30 فروردين 1397 ساعت 22:51
 
 

اوقات شرعی

 
 


درس اخلاق مدیران96/7/20

روایت شریفه می گوید: از جانب حضرت حق هرانسانی دارای دو پیغمبر است.یکی پیامبر درونی و یکی هم پیامبر بیرونی. پیامبر درونی انسان عقل است که به نوبه خود چراغ  روشنگر راه زندگی است-عقل به صورت مستقل درموضوعات مستقل زندگی درمقام قضاوت و بیان حُسن وقبح افعال و اقوال انسان است.
نقش عقل نقش هدایت بخشی درجهت سازندگی شخصیت معنوی انسان است.عقل درمسیر زندگی در برابر احساس قرار دارد.زیرا عقل تدبیر زندگی را با دور اندیشی دارد اما احساس موجب این می شود که انسان تصمیمات لحظه ای بدون لحاظ نتیجه و عاقبت کار را می گیرد.
احساس نوعی ابراز تمایلات و خواسته های نفسانی انسان است که با تأثیرمحیط و شرایط و عوامل هرلحظه ممکن است متحول شود-اما در مورد عقل چنین نیست یعنی هرگز عوامل محیط و تغییر شرایط نمی تواند مبنای ثابت حکم عقل ر اعوض کند.تاکنون نبوده که عوامل و شرایط ومحیط بتواند حکم عقل را عوض کند  و مثلاً برای مدت زمان کوتاهی بگوید ظلم خوب است و عدل بد.بی انصافی  بهترین است و انصاف بدترین.با عنایت به حکم عقل در ترویج خوبی ها و ضرورت کسب لیاقت و شایستگی ها و دوری و انزجار از منقصت و خلاف و ناروائی و بزهکاریها-آنچه که درمورد عقلانیت در زندگی می توان گفت  این است که: عقلانیت راهکارکمال درزندگی است.مسیر کمال که همان طی کردن سیر استکمال انسان به سوی خدا بعنوان کمال مطلوب است که راه عقلانیت است وخدای متعال هم درموارد عدیده از کسانی که توانمندی عقلانی ندارند و ازچراغ روشنگر عقل در راه زندگی استفاده نمی کنند و مسیر نو و توحید و هدایت را بعنوان راه کمال طی نمیکنند-آنها را ملامت وتوبیخ میکند  در سورة بقرة  آيه 44  می فرماید:  أَفَلَا تَعْقِلُونَ آیا نمی‌اندیشید؟! پس اندیشه نمی گذارد انسان به انحراف و بی راهه و ظلمات جهل و وهم و سقوط و ذلت کشانده شود. یا درمورد مذمت پیروی کورکورانه ازبیراهه رفتگان در سورة بقرة  آيه 170 می فرماید :  أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ آیا اگر پدران آنها با بی عقلی ، چیزی نمی‌فهمیدند و هدایت نیافتند (باز از آنها پیروی خواهند کرد)؟!
در بخش اخلاق مداری باید گفت:بی عقلی کردن درزندگی سرانجامش بد خُلقی و بد رفتاری و سوء سریره اخلاقی است و اثرات سوء در زندگی فردی و اجتماعی ما دارد-کسی که بی عقلی می کند زندگیش را درلبه پرتگاه قرار داده و نادانی اثرات تلخ و منفی نه فقط در خانواده بلکه در رفتار اجتماعی هم خواهد داشت.
شما ملاحظه کنید از گذشته تاکنون وقتی مردم به دنبال احساسات و نفسیات و دل بخواهی های خود هستند و می خواهند فقط خوش گذران باشند-در قبال سرنوشت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی زندگی خودشان بی تفاوت می شوند و کار ندارند چه کسی مقدرات و سرنوشت آنان را در دست گرفته و به چه سمت و سویی آنها را میکشاند و به چه حقارت و ذلتی گرفتارشان می سازد!ثمره بی عقلی-بی فرهنگی است و مردم بی فرهنگ هم بلوغ سیاسی و اجتماعی ندارند تا بفهمند که تعیین سرنوشت و به دست گیری مقدرات زندگی حق آنان است و لذا وقتی دست دسیسة استعمار – افراد گُماشته و نالایق و مزدور را برآنان حاکم می کند – آنها تسلیمند و برایشان مهم نیست چه کسی بر سرنوشت آنها حاکم است – اما عقلانیّت موجب بیداری انسان در زندگی می شود و اجازه نمی دهد که ستمگران استعمار گز مقدرات امور جامعه اسلامی و یافتنی بشری آنان را به دست بگیرند .
اگر وجود مبارک امام حسین (ع) رمز قیام خودرا اعتراض عملی به ممزوج شدن حق با باطل و بلکه معکوس شدن آن می داند یعنی حقایق وارونه شده و براندام باطل لباس حق پوشانده شده و حق – باطل معرفی می گردد و مردم هم به صورتی غیر مسئولانه و ذلیلانه تن به پذیرش می دهند – به خاطر همین است که چرا عقلانیّت حاکم نیست ؟!
عقلانیّت ایجاب می کند که آن بزرگوار جبهه سرسختانه در برابر نظام یزیدی بگیرد و بگوید : مثلي لا يُبايع مثله – نه فقط من امروز با یزید کنار نمی آیم بلکه درطول تاریخ و برای همیشه هم مثل من و هم فکران و اندیشه ورزانی همچون من با مثل یزید که تجسّم ذلت و حقارت و فساد و فرو مایگی است تفاهم ندارد و کنار نخواهد آمد .
از فُضیل ابن عیاض نقل شده که می گفت : دنیا بیمارستان ( و یا به تعبیری تیمارستانی ) است که مردم در آن همچون دیوانگانند  – مرحوم شمس تبریزی میگوید : کارما عکس کار مردم است – آنچه را که ما رد می کنیم آنها قبول دارند و آنچه را که ما قبول داریم آنها رد میکنند ! معنی این حرفها این است که بی عقلی چشم و گوش مردم را می بندد و همه را کروکور می کند به گونه ای که حتی سخنان سازنده و حیات بخش و نجات بخش امام حسین (ع) هم دردل آنان اثر نمی کند و آنها راه ضلالت خود را ادامه می دهند !
مسعودی در مروّج الذهب می نویسد – بی عقلی مردم گاه به جائی رسده که – مردی از کوفه پایگاه حکومت علی (ع) با شتری چابُک و قشنگ به شام پایگاه حکومت معاویه آمده – یکی از اهالی و دمشق گرببان اورا گرفت ومدعی شد که این ناقه (شتر ماده) که توسواری مال من است و شما در جنگ صفیّن که دریاری علی به جنگ معاویه آمده بودی این شتر را از من ربودی !
مرد کوفی انکار کرد اما شامی که از طرفداران معاویه بود چند شاهد (کاذب) آورد و معاویه به نفع او حکم کرد و شتر (ناقه) را به مرد شامی دادند .
صاحب شتر (کوفی) نزد معاویه اعتراض کرد که این مرد مدعی ناقه است ولی شتر من ناقه نیست – جَمَل (شتر نر) است!  معاویه گفت حکم صادر شده ودیگر حرفی در کار نیست – وقتی مردم رفتند – این مرد کوفی را خو است و پول شتر را به او داد گفت کوفه که فتی به علی (ع) بگو به زودی جمعیتی ازشام و طرفداران معاویه به جنگ تو می آیند که ناقه و جمل را تشخیص نمی دهند !

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

 

شعار سال 1397

شعار امسال «حمایت از کالای ایرانی» است؛ سال «حمایت از کالای ایرانی». این فقط مربوط به مسئولین نیست؛ آحاد ملّت همه میتوانند در این زمینه کمک بکنند و به معنای واقعی کلمه وارد میدان بشوند.

موضوع خطبه ها

موضوع اصلی:جامعه اسلامی و ارزشها            

موضوع خطبه این هفته:  مبانی سلامت اجتماعی

مدت خطبه ها:35دقیقه

 

 

گنجینه های فرهنگی

کانال تلگرامی نماز جمعه