث عید با شادی ملازم است و شادی نیز در بافت زندگی انسان قرار دارد.ایام عید نوروز را پست سر گذاشتیم وامیدوارم سال جدید که با عنوان سال حمایت ازکالای ایرانی است،سالی سرشار از توفیق و بهروزی برای کشور و نظام واسلام و انقلاب و عافیت وسلامت برای رهبری ودفع شردشمنان باشد.
عید در کلام حضرت عیسی و بعضی پیامبران و حضرت علی(ع) آمده و رزش و روزی وبرکت را به دنبال دارد و سفره ای پرنعمت است.
از دیدگاه ائمه معصومین(ع) نیز عید ارزشی برتر دارد و شب ورز عید اعمال خاص دارد.به اعتقاد ما عید نوروز برکت معنوی خاص دارد و دارای رنگ الهی و عطر ولائی است.زیرا عید غدیر خم با اول فروردین درسال دهم هجری همزمان بود.معلی بن خنیس ازیاران امام صادق(ع) می گوید:روزعید نوروز خدمت امام صادق(ع) رسیدم.حضرت فرمود:می دانی امروز چه روزی است؟ عرض کردم روزی است که عجمها آن را بزرگ می شمارند و به هم تبریک می گویند و به هم هدیه می دهند.
حضرت فرمود:ای معلی ! روز نوروز روزی است که:
1. خدا از بندگان پیمان گرفت که او را عبادت کنند و بر او شریکی قرار ندهند
2. به رسل و حججش و همچنین به ائمه علیهم السلام ایمان آورند
3. اولین روزی است که خورشید در آن طلوع کرده و بادها در آن وزیدن گرفته اند و زینت زمین در این روز آفریده شده
4. روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی استقرار یافت
5. روزی است که در آن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم امیرالمؤمنین را بر شانه هایش گذاشت تا بتهای قریش را از بالای بیت الحرام سنگ زند و بشکند و همینطور است درباره ابراهیم علیه السلام
6. روزی است که نبی صلی الله علیه و آله و سلم به اصحابش امر کرد که با علی علیه السلام به اسم امیرالمؤمنین بیعت کنند و در آن روز بیعت دوم واقع شد
7. آن روزی بود که علی علیه السلام به اهل نهروان ظفر یافت و ذوثدیه ( صاحب دو پستان ) را کشت
8. روزی است که قائم ما و ولاة الأمر ظهور می کنند و آن روزی است که قائم ما علیه السلام بر دجال ظفر می یابد و او را در زباله دانی کوفه به دار می کشد و روز نوروزی نیست مگر اینکه ما در آن در پی فرج هستیم برای اینکه آن روز از ایام ما و ایام شیعه ماست که عجم آن را حفظ کرده در حالی که شما آن را ضایع کردید.
عَنْ مُعَلَّی بْنِ خُنَیسٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَی الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع یوْمَ النَّیرُوزِ فَقَالَ أَ تَعْرِفُ هَذَا الْیوْمَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاک هَذَا یوْمٌ تُعَظِّمُهُ الْعَجَمُ وَ تَتَهَادَی فِیهِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقُ ع وَ الْبَیتِ الْعَتِیقِ الَّذِی بِمَکةَ مَا هَذَا إِلَّا لِأَمْرٍ قَدِیمٍ أُفَسِّرُهُ لَک حَتَّی تَفْهَمَهُ قُلْتُ یا سَیدِی إِنْ عُلِمَ هَذَا مِنْ عِنْدِک أَحَبُّ إِلَی مِنْ أَنْ یعِیشَ أَمْوَاتِی وَ تَمُوتَ أَعْدَائِی فَقَالَ یا مُعَلَّی إِنَّ یوْمَ النَّیرُوزِ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی أَخَذَ اللَّهُ فِیهِ مَوَاثِیقَ الْعِبَادِ أَنْ یعْبُدُوهُ وَ لَا یشْرِکوا بِهِ شَیئاً وَ أَنْ یؤْمِنُوا بِرُسُلِهِ وَ حُجَجِهِ وَ أَنْ یؤْمِنُوا بِالْأَئِمَّةِ ع وَ هُوَ أَوَّلُ یوْمٍ طَلَعَتْ فِیهِ الشَّمْسُ وَ هَبَّتْ فِیهِ الرِّیاحُ وَ خُلِقَتْ فِیهِ زَهْرَةُ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی اسْتَوَتْ فِیهِ سَفِینَةُ نُوحٍ عَلَی الْجُودِی وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی حَمَلَ فِیهِ رَسُولُ اللَّهِ‏ ص أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ص عَلَی مَنْکبِهِ حَتَّی رَمَی أَصْنَامَ قُرَیشٍ مِنْ فَوْقِ الْبَیتِ الْحَرَامِ فَهَشَمَهَا وَ کذَلِک إِبْرَاهِیمُ ع وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی أَمَرَ النَّبِی ص أَصْحَابَهُ أَنْ یبَایعُوا عَلِیاً ع بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی وَجَّهَ النَّبِی ص عَلِیاً ع إِلَی وَادِی الْجِنِّ یأْخُذُ عَلَیهِمُ الْبَیعَةَ لَهُ وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی بُویعَ فِیهِ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فِیهِ الْبَیعَةَ الثَّانِیةَ وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی ظَفِرَ فِیهِ بِأَهْلِ نَهْرَوَانَ وَ قَتَلَ ذَا الثُّدَیةِ وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی یظْهَرُ فِیهِ قَائِمُنَا وَ وُلَاةُ الْأَمْرِ وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی یظْفَرُ فِیهِ قَائِمُنَا ع بِالدَّجَّالِ فَیصْلِبُهُ عَلَی کنَاسَةِ الْکوفَةِ وَ مَا مِنْ یوْمِ نَیرُوزٍ إِلَّا وَ نَحْنُ نَتَوَقَّعُ فِیهِ الْفَرَجَ لِأَنَّهُ مِنْ أَیامِنَا وَ أَیامِ شِیعَتِنَا حَفِظَتْهُ الْعَجَمُ وَ ضَیعْتُمُوهُ أَنْتُمْ وَ قَالَ إِنَّ نَبِیاً مِنَ الْأَنْبِیاءِ سَأَلَ رَبَّهُ کیفَ یحْیی هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ الَّذِینَ خَرَجُوا فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیهِ أَنْ یصُبَّ الْمَاءَ عَلَیهِمْ فِی مَضَاجِعِهِمْ فِی هَذَا الْیوْمِ وَ هُوَ أَوَّلُ یوْمٍ مِنْ سَنَةِ الْفُرْسِ فَعَاشُوا وَ هُمْ ثَلَاثُونَ أَلْفاً فَصَارَ صَبُّ الْمَاءِ فِی النَّیرُوزِ سُنَّةً الْخَبَرَ.
«مستدرک ‏الوسائل ج :6 ص:353 ، بَابُ اسْتِحْبَابِ صَلَاةِ یوْمِ النَّیرُوزِ وَ الْغُسْلِ فِیهِ وَ الصَّوْمِ وَ لُبْسِ أَنْظَفِ الثِّیابِ وَ الطِّیبِ وَ تَعْظِیمِهِ وَ صَبِّ الْمَاءِ فِیهِ»
عيد دو رقم است: عيد «تشريعى» و عيد «تكوينى».
عيد تشريعى عيدى است كه خداوند آن را عيد قرار داده و حتماً مقارن با يك پيروزى است. گاه پيروزى بر هواى نفس، مثل عيد سعيد فطر كه در ماه مبارك رمضان انسان بر هواى نفس خويش غلبه مى‏كند. و گاه موفقيّت در انجام مناسك حجّ، مثل عيد سعيد قربان، و گاه پيروزى در نصب امامِ شايسته و تحقّق ولايت كه در عيد غدير متبلور است.
امّا عيدهاى تكوينى نوعى بازگشت به جهان طبيعت است، مانند عيد نوروز كه يك عيد كاملًا طبيعى است.
کلام نورانی على عليه السلام نیز پیش نیاز عید را دوری جستن از نفرتهای معصیت وگناه دانسته و می فرماید::«كُلُّ يَوْمٍ لايُعْصَى اللَّهُ فيهِ فَهُوَ عيدٌ»؛«هر روزى كه در آن، معصيت و نافرمانى خداوند نشود عيد است»
حضرت على عليه السلام هر روزى را كه انسان موفّق شود بر هواى نفس خويش غلبه كند و از اطاعت ابليس و شيطان روى برتابد و دشمن بزرگ خويش را دشمن بگيرد و در يك كلمه عصيان نكند، آن روز را عيد مى‏داند.

درس اخلاق مدیران96/11/7

 درس اخلاق مدیران                                                                                           پنچشنبه 5/11/96
دهه مبارک فجر پیروزی انقلاب اسلامی را در پیش رو داریم دهه مبارکی که به عنوان مقطع رهائی ملت ایران برای همیشه ماندگار شد و در آن شیرین ترین ایام تاریخ خورشید اسلام درخشید و به بشریت منعکس شد .
انقلاب عظیمی که به فرموده رهبر راحل و سفرکرده بزرگترین عنایت حق تعالی به ملت شریف ایران بود و به فرموده مقام معظم رهبری ، همان کیمیائی است که بشریت قرنها به دنبال آن می گشته است .
دهة مبارک فجر دهه تجدید میثاق با حضرت امام (ره) و شهدای انقلاب اسلامی است تا همة ما باقی ماندگان از نسل اوّل و نیز میراث داران انقلاب با خدای خود عهد ببندیم که از حریم و دستاوردهای عظیم آن که شاخصترین آنها – استقلال – آزادی و جمهوری اسلامی است دفاع نمائیم .
شما ملاحظه فرمائید با اینکه در دل حاکمیت سیاه ستم در قرن بیستم و در طلیعه قرن بیست و یکم به برکت درخشش نور حق و عدالت ، انقلاب اسلامی ایران ، راه یاب بشریت به سمت حق و انصاف و عدالت و دست یابی به معیارهای والای انسانیّت شد در عین حال چگونه دست دسیسه شیطان بزرگ و صهیونیسم جهانی ، بی ایمانی و زشتی و پلشتی را به کمک بزرگترین شبکه رسانه ای و فضای مجازی و ماهواره ای ترویج کرده و تحریف سیر زندگی انسانها بویزه مسلمانان به همراه ترویج خشونت دارد حالا اگر این انقلاب صورت نگرفته بود و این نور خدا طلعلع و درخشندگی نیافته بود و این انقلاب پیدا نشده بود ماها و مردم جهان در کجا قرار داشتیم ؟!
یادوخاطره حضرت امام (ره) بنیانگذار و رهبر راحل این انقلاب را گرامی می داریم که به یُمن مجاهدت و انقلاب او نظامی الهی متولد شد – نظامی که فلسفة وجودیش خدمت به بشریت در ابعاد مادی و معنوی زندگی برای رُشد و تعالی و سعادت یابی مردم ر زندگی دنیا و آخرتشان است .
به تناسب جلسه درس اخلاق که در آستانه حلول چهلمین سال تولد و حاکمیت نظام اسلامی می باشد عرض می کنم که در تمام زوایای حاکمیت نظام اسلامی و جهوری اسلامی باید شاخصة ارزشهای انسانی جلوه عینی و عملی داشته باشد – شاخصه هائی مانند کرامت – هدایت و سعادت که برای آحاد و افراد جامعه هستند و در زمره اهداف اصلی این منظومه محسوب می شوند .
نماد عینی تمام اندیشه های دینی و مکتبی برای رُشد و تعالی و عظمت جوامع انسانی و اسلامی در اندیشه های حضرت امام (ره) متبلور است یعنی این اندیشه هاو توصیه های حضرت امام (ره) به عنوان تالی تِلو معصوم بود که زاینده این انقلاب بزرگ و تحوّل بخش در ایران و جهان اسلام شد و براساس همین اندیشه انقلابی و دینی است که والاترین و با منزلت ترین جایگاه را برای انسان به عنوان گل سرسبد موجودات عالم هستی منظور شده است و مصلحت و سعادت و شکوفائی و با لندگی را در پرتو عزت و عظمت برای تک تک انسانها مطالبه دارد تا او  را به مقام رفیع خلافت الهی واصل گرداند .
اندیشه الهی حضرت امام در همة مواضع و گفتار و سیره اش نمایان است بویژه در این بخش از کلام نورانیش که می فرماید :
(( هان ای عزیز گوش دل باز کن و دامن همت به کمر زن تا شاید بتوانی خود را به صورت انسان گردانی ( و سیرت آدمی پیدا کنی) و از این عالم به صورت آدمی بیرون روی که آنوقت اهل نجات و سعادتی ))
براساس اندیشه های حضرت امام (ره) انسان خودش عامل شکست ها یا پیروزی ها – سعادت و یا شقاوت  هست و براساس همین اندیشه حتّی سیاست نیز باید درزندگی و جامعه بشری هدفدار باشد و در جهت ایجاد محیطی مناسب برای رُشد و تعالی انسان تعریف شود و در این خصوص می فرماید : حتی انبیاء (ع) هم آمدند و قانون و کتاب آسمانی بر آنان نازل شد تا از اطلاق و زیاده روی طبیعت جلوگیری کنند و نفس انسانی را تحت قانون عقل و شرع در آورند – پس هر نَفسی که با قوانین الهیه و موازین عقلیه (مکتب وحی) ملکات خود را تطبیق داده سعید است و اهل نجات می باشد )) .
در این نظام – متولیان حکومت در مقام ارشد و متوسط و جزء همه باید وجاهت دینی و مقبولیت در پرتو رضایت عامه داشته باشند تا از مشروعیّت برخوردار باشند و این معنای عملی مردم سالاری دینی است که مسئولین کلیدی یا مباشرة و یا با واسطه باید منتخب مردم باشند و اگر چنانچه همین منتخبین سیر انحرافی پیدا کنند و جایگاه و پایگاه مقبولیت خود را نزد مردم از دست بدهند – وجاهت مشروعیت خود را نیز از دست می دهند .

 

 

 

درس اخلاق مدیران 96/10/21

                      درس اخلاق مدیران    موضوع درس : نمادهای اخلاقی حاکمیّت دینی
..........................................................................................................................................................
درآستانه بهمن ماه شگفته شدن گل غنچه های ایمان و ایثار و بهاری شدن دلها به شوق رسیدن به استقلال و ازادی و جمهوری اسلامی قرار داریم – به همین مناسبت چندجلسه ای را در مورد نمادهای اخلاقی حاکمیت دینی صحبت می کنم .
به لطف خدا پس از قرنها تلاش و مجاهدت نیروهای ایمانی جهت ایجاد بستر مناسب برای حاکمیت دینی و افول ستاره قدرت و حاکمیت نیروهای شیطانی سرانجام به برکت انقلاب اسلامی و رهبریهای پیامبر گونه مصلح بزرگ قرآن بیستم حضرت امام (ره) این نظام محقق شد و در پرتو آن آرزوی دیرین اولیاءالهی تحقّق یافت . ارزوئی که قرنها از خدا می خواستیم : اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَیْکَ فى دَوْلَةٍ کَریمَةٍ : تُعِزُّ بِهَا الاِْسْلامَ وَاَهْلَهُ ، وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَاَهْلَهُ.............درنهایت دولت جمهوری اسلامی ایران نشان داد که اصل لایتغیّرنه شرقی – نه غربی – جمهوری اسلامی موجبات عزّت اسلام و مسلمین و ذلت نفاق و منافقین را فراهم کرد و با پایداری وجهه و مقاومت ملّت ایران ،شوکت کاذبه سران کفر و استکبار جهانی در هم شکست و زمینة صدور انقلاب و جهانی شدن آرمانهای رهائی بخش این حرکت عظیم فراهم و اجرائی شد .
مسئولیت حفظ نظام تکلیف شرعی همه ما به طور عام و مدیران و مسئولین و کارگزاران و دولتمردان به طور خاص است و راهکار حفظ نظام توسط مسئولین پاسخگو بودن و راضی نگه داشتن مردم است.
چنانچه بارها عرض شده مجدداً تأکید می کنم که بین عملکرد مسئولان و مدیران با میزان رضایتمندی مردم و محبوبیّت نظام برای انان رابطه ای پیوندی و به هم پیوسته است .
تکریم ارباب رجوع و حُسن رفتار و برخورد شایسته کارگزاران با مردم نقش مهم و اصلی را در ایجاد محبّت و محبوبیت نظام و جلب خشنودی مردم دارد .
حُسن خلق در برابر مردم و ارباب رجوع مورد توصیة دین مین است .
برخورد تند و خشن و تحکّم و تکبّر آمیز با مردم- خصلتی طاغوتی و از اخلاق اسلامی به دور است و موجب می شود که پاسخ مثبت و امید بخش به نیاز مشروع مردم داده نشود .
توصیه اولیاء الهی مخصوصاً امیرالمؤمنین (ع) و حضرت امام (ره) اصلاح رفتار کارگزاران است که اثر مستقیم در تنظیم اخلاق عمومی و پیشرفت همه جانبه نظام و کشور دارد .
نقطه مطلوب ما در بخش اداری نقطه ای است که تمام حقوق بگیران و کارپردازان کارمندان دولت بویژه رؤسا و مسئولین و مقامات وزارتی و میانی و پائین تر در تمام دستگاهها نیروهائی فعال – مؤمن – متخلّق – کارآمد – آگاه و دلسوز و مردم دار و دارای روحیة بسیجی و جهادی و مصداق بارز و عینی روایت شریفه (صادقی) باشند که فرمود : کُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ‌ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ
کارگزار یعنی مُباشر خدمت و کسی که از سوی دولت مأمور پاسخگوئی به مطالبات مردم است و در جهت رُشد و اعتلای جامعه اسلامی در حوزه کاری خود خدمت می کند .
در نظام اسلامی ،حاکم و مدیران کل و جزء همه واسطه فیض هستند و فیض از ناحیه خداست که در بخش حاکمیت توسط مدیران باید به خلق برسد .
اعتقاد ما این است که اوّلاً و با لذّات واسطه فیض بین خدا وخلق،حجّت خدا است که حکومت خدا بر خلق را عامل  اجرا می باشد،در این خصوص بودند  پیامبرانی مانند حضرت سلیمان و داود که در ایفاء نقش جهانی حاکمیت الهی نقش آفرین بودند و بعضاً پیامبرانی دیگر در حوزه ای کوچکتر و امّا پیامبر اسلام گرچه شرایط زمانی برایش فراهم نشد که در حوزه جهانی حکومت کند امّا از آنجائی که خدا اراده کرده که آئین و مکتبش فراگیر و جهانی باشد و خداوند او را رحمه للعالمین قرار داده( وَما اَرْسَلْناكَ اِلّا رَحْمَةً لِلعالَمينَ.سوره انبیاء آیه 107....) لذا این مکتب الهی که پایان بخش تمام مکاتب وحی است توسط آخرین وصیّتش حضرت خاتم الاوصیاء – مهدی آل محمد (ص) با شکوه تمام در عرصه جهانی حاکم خواهد شد و به لطف حکومت واحدجهانی اسلام را محقّق خواهد ساخت .
امّا سخن اینجا است که این اولیاء طاهرین بالاصاله واسطه فیض خدا در تمام نظام تکوین و تشریع هستند و در بخش حکومتی آن بزرگواران مجری حکومت خدا بر خلق می باشند .
اما در زمان غیبت واسطه فیض ثانیاً و بالّنیابه ولایت فقیه است که در عرصه حکومتی صورت می گیرد اکنون که به لطف خدا و به برکت انقلاب اسلامی  حاکمیت دینی فراهم شده واسطه فیض از جانب حجّت خدا – نایب آن حضرت است و او شخصی ولی فقیه جامع الشرایط و مدیر و مدّبر و  سیاستمدار و آگاه به زمان است که منصب امامت و زماعت مسلمین را  دربخش نظام تشریح عهده دار است و لذا مشروعیت دولت اسلامی به تنفیذ او است .
وقتی دولت در این کشور امام زمان (عج) مستقر و حاکم شد – باید از جمع بهترها بهترین ها به عرصه خدمت ورود پیداکنند و  به کمک کارمندان ، به رتق وفتق و اصلاح امور جامعه بپردازند .
بنابراین یک کارمند مرئوس و یک رئیس و مدیر و کارگزار و مسئول باید احساس کند که نهایتاًاز جانب خدا برای خلق در این بُرهه زمانی مأموریت و مسئولیت مهم خدمت به ملت دارد و امورات و کارهای بندگان خدا را عهده دار و مُجری فرامین الهی است .
با عنایت به همین شاخصه های ارزشی یعنی خدمت در حکومتی که به یک واسطه به حجت و خلیفه خدا در زمین یعنی ولی امر معصوم بر می گردد – کارگزاران این حکومت باید بهترین – پاک ترین ولایقترینها و گلچین شده از میان همه خوبان باشند .
به همین جهت است که مقام معظم رهبری در هفته دولت در سال جاری در ارشادات و رهنمودهای معنویّت بخش و توفیق افزای مسئولین جهت گیریهای مسئولین را در دوازده بخش بیان کردند که هر کدام از این ها می تواند شاخصه توفیق دولتمردان و مسئولین ما باشد و در برگیرنده تمام مدیران عالی ، میانی و مسئولین شهرستانی می باشد .
هر کدام از این توصیه های رهبری می تواند یکی از مبانی اخلاق عملی برای مدیران و مسئولین در سطح کشور باشد که برای یادآوری به خود متذکر می شویم که فرمودند:
1-((نیت الهی برای خدمت به مردم و حّل مشکل آنان )) روشن است که اگر نیت ما در کارمان شائبنه های مادی و دنیائی داشته باشد – خسارتی جبران ناپذیر به خود زدیم زیرا  خدمت به مردم اگر با انگیزه الهی و آخرتی باشد – نتیجه دنیائی هم دارد امّا اگر دنیائی باشد – سرانجامی ناقص و اَبتر خواهد داشت .
2-(( داشتن روحیه جهادی و تلاش مضاعف )) با همین روحیه است که ((ما می توانیم )) را می توانیم باور کنیم – امام راحل (ره) 8سال جنگ را با دست خالی اما با القاء همین روحیه به دولت و ملّت اداره کرد و پیروز شد .
3-(( همکاری اعضای دولت به صورت تیمی)) یعنی کلیه و زراء و مدیران کل و جزء و رده های مختلف اجرائی هم دست و هم صدا در جهت رسیدن به هدف واحد مثل اقتصاد مقاومتی باشند – یعنی حتی دستگاههای فرهنگی – ورزشی و علمی آموزشی هم با این نگاه همدلی و همکاری به صورت تیمی می توانند زمینه ساز بیشتر توفیق دولت باشند و نگویند مسئولیت ما چیز دیگر است .
4- ((تحمّل مخالفان و استقبال از نفدها )) روشن است که یک مقام اجرائی اولیّن شرایط توفیقش داشتن شرح صدراست همان چیزی که اوّلین مطالبه حضرت موسی از خدا در بحث ابلاغ رسالتش در برابر قدرت جهنمی فرعون بود که فرمود : « رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی»سوره طّه آیات 25 الی 28 .... شرح صدر همان ظرفیت است که باید مدیران واجد آن باشند تا بتوانند تحمبل مخالفان و استقبال از نقد آنان را داشته باشند .
5-(( ارتباط نزدیک با مردم)) این لازمه مدیریت در نظامی است که بر مبنای مردم سالاری دینی حاکمیّت دارد و وقتی مسئولین مردم دار باشند مردم هم عشق به نظام پیدا می کنند – مشکلات را تحمّل می کنند و حضور و مشارکت بالای خود را در امور سیاسی و انتخابات و راهپیمائی های حمایت از نظام نشان می دهند – چنانچه هرگاه احساس خطر کنند مثل 9دی و حضور چشمگیر این مردم وفادار در سراسر کشور در هفته گذشته که پاسخ کوبنده به جریان آشوب طلبان دادند .

درس اخلاق مدیران96/9/23

درس اخلاق مدیران 96-9-23
محصول ونتیجه  درس اخلاق برای ما و همه مسئولین این است که خود را مزّین به زینت معنوی اخلاق اسلامی و سلوک و رفتار دینی با مردم و بویژه ارباب رجوع نمائیم – در این راستا هم باید ارزشهای اخلاقی را بشناسیم و برای تقویت و تثبیت آنها در نفس خود تلاش کنیم و هم آفات اخلاقی را بشناسیم و برای زدودن آنها از نفس خود تلاش کنیم .
اگر چنین شد حّس عاطفه دینی و انسانی در ما شکوفا می شود – آنگاه در دو رنج مردم را درد و رنج خود می دانیم و برای باز شدن گره از زندگی و رفع گرفتاری مردم تلاش می کنیم .
گاهی در بعضی مناطق هستند بعضی پشت میزنشینهائی که مردم برای حل مشکلاتشان به آنان مراجعه می کنند – اما آن آقا می گوید : ما نمی توانیم برای شما کاری کنیم و آنچه که می گوئید مشکل شما است – شما باید خودتان مشکلتان را حل کنید !امثال ای نحرفها که بعضی ادارای ها می گویند.عجیب است،اگر بنا بود خودش بتواند برای خود حل مشکل کند نزد شما نمی آمد .
بنابراین اخلاق اسلامی در بخش مدیریت اجرائی به ما می گوید : خود را چنان تربیت کنید که در برابر درد و رنج مردم حسّاس باشید چنانچه که مرحوم سعدی گفته است :
توکزمحنت دیگران بی غمی                      نشاید که نامت نهند آدمی
اما کلیّت بحث این است که با کسب اخلاق دینی خود را مزیّن به زینت معنوی نمائیم .
در این خصوص هر کس خلق و خُلق نیکو داشته باشد ، سرامد است .
خَلق نیکو همان ظاهر نیکو است که عموماً مردم به این مهم توّجه دارند یعنی سعی می کنیم سروصورت مناسب و وضع آراسته داشته باشند امّا مهم این است که خلق نیکو هم داشته باشیم یعنی سیرت پسندیده داشته باشیم .
همانطوری که حُسن خَلق انسان به این است وضع ظاهر و سروصورت مرتب باشد – حُسن خلق هم به این است که تمام شایستگی های اخلاقی در نفس انسان رسوخ کرده باشد و تثبیت شده باشد .
بنابراین اگر کسی در حُسن خلق نقص داشت یعنی مثلاً دندانهای درُشت و بد منظری داشت یا عیبی دیگر در صورت داشت مثلاً صورتی عبوس و درهم کشیده داشت ویا چشم و بینی ناهمگونی داشت خُلق و ظاهر او برای مردم جاذبه ای ندارد یعنی هر چند یک عضو صورت و ظاهر ناقص و یا بد منظر باشد برای بیننده عیب تلّقی می شود – فلانی را با عیب صورت و ظاهر بیشتری می شناسند !
حُسن خلق هم اینگونه است یعنی اگر یک صفت یا خصیصه زشت در وجود انسان باشد – یعنی بخیل باشد – یا تندخو باشد یا خود بین و خودخواه و حریص باشد .اینها به چشم میآید هرچند دیگر خصلتهایش هم خوب باشد مورد توّجه مردم قرار نمی گیرد .
اینجا است که توصیه شده است همانگونه که به خلق نیکوی خود توجه داریم و بعضی حاضر می شوند حتی با جراحی پلاستیکی برای خود ظاهر پردازی کنند ! باید به خُلق نیکوی خود هم توجه کنیم و زشتی های اخلاقی و اوصاف رذیله را از باطن و نفس خود دور کنیم و تطهیر نفس از رذائل نمائیم و بدانیم که باید ملتزم به باید های رفتاری در عملکرد خود باشیم و از نبایدهاو زشت  کاری ها پیراسته شویم .
در این خصوص شرط اوّل توفیق اخلاقی این است که ما نیک و بد را بشناسیم بدانیم نیکی همان است که در شرع مقدس از آن به عنوان معروف از آن یاد شده و زشتی هم همان است که به عنوان مُنکر از آن یاد شده است .
بدانیم کدام ملکات و صفات نفسانی معروف و خوب و مایه کمال است و پس از شناسائی خود را به آن خوبیها موصوف نمائیم . با این تلاش بخشی از اخلاق را به دست آورده ایم و می توانیم با این اورده اخلاقی ، سلامت روح و جان و روان خود را به دست آوریم و چراغ هدایت را سر راه زندگی خود روشن کنیم و حقایق را از اباطیل و نیکی ها را از بدیها ، تشخیص دهیم چو اینکه بدیها و منکرات بیماری معنوی انسان است .
و همانطور که با رعایت اصول بهداشتی سلامت جسم را تضمین می کنیم – روان خود راهم باید از بیماریهای معنوی و صفات زشت و اخلاق ناروا به دو1ر سازیم .

درس اخلاق مدیران 96/10/7

درس اخلاق96-10-7
اخلاق خود یک علم است که انسان باید در پی فراگیری آن باشد و موضوع علم اخلاق سلوک رفتاری انسان است . رفتار انسان یعنی بروز دادن ارتباطات و مناسبات با دیگران .
بنابراین میتوان گفت اخلاق برای اعتدال بخشیدن به رفتار انسان بر مبنای هدفهای ارزشمند انسانی است که در شئونات اجتماعی و تعامل با مردم به دور از افراط و تفریط با خوش خلقی و خوش رفتاری و خوش گفتاری و خیرخواهی و مردم دوستی و ایثار و فداکاری – وقار و متانت مردم دوستی و خدمت تواضع و فروتنی و دیگر معیارهای انسانی و ارزشی همچون تقوا و فضیلت ، خود را نشان دهد و نشان دهد که خطای رفتاری ندارد .
از طرفی فراگیری علم اخلاق مقدمه ای برای عمل است یعنی انسان هم موجد اخلاق است یعنی باید فضیلتها و شایستگی های فعلی و قولی ( رفتاری و گفتاری ) را ایجاد و تحصیل کرده و دنبال نماید و در نفس خود مستقر کند و هم عامل اخلاق-یعنی به مبنای اخلاقی عمل کند .در بحث اخلاق هم باید بگوئیم که علم اخلاق برای عمل است وگرنه کسی می داند دروغ و غیبت و تهمت و نمّامی و سخن چینی و نفاق افکنی و ظلم و بدخواهی از مفاسد اخلاقی و بد است اما از آنها ابائی ندارد از نظر اسلام عالم بی عمل است و مورد مذمّت قرآن قرار می گیرد که در سوره شریفة صف آیه 3 فرموده : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ؟كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ یعنی ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چرا سخنی می‌گویید که عمل نمی‌کنید؟!نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمی‌کنید!
به هرحال یافته های عقلی و نقلی گویای این است که انسان ، شاه بیت عالم خلقت و آفرینش است یعنی مخلوقی است که دیگر مخلوقات به خاطر او آفریده شده اند . عقل می گوید شأنیت این مخلوق بزرگ که با شخصیت متعالی است ایجاب نمی کند که در این عالم یَلَه و رها و بی مسئولیت و بی هدف باشد زیرا خداوند او را گرامی داشته است.
و فرموده:
وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ=(سورة اسراء  آيه 70) همچنین دیگر آیات قرآنی که گویای امتیاز وبرتری انسان نسبت به دیگر مخلوقات است که می فرماید:
وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ=( سورة جاثية  آيه 13 ) آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همه را از سوی خودش مسخّر شما ساخته.
وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا=( سورة البقرة  آيه 31)مخلوقی که خدای متعال معلم اوست.
عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ=( سورة علق  آيه 5 )  به انسان آنچه را نمی‌دانست یاد داد!
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ  =( سورة تين  آيه 4 ) ما انسان را در بهترین صورت و نظام آفریدیم.
خَلَقْتُ الْأَشْیآءَ لِأَجْلِک((حدیث قدسی)) تمام اشیا را برای تو بنی آدم آفریدم
بر اساس همین ارزشهائی که خدای متعال در نهاد انسان قرار داده ، خداوند اخلاق و ایمان و عمل صالح را که شاخصه انسانیت  است محصول شجره طیبة  دین و شریعت قرار داده به این معنی که دین ضمانت کسب اخلاق را دارد و لذا هدایت الهی برای تربیت است و نتیجة تربیت متخّلق شدن به اخلاق دینی و الهی و اسلامی است .
از این جهت باید گفت قدمت دیانت و هدایت که نتیجة آن اخلاق انسانی است به قدمت عمر بشریت باز می گردد یعنی در تمام ادوار تاریخِ حیاتِ بشریت ،خداوند وحی و نبوت را به عنوان چراغ هدایت بشر قرار داده و آموزة این هدایت ، تزکیه نفس و تهذیب اخلاق انسانها است .
تزکیه نفس یعنی پاک کردن آلودگیهای اخلاقی از قلب و دل و عمل و مقدمة تزکیه نفس هم خالی کردن دل از محبّت غیر خدااست . اگر مظروف ظرف دل فقط محبت و عشق به خدا باشد و انسان عاشق خدا شود ظرف دلش لبریز از نور خدا می شود که در روز قیامت برایش کارساز است و روشنگر صحرای محشر و قیامت انسان می شود .
اینکه خدای متعال در سوره شعرا آیه 88-89 می فرماید : يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ-إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ
یعنی اینکه فردای قیامت مال و اولاد فریاد رسی برای انسان ندارد و فقط قلب سالم است که خدا خریدار آن است – قلب سالم هم همان نفس پاک شده و تزکیه شده از آلودگیها است .
امام صادق (ع) در تبیین معنای قلب سلیم می فرماید : قلب سلیم قلبی است که به هنگام ملاقات خدای متعال ( در وقت نماز یا مُردن ) چیزی جز خدا در آن جای نداشته باشد .
در نتیجه علم اخلاق علمی مستقل است و جنبة صوری ندارد بلکه جنبة عملی دارد و از علوم دستوری است یعنی باید و نباید دارد – باید فضائل را جذب کرد و نباید رذائل و زشتی ها را جذب کرد .

درس اخلاق مدیران96/7/20

روایت شریفه می گوید: از جانب حضرت حق هرانسانی دارای دو پیغمبر است.یکی پیامبر درونی و یکی هم پیامبر بیرونی. پیامبر درونی انسان عقل است که به نوبه خود چراغ  روشنگر راه زندگی است-عقل به صورت مستقل درموضوعات مستقل زندگی درمقام قضاوت و بیان حُسن وقبح افعال و اقوال انسان است.
نقش عقل نقش هدایت بخشی درجهت سازندگی شخصیت معنوی انسان است.عقل درمسیر زندگی در برابر احساس قرار دارد.زیرا عقل تدبیر زندگی را با دور اندیشی دارد اما احساس موجب این می شود که انسان تصمیمات لحظه ای بدون لحاظ نتیجه و عاقبت کار را می گیرد.
احساس نوعی ابراز تمایلات و خواسته های نفسانی انسان است که با تأثیرمحیط و شرایط و عوامل هرلحظه ممکن است متحول شود-اما در مورد عقل چنین نیست یعنی هرگز عوامل محیط و تغییر شرایط نمی تواند مبنای ثابت حکم عقل ر اعوض کند.تاکنون نبوده که عوامل و شرایط ومحیط بتواند حکم عقل را عوض کند  و مثلاً برای مدت زمان کوتاهی بگوید ظلم خوب است و عدل بد.بی انصافی  بهترین است و انصاف بدترین.با عنایت به حکم عقل در ترویج خوبی ها و ضرورت کسب لیاقت و شایستگی ها و دوری و انزجار از منقصت و خلاف و ناروائی و بزهکاریها-آنچه که درمورد عقلانیت در زندگی می توان گفت  این است که: عقلانیت راهکارکمال درزندگی است.مسیر کمال که همان طی کردن سیر استکمال انسان به سوی خدا بعنوان کمال مطلوب است که راه عقلانیت است وخدای متعال هم درموارد عدیده از کسانی که توانمندی عقلانی ندارند و ازچراغ روشنگر عقل در راه زندگی استفاده نمی کنند و مسیر نو و توحید و هدایت را بعنوان راه کمال طی نمیکنند-آنها را ملامت وتوبیخ میکند  در سورة بقرة  آيه 44  می فرماید:  أَفَلَا تَعْقِلُونَ آیا نمی‌اندیشید؟! پس اندیشه نمی گذارد انسان به انحراف و بی راهه و ظلمات جهل و وهم و سقوط و ذلت کشانده شود. یا درمورد مذمت پیروی کورکورانه ازبیراهه رفتگان در سورة بقرة  آيه 170 می فرماید :  أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ آیا اگر پدران آنها با بی عقلی ، چیزی نمی‌فهمیدند و هدایت نیافتند (باز از آنها پیروی خواهند کرد)؟!
در بخش اخلاق مداری باید گفت:بی عقلی کردن درزندگی سرانجامش بد خُلقی و بد رفتاری و سوء سریره اخلاقی است و اثرات سوء در زندگی فردی و اجتماعی ما دارد-کسی که بی عقلی می کند زندگیش را درلبه پرتگاه قرار داده و نادانی اثرات تلخ و منفی نه فقط در خانواده بلکه در رفتار اجتماعی هم خواهد داشت.
شما ملاحظه کنید از گذشته تاکنون وقتی مردم به دنبال احساسات و نفسیات و دل بخواهی های خود هستند و می خواهند فقط خوش گذران باشند-در قبال سرنوشت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی زندگی خودشان بی تفاوت می شوند و کار ندارند چه کسی مقدرات و سرنوشت آنان را در دست گرفته و به چه سمت و سویی آنها را میکشاند و به چه حقارت و ذلتی گرفتارشان می سازد!ثمره بی عقلی-بی فرهنگی است و مردم بی فرهنگ هم بلوغ سیاسی و اجتماعی ندارند تا بفهمند که تعیین سرنوشت و به دست گیری مقدرات زندگی حق آنان است و لذا وقتی دست دسیسة استعمار – افراد گُماشته و نالایق و مزدور را برآنان حاکم می کند – آنها تسلیمند و برایشان مهم نیست چه کسی بر سرنوشت آنها حاکم است – اما عقلانیّت موجب بیداری انسان در زندگی می شود و اجازه نمی دهد که ستمگران استعمار گز مقدرات امور جامعه اسلامی و یافتنی بشری آنان را به دست بگیرند .
اگر وجود مبارک امام حسین (ع) رمز قیام خودرا اعتراض عملی به ممزوج شدن حق با باطل و بلکه معکوس شدن آن می داند یعنی حقایق وارونه شده و براندام باطل لباس حق پوشانده شده و حق – باطل معرفی می گردد و مردم هم به صورتی غیر مسئولانه و ذلیلانه تن به پذیرش می دهند – به خاطر همین است که چرا عقلانیّت حاکم نیست ؟!
عقلانیّت ایجاب می کند که آن بزرگوار جبهه سرسختانه در برابر نظام یزیدی بگیرد و بگوید : مثلي لا يُبايع مثله – نه فقط من امروز با یزید کنار نمی آیم بلکه درطول تاریخ و برای همیشه هم مثل من و هم فکران و اندیشه ورزانی همچون من با مثل یزید که تجسّم ذلت و حقارت و فساد و فرو مایگی است تفاهم ندارد و کنار نخواهد آمد .
از فُضیل ابن عیاض نقل شده که می گفت : دنیا بیمارستان ( و یا به تعبیری تیمارستانی ) است که مردم در آن همچون دیوانگانند  – مرحوم شمس تبریزی میگوید : کارما عکس کار مردم است – آنچه را که ما رد می کنیم آنها قبول دارند و آنچه را که ما قبول داریم آنها رد میکنند ! معنی این حرفها این است که بی عقلی چشم و گوش مردم را می بندد و همه را کروکور می کند به گونه ای که حتی سخنان سازنده و حیات بخش و نجات بخش امام حسین (ع) هم دردل آنان اثر نمی کند و آنها راه ضلالت خود را ادامه می دهند !
مسعودی در مروّج الذهب می نویسد – بی عقلی مردم گاه به جائی رسده که – مردی از کوفه پایگاه حکومت علی (ع) با شتری چابُک و قشنگ به شام پایگاه حکومت معاویه آمده – یکی از اهالی و دمشق گرببان اورا گرفت ومدعی شد که این ناقه (شتر ماده) که توسواری مال من است و شما در جنگ صفیّن که دریاری علی به جنگ معاویه آمده بودی این شتر را از من ربودی !
مرد کوفی انکار کرد اما شامی که از طرفداران معاویه بود چند شاهد (کاذب) آورد و معاویه به نفع او حکم کرد و شتر (ناقه) را به مرد شامی دادند .
صاحب شتر (کوفی) نزد معاویه اعتراض کرد که این مرد مدعی ناقه است ولی شتر من ناقه نیست – جَمَل (شتر نر) است!  معاویه گفت حکم صادر شده ودیگر حرفی در کار نیست – وقتی مردم رفتند – این مرد کوفی را خو است و پول شتر را به او داد گفت کوفه که فتی به علی (ع) بگو به زودی جمعیتی ازشام و طرفداران معاویه به جنگ تو می آیند که ناقه و جمل را تشخیص نمی دهند !

درس اخلاق مدیران96/7/5

درس اخلاق مدیران 5/7/96
موضوع: سیر استکمال در زندگی
مسیر زندگی انسان سیر استکمال و کمال طلبی است . یعنی هرکس در زندگی راه تکامل را طی می کند ،هم در بُعد جسمی و هم در بُعد روحی لکن تکامل در بعد جسمی غیر ارادی است اما در بُعد روحی ارادی و اختیاری است . به خلاف حیوانات که فقط در بعد جسمی رُشد پیدا می کنند اما در بعد روحی قابلیت رُشد و کمال ندارند .
بنابراین انسان و حیوان در تکامل بُعد جسمی باهم شریکند – حیوان خوراک می خواهد –گیاه خوار است یا گوشتخوار – انسان هم هم گیاه خوار است هم گوشتخوار – حیوان بدون آنکه بخواهد با خوردن خوراک فربه و بزرگ می شود انسان هم با خوردن غذا و رسیدن ویتامین به بدن رُشد پیدا می کند و بزرگ می شود .
تمایز انسان با حیوان در استکمال بُعد روحی است زیرا فقط انسان می تواند به روح خود کمال بخشد – رُشد روحی و معنوی و اخلاقی پیدا کند و کسب شایستگی نماید – امّا حیوان این قابلیت و توان را ندارد .
از طرفی انسان و حیوان هر دو می میرند و جسم فربه و کمال یافته آنها خاک می شود اما روح انسان از بین رفتنی نیست و ماندگاری دارد .
درس مکتب انبیاء این است که روح و جان انسان رُشد و کمال یابد و این ما هستیم که می توانیم به روحمان تکامل بخشیم یا نبخشیم . عقل برای ما ابزار تکامل روح است و تمام فضائل و برتری و شخصیّت و منزلت و ادمیت ما در گرو پرورش دادن و رُشد بخشیدن به روح است . اگر به دنبال ان بودیم در حد تلاش خود به کمال می رسیم و گرنه در همان حوزة صغارت خود می مانیم .
گرچه عرف، صغیری و کبیری را به سّن و سال می داند اما عقل صغیری و کبیری را به رُشد روحی انسان معطوف می کند چه بسا کسی سن و سال دارد امّا بلوغ عقلی و رُشد روحی و کمالات انسانی را ندارد – عقل او را صغیر می داند و چه بسا کسی سن وسال هم ندارد ام عقل کارا دارد-عقل او ر اکبیر می داند-می گویند مرحوم شیخ الرئیس ابو علی سینا در سن 9 سالگی پزشک حاذقی شد-عقل چنین کسی را صغیر نمی داند-پس ملاک ،کمال است آن هم کمال روحی وعقلی.
در این خصوص راه کمال همان راه انسانیت و عقلانیّت است که راه انبیاء و اولیاء خدا در زندگی است .
راه انبیاء همان وظیفه شناسی و مسئولیت پذیری و داشتن عقلانیّت در زندگی است و این راه انبیاء راه حاکم سازی معیارهای انسانی و شاخصه های آدمیت درسیر زندگی است و این به معنی کمال جوئی انسان و خداجوئی و حق خواهی است که معیار زندگی انسانی است .
در آستانه ایام عاشورای حسینی قرار داریم – ضمن عرض تسلیت ایام سزاوار است در بیان راهکارهای رسیدن به کمال و پیمودن راه استکمال در زندگی به مفهوم حیات و زندگی پی ببریم و در این راه از ارشادات و بیانات امام حسین (ع) بهره می گیریم که آن حضرت فرمود : اِنَّ الحَیاتَ عَقیدهَ َوَجهاد  یعنی زندگی دوپایه دارد – عقیده و جهاد .
کار عقیده این است که به زندگی هدف می بخشد – یعنی مسیر زندگی را هدف گذاری و ریل گذاری می کند – زیرا عقیده عمل را به دنبال دارد – کسی که اهل خطا و خلاف و بزهکاری و ناروائی و ظلم و جور و جنایت نیست چون اعتقاد به حرمت آنها دارد و منکر را منکر می داند و عذاب قیامت در ارتکاب کار حرام و منکر را باور دارد – این عقیده در زندگی به چنین انسانی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد در مقام عمل صیانت می بخشد – زندگیش را از منکرات تطهیر می کند بنابراین به فرموده امام حسین (ع) زندگی حقیقی انسانی مبتنی بر عقیده و جهاد است که جهاد پایه دوم زندگی است و راهکار دفاع از عقیده و ارزشهاو راه کمال – جهاد است .
انسان باید در مسسیر استکمال و رسیدن به کمال مطلوب یعنی حق طلبی و خداگرائی باید با موانع موجود که همان گناه و فساد و منکر است – مبارزه کند .
اگر وجود مبارک امام حسین (ع) خمیر مایه قیام خود را امر بمعروف و نهی از منکر بیان می کند یعنی به کربلا آمده تا موانع راه رُشد و کمال و آدمیّت را برطرف کند . حضرت از کسانی که هنوز نتوانسته است ، مسئولیت شناسی و تکلیف گرائی و راهکار روشن کردن راه زندگی را بشناسد و درک کنند و نسبت به اصل قیام و شهادت امام حسین (ع) چه بسا دلسوزانه اما و اگر دارند و نمی خواهند امام خود را در معرض آسیبها و تیر و نیزه و سنان و زخم و رنج و خاک و خون ببینند و شاید بتوانند آن بزرگوار را از تقابل خونین با جبهة جلّاد یزیدی منصرف سازند – از آنان با تعجب می پرسد : اَلا تَرَوَنَ اَنَّ المَعروفَ(حقِّ) لا یُعمَلُ بِهِ وَ الباطِلِ لا یُنتَاهی عَنْهُ؟
آیا نمی بینید کسی به معروف عمل نمی کند و از منکر جلوگیری نمی شود ؟!
در کربلا نماد بد حجابی  جلف گردی و مدپرستی و امثال آن نبود – جریان کربلا جبهه تقابل با ریشه منکر و فتنه و فساد بود .
در هرزمان باید تیشه به ریشه منکر زد و ریشه منکر امروز مثلث شوم آمریکا و انگلیس و اسرائیل است . ام الفساد امریکا است –نهی از منکر عملی امروز همین مبارزه با امریکا و مرگ بر امریکا است .
اینکه حضرت امام (ره) فرمود هرچه فریاد دارید بر سر امریکا بکشید – اینکه مقام معظم رهبری امریکا را تجسم عینی شیطان می داند-اینکه بچه شیطانها در خلیج فارس بخود جرئت وجسارت می دهند-اینکه برای امریکا وذنابش آدم کشی وخونریزی مثل گنجک کشی وآب ریزی است بخاطر ای ناست که سر رشته همه اینها در دست  امریکا  است و وجود امریکا منکر است و اما دربحث معروف باید بدانیم که عینی ترین جلوه معروف حفظ نظام اسلامی در ایران و عینی ترین جلوه منکر امریکا است .
ما تفسیر عملی کلام و بیان نورانی امام حسین (ع) را که فرمود : اِنَّ الحَیاتَ عَقیدهَ َوَجهاد در متن انقلاب اسلامی خود دیده و می بینیم – زیرا آنچه که به ملت ما صبوری و مقاومت داده عقیده است ملت ما ولایتمداری را یک شعار سیاسی نمی داند – بلکه مبنای اعتقادی می داند و فرمانبری از ولی امر مسلمین – مقام معظم رهبری را بادید سیاسی نگاه نمی کند بلکه وظیفه دینی برای خود می داند این اثر عقیده است و جهاد هم به لطف خدا تیتر زندگی ملت مسلمان و انقلابی ما است

زیر مجموعه ها

 

شعار سال 1397

شعار امسال «حمایت از کالای ایرانی» است؛ سال «حمایت از کالای ایرانی». این فقط مربوط به مسئولین نیست؛ آحاد ملّت همه میتوانند در این زمینه کمک بکنند و به معنای واقعی کلمه وارد میدان بشوند.

موضوع خطبه ها

موضوع اصلی:قیام امام حسین(ع)        

موضوع خطبه این هفته:رسالت سجادی

مدت خطبه ها:35دقیقه

 

 

گنجینه های فرهنگی

کانال پیام رسان نماز جمعه

با کلیک برتصویر زیر درکانال سروش نماز آدینه از مطالب متنوع شامل:داستانهای اخلاقی، نکات پند آمیز ،احادیث،اخبارسیاسی ،نکات روانشناسی ، خطبه ها و تصاویر نمازگزاران…. بهره مند شوید.