Deprecated: Methods with the same name as their class will not be constructors in a future version of PHP; plgSystemJComments has a deprecated constructor in /home/abaradin/public_html/plugins/system/jcomments/jcomments.php on line 19

Deprecated: iconv_set_encoding(): Use of iconv.internal_encoding is deprecated in /home/abaradin/public_html/libraries/joomla/string/string.php on line 28

Deprecated: iconv_set_encoding(): Use of iconv.input_encoding is deprecated in /home/abaradin/public_html/libraries/joomla/string/string.php on line 29

Deprecated: iconv_set_encoding(): Use of iconv.output_encoding is deprecated in /home/abaradin/public_html/libraries/joomla/string/string.php on line 30

Deprecated: Methods with the same name as their class will not be constructors in a future version of PHP; JoomlaTuneDBTable has a deprecated constructor in /home/abaradin/public_html/components/com_jcomments/libraries/joomlatune/joomla/jtable_15.php on line 4

Deprecated: Methods with the same name as their class will not be constructors in a future version of PHP; JCommentsACL has a deprecated constructor in /home/abaradin/public_html/components/com_jcomments/jcomments.class.php on line 76

Deprecated: Methods with the same name as their class will not be constructors in a future version of PHP; JCommentsSmiles has a deprecated constructor in /home/abaradin/public_html/components/com_jcomments/jcomments.class.php on line 348

Deprecated: Methods with the same name as their class will not be constructors in a future version of PHP; JCommentsBBCode has a deprecated constructor in /home/abaradin/public_html/components/com_jcomments/jcomments.class.php on line 755

Deprecated: Methods with the same name as their class will not be constructors in a future version of PHP; JCommentsCustomBBCode has a deprecated constructor in /home/abaradin/public_html/components/com_jcomments/jcomments.class.php on line 1117
پایگاه اطلاع رسانی دفتر امام جمعه ابرکوه
18 Jul 2019 ساعت 09:01
 
 
 

اوقات شرعی

 
 

Deprecated: Methods with the same name as their class will not be constructors in a future version of PHP; plgContentJComments has a deprecated constructor in /home/abaradin/public_html/plugins/content/jcomments/jcomments.php on line 25

گفتار های امام جمعه

جلوه های فرهنگ دینی

جلوه های فرهنگ دینی
فرهنگ هویت یک ملت است. ارزشهای فرهنگی روح و معنای حقیقی یک ملت است. همه چیز مترتب بر فرهنگ است. فرهنگ حاشیه و ذیلِ اقتصاد نیست، حاشیه و ذیلِ سیاست نیست، اقتصاد و سیاست حاشیه و ذیل بر فرهنگند؛ به این باید توجه کرد. نمیتوانیم فرهنگ را از عرصه‌های دیگر منفک کنیم؛ همین‌طور که اشاره کردند،  [اینکه] ما گفتیم مسائل اقتصادی و مسائل گوناگون مهم پیوست فرهنگی داشته باشد،  معنای آن همین است؛ معنای آن این است که یک حرکت اساسی که در زمینه‌ی اقتصاد، در زمینه‌ی سیاست، در زمینه‌ی سازندگی، در زمینه‌ی فناوری، تولید، پیشرفت علم میخواهیم انجام بدهیم، ملتفت لوازم فرهنگی آن باشیم. گاهی اوقات انسان در یک کاری وارد میشود، یک کار اقتصادی انجام میدهد، [اما] لوازم آن و تبعات فرهنگی آن را توجه ندارد. بله، کار کار بزرگی است؛ کار اقتصادی بزرگی است، منتها بر آن مترتب میشود لوازمی و تبعاتی که برای کشور ضرر دارد؛ فرهنگ این‌جوری است. باید در همه‌ی مسائل آن نکته‌ی فرهنگی را در نظر داشت و نگذاریم که این از یاد برود.
 فرهنگ، برنامه‌ریزی هم لازم دارد؛ نباید انتظار داشت که فرهنگ کشور - چه فرهنگ عمومی؛ چه فرهنگ نخبگانی، دانشگاه‌ها و غیره و غیره - به خودىِ خود خوب بشوند و پیش بروند؛ نه، این برنامه‌ریزی میخواهد.
بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی ۱۳۹۲/۰۹/۱۹


درجهان امروز همه چیز با شتاب درحال دگرگونی است و همه ملت ها در تکاپوی نوسازی و بهبود جوامع خود هستند. جامعه نیز به مثابه تاریخ دائماً در حال حرکت است، خود را دگرگون می کند و پیوسته در حال دگرگون ساختن محیط و سایر جوامعی است که با آنها در ارتباط است . جامعه در این تکاپوی دائم معمولا نیروهای بیرونی یا درونی که ماهیت، جهت و سرنوشت آن را تغییر می دهد، ایجاد می کند. تمام جوامع چه به صورت ناگهانی و چه به گونه¬ای آرام و نامحسوس، هر روز تغییراتی را که کمابیش با گذشته¬اش هماهنگی داشته، پشت سر می¬گذارند. در واقع حیات اجتماعی و فردی آدمی از گهواره تا گور، دشتخوش یک سلسله تحول و تبدیل است . همانطور که تن کودک روز به روز تواناتر و نیرومند تر می شود و به موازات این تکامل جسمی و ظاهری ، اندیشه و حیات درونی او نیز  تکامل می¬پذیرد ، محیط فیزیکی و اجتماعی وی نیز دائماً در حال تغییر و گسترش می باشد . به دیگر سخن،  دگرگونی و تحول جزء ذاتی جوامع به شمار می رود، همان طوری که مطالعه تاریخ جوامع نشان داده هیچ جامعه ای ایستا و بدون تغییر نبوده است برای مثال: کشور ما در عرصه ورود تکنولوژی جدید در چند دهه پیش دچار تغییر و تحولاتی شد . این روند به جابجایی گروهها و قشرهای مختلف منجر شده و مردم را به این سو و آن سو کشانده است . در این تحولات سنت¬ها، آداب و رسوم رو به سستی  نهاده  بدون آنکه جامعه بتواند فرهنگ سنتی گذشته را تثبیت یا فرهنگ نوین صنعتی را کاملاً جذب کند . مثلاً در گذار از مرحله تولید زراعی سنتی، به علت ورود همه جانبه تکنولوژی  نه تنها سطح تولید ، ترقی چشمگیری نکرد، بلکه با انزوای کشت سنتی و ترک سنت های مربوط به آن ، عده¬ای به سبب بیکاری و برای کسب درآمد راهی شهرها شدند و به علت سرگردانی ، جذب بخش های واسطه گری و انگلی شدند و کم کم درصدد شبیه سازی خود با فرهنگ حاکم بر شهرها برآمدند .
بسیاری از پژوهشگران اعتقاد دارند، تنها به یاری فرهنگ یک سرزمین است که قادر خواهیم بود تا دریافتی روشن از چگونگی شکل گرفتن و سیر و حرکت حیات آن جامعه به دست آوریم . با بررسی فرهنگ مردم یک سرزمین است که به چگونگی  آفرینش و سیر اندیشه و جهان بینی و ابداعات و نیروی جنبش و تحرک فکری و جسمی موجود ارگانیکی به نام جامعه پی می بریم .
مفهوم فرهنگ
اصطلاح فرهنگ از نظر تنوع مفاهیم وسعت معانی، سیر تاریخی و برداشت ادبی چنان ابعاد گسترده¬ای یافته است که دیگر نمی توان آن را به محدوده مفهوم ومعانی دانش و تربیت منحصر دانست . باید گفت که وسعت و قلمرو فرهنگ به وسعت حیات اجتماعی انسان است و تمامی ذخائر و میراث های اندیشه و دست انسان از آغاز تا به امروز را شامل می شود. از این رو وسعت قلمرو موضوعی و انسان شمول بودن فرهنگ ممکن است باعث شود که خصوصیات مشترکی میان فرهنگ ما با تمدن ، جامعه ، شخصیت و نژاد و ... پدید آید .
      برای فرهنگ تعاریف بسیار متعدد و متنوعی شده است  که در این جا برای روشن شدن موضوع و قلمرو آن به تعریف جامعی که تایلور در کتاب خود به نام فرهنگ ابتدایی ارائه داده است اشاره می کنیم: "فرهنگ مجموعه پیچیده ای است شامل : معارف ، معتقدات ، هنرها ، صنایع ، فنون ، اخلاق ،قوانین، سنن، باور و سرانجام تمام عادات ، رفتار و ضوابطی که فرد به عنوان عضو جامعه خود آن را فرا می گیرد و در برابر آن جامعه ، وظایف و تعهداتی بر عهده  دارد "
از عمده ترین کارکردهای فرهنگ می توان به موارد زیر اشاره کرد :
-    فرهنگ مانند یک علامت و نشان ، جوامع را از یکدیگر جدا می کند . با شناخت فرهنگ است که می توانیم مفاهیم و معانی ، نوع رفتار ، نحوه گویش و ... را چه اجتماعی و چه فردی بشناسیم .

-    فرهنگ از مستحکم ترین پایه های همبستگی اجتماعی به شمار می¬آید. فرهنگ نه تنها آینه تمام نمای اجتماع و جامعه است بلکه عناصر لازم را برای شناخت جامعه فراهم می کند و در اختیار می¬گذارد و انسان با مشارکت در جامعه بدون آنکه مجبور باشد، شیوه¬های فکرکردن را اختراع می کند و بالاخره فرهنگ پیوند دهنده قسمت های مختلف رفتار فرد یا افراد است .
-    به طور کلی می¬توان گفت: اساس فرهنگ بر سه اصل مبتنی است : باورها ، ارزش¬ها و هنجارها.
با توجه به محورهای اساسی فرهنگ، ثبات و و پویایی آن منوط به پایداری عناصر سه گانه آن می باشد . رعایت هنجارهای یک فرهنگ آن¬گاه ضمانت اجرای کافی خواهند یافت که مبتنی بر ارزش ها و باورها باشد . بسیاری از مشکلات اجتماعی در ابعاد فرهنگی، ناشی از این است که رفتار ها بر پایه مستحکمی استوار نشده اند. با این حساب، با اندک تبلیغ و تلقینی چهره عوض می کنند که مدگرایی افراطی بویژه در میان قشر جوان جامعه را می توان از نمونه های مشخص این مساله بر شمرد .
مبلغان بینش و نگرش های فرهنگی بیگانه، با توجه به ساختار شخصیتی  و فکری خود، با استفاده از امکانات، به ویژه  ابزار های دیداری و شنیداری، در صدد برهم زدن ساختار سه حلقه ای این زنجیر فرهنگی هستند . آنان بیش از هر چیز، از طریق دگرگون¬کردن هنجارها وارد خواهند شد چرا که هنجارها نسبت به باورها و ارزشها از استحکام درونی کمتری برخوردارند و درنتیجه آسیب به هنجارها آسیب به باورها و ارزش هاست .
نظام فرهنگی آنگاه پویا و شکل دهنده شخصیت افراد در جامعه خواهد بود که در جامعه طنین¬انداز باشد . اگر عموم افراد جامعه اطلاعات لازم فرهنگی (باورها ، ارزشها ، هنجارها )را از مسیر مناسب دریافت کنند این امر، موجب یکپارچگی فرهنگی و شخصیت همسان افراد جامعه می شود.
با توجه به نقش اساسی و محوری فرهنگ در زندگی انسان ها و حیات جوامع، لازم است بدانیم تغییرات اجتماعی و فرهنگی چیست ؟
تغییرات فرهنگی
نظامهای فرهنگی نیز مانند پدیده های دیگر تابع نظامی علّی و دستخوش تغییر هستند . به عبارت دیگر، هر نظام فرهنگی دارای ماهیتی پویاست به این معنی که از وضعی ساده آغاز می کند و به تدریج پیچیده می شود و راه تکامل می سپرد .
عوامل تغییر
عامل تغییر در واقع عنصری است که از یک وضعیت معین که به علت موجودیتش یا به وسیله عملی که انجام می دهد، تغییری را موجب می شود و یا به وجود می آورد . برای مثال تأسیس یک کارخانه در یک محیط روستایی تغییراتی در بازار کار و تحرک اجتماعی جمعیت پدید می آورد که نتیجه اش می تواند دگرگونی در آداب و رسوم ، اخلاق ، فرهنگ و سازمان اجتماعی روستا باشد . پس می توان گفت که تأسیس کارخانه "عامل تغییر" محسوب می شود .

شرایط تغییر
شرایط تغییرعناصری هستند مناسب یا نا مناسب که اثر یا آثار یک یا چند عامل تغییر را فعال تر یا کندتر، شدیدتر یا ضعیف تر می کنند. برای مثال در محیط روستایی، نوع کشاورزی و رفاه اقتصادی خانوار روستایی می توانند شرایط مناسب یا نامناسبی برای تغییر به وجود آمده ناشی از تأسیس کارخانه جدید باشند . (6)
مکانیسم¬های تغییر فرهنگ
تغییر، خصوصیت تمام فرهنگ¬هاست، ولی میزان و مسیر تغییر از فرهنگی به فرهنگ دیگر و از زمانی به زمان دیگر متفاوت است . از عوامل تغیر در یک فرهنگ می¬توان به میزان انعطاف آن اشاره کرد. به این شکل که هر چه قابلیت انعطاف فرهنگ بیشتر باشد، میزان تحول فرهنگی در آن بیشتر خواهد بود . از طرفی احتیاجات خاص یک فرهنگ در زمان خاص و یا تناسب جزء جدید با سایر اجزا می¬تواند از عوامل تسریع در تغییرات  فرهنگی به شمار آید. به طور کلی تغییر و تحولات فرهنگی و اجتماعی می¬توانند به طور آهسته و در طی زمان طولانی و یا به سرعت و در مدت زمانی اندک صورت بگیرند. این تغییرات با مکانیسم¬هایی جریان می¬یابد که عبارتند از : اختراع، طغیان، شورش، انقلاب، اشاعه، فرهنگ¬پذیری و جریان نوسازی
علاوه بر تغییرات کند و تدریجی تقریبا نامحسوسی که در شرایط متعارف در فرهنگ همه جوامع به ویژه جوامع کمتر توسعه یافته روی می دهد و ما به مکانیسم های تغییر و تحول آن در طول زمان، به اختصار پرداختیم، عوامل دیگری وجود دارند که جامعه شناسان از آن به عنوان عوامل سریع تغییرات فرهنگی یاد می کنند که عبارتند از :
1-    افزایش یا کاهش سریع جمعیت یک جامعه، در اثر حوادثی چون سیل، طوفان، شیوع بیماری ، جنگ، غارت و ...
2-    تغییر محیط جغرافیایی و مهاجرت دسته جمعی به سرزمین های جدید .
پاره¬ای از کشورهای جهان سوم ابزار نیرومند رادیو تلویزیون را برای آموزش ملی ورشد و اعتلای سطح آگاهی جامعه خود به کار گرفته¬اند .
وسایل ارتباط جمعی عامل اصلی تحرک جوامع سنتی و تبدیل انسان های سنتی به انسان های غیر سنتی است .
آنها دریافته¬اند که در واقع مشکل اساسی کشورهای توسعه نیافته، فقر و منابع مادی نیست بلکه عمده¬ترین مساله  آنها فقدان آگاهی اجتماعی – علمی و عدم توسعه منابع انسانی است .
توسعه فرهنگی
چشم انداز مطلوب فرهنگی کشور بر اساس وضع موجود،فرصت ها وچالشهای پیش روی فرهنگ و با توجه به((مبانی فرهنگ توسعه)) در چارچوب سیاستهای کلان فرهنگی بر اساس سیاست کلان فرهنگی کشور قابل تبین است.
 
توسعه‌ فرهنگي در جامعه ما دربرگيرنده سه بخش يعني فرهنگ بنيادي، فرهنگ تخصصي و فرهنگ عمومي مي‌باشد. فرهنگ بنيادي در واقع تعيين كننده‌ خطوط كلي، زيربناها و آرمان‌هاي فرهنگي جامعه مي‌باشد. يكي از فرآورده‌هاي بسيار مهم اين بخش كه كليه فعاليت‌هاي توسعه اجتماعي به آن متكي است، مباني معرفتي مورد نياز است يعني انديشه سياسي، انديشه فرهنگي، انديشه نخبگان فرهنگي جامعه كه در برنامه‌ريزي و اجراي فعاليت‌هاي فرهنگي دخالت چنداني ندارند. در بخش فرهنگ تخصصي، اصول و خطوط كلي فرهنگ جامعه كه در بخش فرهنگ بنيادي ساخته شده است توسط گروهي خاص از انديشمندان و متخصصين هر بخش از فرهنگ مورد بررسي قرار گرفته و زمينه‌هاي مفهومي يافته، قابليت استفاده براي اجرا مي‌يابد. در واقع اين گروه همچون شبكه‌ها و عواملي، توليدات فرهنگي را در بستري خاص ساخته و پرداخته و به مجريان فعاليت‌هاي فرهنگي عرضه مي‌دارند. مراكز و افرادي نظير مراكز تحقيقاتي و مطالعاتي، دانشگاه‌ها، محافل و انجمن‌هاي تخصصي، وزارتخانه‌هاي فرهنگ و آموزش عالي، فرهنگ و ارشاد اسلامي و زيرمجموعه‌هاي آن‌ها و برنامه‌ريزان امور فرهنگي در اين گروه قرار مي‌گيرند. اين گروه به عنوان حلقه واسط بين بنياد گزاران فرهنگي و ارائه كنندگان فعاليت‌هاي فرهنگي عمل مي‌نمايند.
در بخش فرهنگ عمومي، مفاهيم و دست‌آوردهاي فرهنگي در قالب‌هاي مختلف و از طريق نرم افزارها و ابزارهاي گوناگون به جامعه عرضه مي‌گردد. اين مفاهيم برحوزه تمايلات، انديشه‌ها و رفتارها تأثير مي‌گذارند و مي‌توانند آن‌ها را در جهت تكامل و يا تنازل توسعه دهند. مراكز و افرادي كه عهده‌دار انجام فعاليت‌هاي فرهنگي مي‌باشند مانند: صدا و سيما، رسانه‌هاي مطبوعاتي و اطلاعاتي، نويسندگان، مبلغان ديني و ... در اين گروه جاي دارند (مرعشي،1376: 109-108).
در واقع، وقوع توسعه فرهنگي مستلزم اعمال مديريت فرهنگي است تا جامعه به سوي اهداف مورد نظر خود حركت كند. بنابراين، موضوع مديريت فرهنگي و استلزامات آن به عنوان هدف فرعي مورد نظر جهت تحقق هدف اصلي توسعه فرهنگي مورد بحث قرار مي‌گيرد.
اصول سياست فرهنگي كشور
در مديريت فرهنگي اين ضرورت وجود دارد كه براساس سياست‌هاي كلان فرهنگي، مديريت فعاليت خويش را آغاز نمايد و به نحوي عمل كند كه سياست‌ها، امكان تحقق بيابند. كارآمدي مديريت در هر حوزه‌اي زماني به وقوع مي‌پيوندد كه سياست‌هاي تعيين شده اعم از خرد و كلان، در حيطه اجرا قرين موفقيت باشند؛ زيرا سياست‌ها و تصميم‌هايي كه في‌نفسه خوب هستند اگر در مقام عمل با تشتت و ناهماهنگـي مواجـه گردند، هدف مورد نظر از سياست‌‌گذاري و تصميم‌سازي را به دست نمي‌دهند. بنابراين مديريت بايستي توانايي تبيين، تدوين و اجراي سياست‌هاي خود را براساس اصول سياست كلان فرهنگي كشور داشته باشد، چرا كه:
* سياست فرهنگي در حقيقت همان توافق رسمي و اتفاق نظر مسؤولان و متصديان امور در تشخيص، تدوين و تعيين مهم‌ترين اصول و اولويت‌هاي لازم الرعايه درحركت فرهنگي است.
* سياست فرهنگي راهنماي كارگزاران فرهنگي كشور است.
* سياست فرهنگي، مجموعه‌ي علائم و نشانه‌هايي است كه مسير حركت فرهنگ كشور را نشان مي‌دهد.
* سياست فرهنگي نوعي دستورالعمل فرهنگي است كه روشنگر حركت‌هاي فرهنگي است.
* سياست فرهنگي معاهده‌اي است كه سلسله‌اي از اولويت‌هاي اصول و فروع يك حركت فرهنگي را رسميت مي‌دهد و همفكري و هم جهتي را با همكاري و هماهنگي توأم مي‌كند.
* سياست‌ فرهنگي راهنماي مسؤولان، مديران، برنامه‌ريزان و كارگزاران فعاليت‌هاي فرهنگي است (سياست فرهنگي و الگوي ارائه گزارش فعاليت‌هاي فرهنگي: 112).
در مرحله اقدام و مبادرت به امر مديريت فرهنگي، به دليل اهميت توجه به سياست‌هاي كلان فرهنگي، در پايان اصول سياست فرهنگي كشور بيان خواهد شد زيرا توجه به آن‌ها نشان مي‌دهد كه تمامي آنچه به عنوان مباني تحول فرهنگي بيان مي‌گردد، در حقيقت در چارچوب اين اصول قرار دارند.
اصل اول - بازشناسي و ارزيابي مواريث و سنن تاريخي و ملي در عرصه‌هاي مختلف ديني، علمي، ادبي و هنري و فرهنگ عمومي و نگاهباني از مأثر و مواريث اسلامي و ملي و حفظ و احياء دستاوردهاي مثبت و ارزشمند تمدن اسلام و ايران.
اصل دوم- شناخت جامع فرهنگي و مدنيت اسلام و ايران و ترويج اخلاق و معارف اسلامي و معرفي شخصيت‌ها و عظمت‌هاي تاريخ اسلام و ايران.
اصل سوم – ارتباط فعال با كشورها و ملت‌ها و تحكيم پيوند مودت و تقويت همبستگي با مسلمانان و ملل ديگر جهان.
اصل چهارم – شناخت فرهنگ و تجربه‌هاي بشري و استفاده از دستاورد‌هاي عملي و فرهنگي جهاني با بهره‌گيري از كليه روش‌ها و ابزار مفيد و مناسب.
اصل پنجم – تحكيم وحدت ملي و ديني با توجه به ويژگي‌هاي قومي و مذهبي و تلاش در جهت حذف موانع وحدت.
اصل ششم – تلاش مستمر در جهت رشد علمي، فرهنگي و فني جامعه و فراگير شدن امر سواد و تعليم و تربيت.
اصل هفتم – اهتمام به امر زبان و ادبيات فارسي و تقويت و ترويج و گسترش آن.
اصل هشتم – بسط زمينه‌هاي لازم براي شكوفايي استعدادها و خلاقيت‌ها و حمايت از ابتكارات و ابداعات.
اصل نهم – پاسداري از هويت و امنيت انسان در عرصه‌هاي گوناگون فرهنگي، سياسي، قضايي و اقتصادي.
اصل دهم – فراهم ساختن شرايط و امكانات كافي براي مطالعه و تحقيق و بهره‌گيري از نتايج آن در همه زمينه‌ها.
اصل يازدهم – تقويت فكر و تعقل و قدرت نقادي و انتخاب در عرصه تلاقي و تعارض افكار.
اصل دوازدهم - مقابله با خرافات و موهومات، جمود و تحجر فكري، مقدس مآبي، ظاهر- گرايي و مقابله با افراط در تجدد طلبي و خودباختگي در برابر بيگانگان تحت شعار واقع‌گرايي.
اصل سيزدهم – ترويج روحيه قيام به قسط و عدالت اجتماعي.
اصل چهاردهم – ارزش دادن به كار و اهميت بخشيدن به تلاش و كوشش در جهت استقلال و خودكفايي در عين التزام به كفاف قناعت و مبارزه با روحيه اسراف و تبذير.
اصل پانزدهم – پرورش روح و جسم با اهتمام همه جانبه به امر ورزش و تربيت بدني به عنوان يك ضرورت مهم اجتماعي.
اصل شانزدهم‌– تقويت و احياء و معرفي هنر اصيل و سازنده در تمامي عرصه‌ها و زمينه‌هاي سازگار با روح تعاليم اسلامي.
اصل هفدهم – اهتمام و اقدام همه جانبه به منظور شناخت نيروها و نيازها و مقتضيات جسمي و روحي نسل جوان كشور و فراهم آوردن زمينه‌هاي مناسب براي تكامل و تعالي شخصيت علمي و عقيدتي جوانان و مسؤوليت‌پذيري و حضور مستقيم و مشاركت هر چه بيشتر آنان در عرصه‌هاي مختلف حيات فردي و اجتماعي.
اصل هجدهم – تقويت شخصيت و جايگاه واقعي زن مسلمان به عنوان مادر و ترويج و فراهم آوردن زمينه‌هاي لازم براي ايفاي نقش و رسالت اساسي خود به عنوان مربي نسل آينده و اهتمام به مشاركت فعال زنان در امور اجتماعي، فرهنگي، هنري و سياسي و مبارزه با بينش‌ها و اعتقادات نادرست در اين زمينه.
اصل نوزدهم – گسترش زمينه مشاركت و مباشرت مردم در امور فرهنگي، هنري، علمي و همچنين حمايت از فعاليت‌ها و اقدامات غيردولتي به منظور همگاني شدن فرهنگ و توسعه امور فرهنگي با نظارت دولت.
اصل بيستم – اتخاذ سياست‌هاي ايجابي و مثبت در امور فرهنگي، هنري و اجتماعي و ايجاد مصونيت براي افراد و جامعه و اهتمام به جاذبه و رحمت و جامع نگري و دور انديشي و شور و مشورت و پرهيز از خشونت و شتابزدگي و يكسونگري و استبداد رأي.
اصل بيست و يكم – آموزش و تشويق و تقويت روح اجتماعي و مقدم داشتن مصالح جمعي بر منافع فردي، احترام گذاشتن به قانون و نظم عمومي به عنوان يك عادت و سنت اجتماعي و پيشقدم بودن دولت در دفاع از حرمت قانون و حقوق اشخاص.
اصل بيست و دوم – تلاش براي شناخت و معرفي اركان هويت اصيل ديني و ملي به منظور استحكام و استمرار استقلال فرهنگي.
اصل بيست و سوم – گسترش روحيه نقد و انتقادپذيري و حمايت از حقوق فردي و اجتماعي براي دعوت به خير و همگاني شدن امر به معروف و نهي از منكر بر مبناي حكمت، موعظه حسنه، شرح صدر و جدال به آنچه احسن است.
اصل بيست و چهارم – توسعه و اعتلاي تبليغات فرهنگي و هنري به نحو مناسب به منظور ترويج و تحكيم فضايل اخلاقي.
اصل بيست و پنجم – توجه به فرهنگ و هنر روستا به منظور بالا بردن سطح فرهنگي در روستاها و همچنين خلاقيت‌هاي اصيل و با ارزش روستايي و عشايري.
شايان ذكر است كه صرف وجود سياست‌هاي صحيح اگرچه لازم است ولي كافي نيست، چرا كه برخورداري و بهره‌گيري از رويكردي مناسب براي به اجرا در آوردن سياست‌ها و تأمين بستر و زمينه مناسب در جهت شكوفايي فرهنگ شرطي اساسي تلقي مي‌گردد و اينجاست كه علم و هنر مديريت به كار گرفته مي‌شود تا اين مهم تحقق يابد.
مديريت تحول فرهنگي و مراحل آن
مراد از مديريت تحول فرهنگي، اداره کردن تحول فرهنگي در جامعه است زيرا با توجه به گفته‌هاي پيشين، بار معنايي تحول فرهنگي به مديريت منتقل مي‌شود که به معني برنامه‌ريزي و ساماندهي به تحول فرهنگي است. مقولـه‌ تحول فرهنگي همچون هر مقوله اجتماعي ديگر، براي وقوع نيازمند شرايط مناسب مي‌باشد و واضح است که ايجاد اين شرايط، خود مستلزم انديشه، برنامه‌ريزي و سازماندهي است. هيچ چيزي بدون مديريت، در چارچوب مناسب خود اتفاق نمي‌افتد و حتي ممکن است از يک فرصت به تهديد بدل شود. تحول فرهنگي هم بدون مديريت شدن، مستثني از اين قاعده نيست.
تحول فرهنگي مديريت نشده، امکان تهاجم فرهنگي را افزايش مي‌دهد و اين امر در دوران جهاني شدن، احتمال وقوع بيشتري دارد، بنابراين مديريت فرهنگي و مديريت تحول فرهنگي براي هر جامعه‌‌اي ضرورتي اجتناب‌ناپذير است.
آسيب شناسي وضعيت موجود فرهنگي كشور
نکته قابل توجه اين است که، نيل به اهداف مورد نظر در هر کاري - از جمله تحول فرهنگي - مستلزم شناخت وضعيت موجود و پس از آن ترسيم چشم انداز مطلوب است. آگاهي از وضعيت موجود مي‌تواند تصويري از کاستي‌ها و کمبودهاي احتمالي به دست دهد تا هنگام ترسيم چشم انداز مطلوب موردنظر قرار گيرند. بر همين اساس، يکي از وظايف مديريت تحول فرهنگـي، شناخت وضعيت موجـود فرهنگي به منظور تأمين شرايط مناسب براي دستيابي به وضعيت مطلوب فرهنگي است. آنچه در ذيل مي‌آيد، گزيده‌‌اي از نتايج جلسات «هم‌انديشي مباني فرهنگي توسعه» و نشان دهنده وضعيت موجود فرهنگي کشور است (برگرفته از گزارش «هم انديشي مباني فرهنگي توسعه»، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ).
آسيب‌هاي فرهنگ عمومي
* عدم اعتقاد به امکان ايفاي نقش و تأثيرگذاري بر روند شکل‌گيري وقايع اقتصادي و فرهنگي جامعه و وضعيت آينده‌ کشور به طور عام به دليل رواج برداشت نادرست از مفاهيم قضا و قدر که جبر باوري را القاء مي‌کند.
* کاهش ارج و منزلت کار و تلاش در جامعه و بي ارزش شدن آن نزد افکار عمومي.

آسيب‌هاي اجتماعي
* عدم جلب مشارکت همه متفکران و فرهيختگان کشور و عدم بهره برداري از مجموع توانمندي‌ها و ظرفيت‌هاي فکري و فرهنگي جامعه براي برنامه ريزي و اداره‌ کشور به دليل برخوردهاي حزبي و جناحي.
* مهاجرت سالانه بخشي از متخصصان کشور و کاسته شدن از توانايي‌هاي علمي جامعه (فرار مغزها).
* رواج فرهنگ مصرف گرايي و اسراف و تبذير که موجب اتلاف منابع اقتصادي و کاهش پس‌انداز مي‌شود.
* رواج فرهنگ اشرافي‌گري و تجمل‌گرايي در جامعه به ويژه ميان مسؤولان و صاحب- منصبان.
* فروپاشي بسياري از ارزش‌هاي اخلاقي و تبديل شدن ناهنجاري‌هاي رفتاري به هنجارهاي فرهنگي.
* فقدان مطالعات و پژوهش‌هاي هدفمند براي تعريف هويت فرهنگي و تاريخي خود و اکتفاء به آنچه تحت عنوان شرق شناسي درباره فرهگ ايران ترويج شده است.
* تعارض شديد ميان ارزش‌ها و سنت‌هاي فرهنگي بومي ‌از يک سو و ارزش‌ها و الگوهاي فرهنگي مهاجم غرب از سوي ديگر در سطح جامعه و آثار و پيامدهاي اين تعارضات فرهنگي براي کشور.
* فقدان نظم اجتماعي، انضباط اخلاقي و وجدان کاري در زمينه تعاملات اجتماعي، منزلت شهروندي، مشارکت و جامعه پذيري و توزيع قدرت و در آمد.
* بي‌اطلاعي اکثريت مردم از تحولات علمي، فني و فرهنگي جهان و فقدان روح علمي در جامعه.

آسيب‌هاي اداري و اجرايي
* سياست زدگي فرهنگ و استفاده از فرهنگ به عنوان ابزاري براي نيل به اهداف سياسي و جناحي.
* عدم تربيت مديران فرهنگي شايسته و لايق براي عهده داري برنامه ريزي و اجراي امور فرهنگي.
* گسترش تصدي گري دولت در امور فرهنگي که موجب بازماندن دولت از تدوين به موقع راهبردها و سياست‌هاي فرهنگي شده است.
* کم توجهي به پژوهش‌هاي کاربردي در امر برنامه‌ريزي و اجراي سياست‌هاي فرهنگي.
* عدم هماهنگي ميان دستگاه‌هاي فرهنگي و فقدان متولي واحد براي برنامه‌ريزي‌ها و سياست‌گذاري‌هاي فرهنگي و هماهنگ کردن آن‌ها.

کاستي‌هاي نظام برنامه ريزي
* تمرکز صرف بر ابعاد فني و اقتصادي در برنامه‌هاي قبلي توسعه و کم توجهي به جوانب انساني، اجتماعي، فرهنگي و معنوي برنامه‌ها.
* عدم بهره برداري شايسته از نقاط قوت ارزش‌ها و سنت‌هاي فرهنگي و عناصر تمدن ساز فرهنگ و ادب فارسي در راستاي اهداف و راهبردهاي توسعه‌‌اي کشور.
* کم توجهي به تنوع‌ها و تفاوت‌هاي قومي، فرهنگي و زباني و اقتضائات آن‌ها در برنامه‌ريزي فرهنگي کشور.
* نامشخص بودن جايگاه فرهنگ در فرآيند توسعه و ناهماهنگي برنامه‌هاي کلان اقتصادي و سياسي کشور با اهداف و ارزش‌هاي فرهنگي جامعه.
* عدم شناخت و توجه کافي به فرهنگ عمومي و ويژگي‌هاي آن از سوي برنامه‌ريزان توسعه در فرآيند برنامه ريزي.

کاستي‌هاي نظام نظارت و ارزيابي
* فقدان شاخص‌هاي فرهنگي منسجم که علاوه بر سنجش کميت‌هاي فرهنگي زمينه‌ ارزيابي کيفيت‌هاي فرهنگي جامعه را نيز فراهم آورد.
* فقدان برنامه، نظام و مکانيزم کارآمد نظارت بر وضعيت فعاليت‌هاي فرهنگي جامعه.
* کمبود اطلاعات پايه‌‌اي و پيوسته از وضعيت موجود فرهنگي کشور.
ح – ترسيم چشم انداز مطلوب وضعيت فرهنگي كشور
تحول فرهنگي بايد مديريت شود و فرهنگ، دانسته و آگاهانه در معرض تحول قرار بگيرد. بنابراين تحول فرهنگي بايستي مبني بر اصولي باشد. به اين منظور، ترسيم وضعيت ايده‌آل براي فرهنگ جامعه مي‌تواند مبناي تحول قرار گيرد به طوري كه مديريت تحول فرهنگي، نيل به وضعيتي مطلوب را به عنوان مباني تحول فرهنگي در نظر داشته باشد.
بنا به گزارش هم‌انديشي «مباني فرهنگ توسعه» كه از سوي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي تهيه و در همايش «چالش‌ها و چشم‌اندازهاي توسعه ايران» (برگزار شده به وسيله مؤسسه عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه‌ريزي) ارائه شده، وضعيت مطلوب براساس وضع موجود، فرصت‌ها و چالش‌هاي پيش روي فرهنگ ترسيم گشته است كه با ترتيب منطقي تر در ذيل ارائه مي‌گردد.

مؤلفه‌هاي اصلي وضعيت مطلوب
1- تكامل شخصيتي و تعالي روحي و معنوي.
- توجه به اخلاق، معنويت و ارزش‌هاي متعالي فرهنگي جهت سلامت روحي و فكري جامعه در برابر آسيب‌هاي اجتماعي.
- برنامه‌ريزي واقـع بينانه‌تر در زمينه‌ آمـوزش نظري و عملـي در برنامه‌هـاي آمـوزشي و پرورشي.
- تقويت برنامه‌هاي درسي و دانشگاهي و تحليل مسايل عيني براساس تعاليم اخلاقي در خلال مباحث اين درس‌ها.
- تدوين و ارائه برنامه‌هاي عملي و فرهنگي ناظر بر ارزش‌هاي معنوي از طريق وسايل ارتباط جمعي.
- اصلاح روابط اجتماعي و افزايش بهره‌وري اقتصادي به عنوان مهم‌ترين عوامل تسهيل كننده فرآيند توسعه.
2- استقلال و هويت فرهنگي.
- تعريف عناصر متشكله فرهنگ و رفع ابهامات و تضادها.
- تعيين سازمان‌ها و نهادهاي متولي فرهنگ عمومي و شرح خدمات و مسؤوليت‌هاي هر يك.
- ارزيابي آثار و عواقب ارتباط فرهنگي با ساير فرهنگ‌ها.
- تبيين تعامل فرهنگي و تعيين زمينه و چگونگي تعامل با فرهنگ‌ها.
- شناخت آسيب‌هاي فرهنگي و تعريف برنامه‌هاي مشخص و معين براي چاره‌جويي.
- مشخص كردن سياست فرهنگي ملي و برخورداري سازمان‌ها و نهادهاي فرهنگي از راه كارهاي همسو و موافق با سياست كلي.
- شناسايي ظرفيت‌هاي فرهنگي، اخلاقي و بومي و ايجاد برنامه‌هاي مشخص براي معرفي و تقويت آن‌ها.
- شناسايي عناصر فرهنگي سازگار با توسعه و استفاده از ابزارهاي تشويقي و انگيزشي اقتصادي براي تقويت و شكوفايي آن‌ها.
3- نظم و امنيت عمومي و انسجام و توازن فرهنگي.
- شناسايي آسيب‌ها و مشكلات ناشي از تشتت و گسيختگي‌هاي فرهنگي و ارزيابي آثار و عوارض آن‌ها.
- ايجاد برنامه‌هاي مدون و مشخص براي پيشگيري و چاره‌جويي مشكلات با تأكيد بر حفظ، نظم و امنيت و صيانت از اخلاق عمومي با بهره‌گيري از برنامه‌هاي آموزشي، تربيتي و ارشادي براي كودكان و نوجوانان
- طراحي و تدوين برنامه‌هاي جامع براي بهره‌گيري از نهادهاي اجتماعي و فرهنگي همچون خانواده، مدرسه و انجمن‌هاي غيردولتي.

مؤلفه‌هاي فرعي وضعيت مطلوب
1- آزادي مشاركت در امور عمومي و فعاليت‌هاي اجتماعي و فرهنگي.
- حصول تعادل و توازن در عملكرد نيروهاي سياسي و اجتماعي در زمينه‌ مباحث فرهنگي.
- تدوين و توسعه برنامه‌هاي آموزش همگاني در جهت تقويت فرهنگ قانون مداري و رعايت حقوق و مسؤوليت‌هاي متقابل افراد.
2- عدالت و امنيت قضايي براي فعاليت‌هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي.
- اصلاح و تقويت دستگاه قضايي به منظور حصول عدالت اقتصادي و اجتماعي در سطحي معقول و متناسب با ارزش‌هاي فكري و فرهنگي جامعه.
- دستيابي به يك سيستم قضايي پيشرفته كارآمد جهت حصول بهره‌وري بيشتر در توليد و تجارت و باروري خلاقيت‌ها و استعدادهاي علمي در عرصه فرهنگ.
- برنامه‌ريزي و سياست‌گذاري براي رفع چالش‌ها و مشكلات پيش‌روي دستگاه قضايي.
- ايجاد و تقويت روحيه عدالت‌خواهي و عدالت گستري در عامه مردم و به‌ويژه در كادر قضايي و اداري.
3- خلاقيت‌هاي ادبي، هنري و ارتباطات فرهنگي.
- تدوين و اجراي برنامه‌هاي خاص به منظور كاهش آسيب‌پذيري‌هاي موجود در اين حوزه.
- ايجاد و توسعه برنامه‌هاي ادب، فلسفه و فرهنگ ايراني در دانشگاه‌ها، محافل علمي و فرهنگي جهان همراه با حمايت و تشويق استادان و پژوهشگران ايراني و خارجي در اين زمينه.
- ايجاد زمينه‌ مناسب براي رشد اين حوزه به‌منظور تقويت هويت فرهنگي و رواج ارزش‌هاي اخلاقي و فرهنگي ايران.
- شناسايي و ترويج ارزش‌هاي سنتي فرهنگ ايراني ميان كودكان، نوجوانان و جوانان ايراني در مدارس و دانشگاه‌ها.
4- دانش و معلومات تخصصي براي ارتقاي زندگي اقتصادي و اجتماعي.
- ايجاد تعامل ساختاري ميان اقتصاد و دانشگاه.
- رشد و رونق تحقيقات علمي به ‌ويژه تحقيقات نظري در علوم پايه و اساسي از طريق حمايت دولت و بنيادهاي خيريه از تحقيقات نظري دانشگاه‌ها.
- ايجاد استقلال علمي در دانشگاه و ايجاد محيط رقابت علمي ميان مؤسسات دانشگاهي.

تبعي
1- آموزش و پرورش عمومي براي زندگي اجتماعي.
- تدوين برنامه‌هاي درسي و تربيتي مناسب، ايجاد كادر آموزشي و پرورشي علاقمند و ايجاد روش‌هاي پيشرفته آموزش و سنجش.
- جلب مشاركت عمومي براي ايجاد و اداره مدارس.
- برنامه‌ريزي اصلاحي و ترويج روش‌هاي مشوق خلاقيت به جاي روش سنتي انتقال معلومات و سنجش محفوظات به منظور تغيير سيستم آموزشي و روش تدريس.
2- تفريح، ورزش و گردش.
- شناسايي زمينه‌هاي مساعد براي تفريح، ورزش و گردش با توجه به ظرفيت‌هاي فرهنگي بومي.
- مطالعه و برنامه‌ريزي براي ترويج تفريحات سالم و مفيد و سازگار با فرهنگ ايراني.
- توجه به بخش تفريحات سالم و گردشگري به عنوان يك بخش مهم اقتصادي.

رابطه اقتصاد مقاومتی و توانمندیها

عنوان مقاله: رابطه اقتصاد مقاومتی و توانمندیها
تهیه کننده: سید ابراهیم حسینی امام جمعه ابرکوه


مقدمه
اقتصاد مقاومتی واژه ای نو ظهور در فرهنگ انقلاب اسلامی و ابداع شده توسط مقام معظم رهبری است که برای اوّلین بار در سال 1389در ادبّیات انقلاب وارد شد و بحق واژه ای ماندگار در تاریخ فرهنگ و تمدن ایران اسلامی و جهت بخش در نظام یافتن امور اقتصادی برای همیشه خواهد بود .
اقتصاد مقاومتی که محقّق ساختن آن از مطالبات جدی ولی امرمسلمین است وبا همین هدف طی ده سال گذشته شعارهای سال را با ماهیّت اقتصادی قرین کرده اند قطعاَ به عنوان نقشه راه رُشد و بالندگی نظام اقتصادی کشور و راهکار مقاوم سازی آن در برابر آسیبها ، فشارها ، و تحریم های دشمنان و بی اثر کردن شوکها و تکانه های اقتصادی اثرگذار است و نسخه ای نجات بخش در شرایط تحریم و دشواری خواهد بود .
در دعای مکارم الاخلاق امام سجاد (ع) می خوانیم : اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ مَتِّعْنِی بِالِاقْتِصَادِ ، خدایا از روش میانه روی در هزینه کردن و خرج کردن در زندگی بهره مندم کن – یعنی کمک کن تا آنگونه زندگی کنم که خرجم با دخلم متناسب باشد چنانچه گفته اند : چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن .
آموزه این دعا این است که یکی از پایه های اصولی اقتصاد مقاومتی زیر ساخت آموزشی آن است که به فرزندان خود و نسل آینده پس از دوران کودکی آنان راهکار سبک زندگی قناعت مندانه را بیاموزیم و آنان را با پرهیز از خواسته های غیر ضروری ،دوری از حرص و ولع مادی، پرهیز از اسراف و تبذیر و روش متعادل در هزینه های زندگی آشنا کنیم که صد البته در این زمینه مادران نقش آفرین ترند و باید وقت بیشتری برای آموزش فرزندانشان بگذارند و در پرورش روحیه اقتصادی فرزندان و شکل گیری نگاه نسل فردا به سبک زندگی اسلامی که لازمه آن داشتن زندگی پایه سالم اقتصادی است – تلاش نمایند .
 مادری که در حضور فرزندان خود به افراد توانمند و متموّل حسادت می کند- یعنی فرزندان خود را عملاً از زندگی به خاطر کمبودهای مالی ناراضی می کند و حسّ خود کم بینی در آنان ایجاد می کند و لغزشهای آینده آنان را از امروز پایه ریزی می کند !
مادری هم که با سبک میانه روی -زشتی بخل و اسراف را به فرزندش می آموزد و با روحیه قناعت و سازگاری فرزندان خود را پرورش می دهد - آنان برای فردا شخصیتهائی خواهند شد که با مناعت طبع و بزرگواری و عزت نفس بدون حرص و طمع و ولع در زندگی احساس غرور و سربلندی خواهند داشت .
*چیستی اقتصاد مقاومتی *
قطعاً اقتصاد برای هر نظام حکومتی در جهان – یکی از پایه های اساسی و علت مبقیه آن حکومت است و اگر حکومتی در بخش اقتصادی ضعیف بود یا وا بسته به قدرتهای استکباری می شود و یا اگر داعیه استقلال داشت توسط قدرتهای زورگو مورد تعرض قرار می گیرد لذا فشار اقتصادی یکی از حربه های تهاجمی قدرتهای شیطانی می باشد .به منظور مقابله با دسیسه های شیطانی دشمن باید نظام اقتصادی کشور را قدرت بخشید و مهمترین راهکار قدرت بخشیدن – مقاوم سازی نظام اقتصادی کشور در برابر شوکها و خطر آفرینی ها است که باید تحت عنوان اقتصاد مقاومتی اجرائی گردد .
در مورد چیستی اقتصاد مقاومتی مقام معظم رهبری آنرا اقتصادی درونی زا و برون گرا بیان می کنند یعنی اقتصادی که محصول ظرفیتهای درونی کشور است و با اقتصاد های جهانی تعامل دارد و می تواند ضمن دفع و خنثی سازی شرارتهای دشمن ، موجب ارتقاء جایگاه جهانی کشور و افزایش تولید و صادرات و دست یابی به رتبه نخست اقتصاددانش بنیان – ارائه الگوی بومی و عملی برآمده از فرهنگ انقلاب اسلامی ،متناسب با ضرورتها و خلاصه راهکار علاج مشکلات کشور باشد .
اقتصاد مقاومتی اقتصادی است که خروجی آن کاهش وابستگی به در آمدهای نفتی و تأکید بر تقویت تولید داخلی و شکوفا کردن علم و صنعت و کشاورزی است
اقتصادی که شاخص های خاص دارد از جمله اینکه مردم محور است نه دولت محور یعنی با سرمایه مردم سامان می یابد اما سامان بخشی و زمینه ساز و مشوّق آن – دولت است که کمک و هدایت و نظارت می کند .
مقام معظم رهبری در سال 93د رخصوص چیستی اقتصاد مقاومتی فرمودند : «این اقتصاد درون زا است یعنی از دل ظرفیتهای خود کشور ما و خود مردم ما می جوشد (و) رُشد این نهال و این درخت متکّی به امکانات کشور خودمان است .
درون زا است امّا درون گرا نیست یعنی به این معنی نیست که ما اقتصاد خود را محصور و محدود در خود کشور کنیم بلکه ( اقتصاد مقاومتی ) برون گرا است (یعنی ) با اقتصادهای جهانی تعامل دارد (و) با اقتصاد دیگر کشورها با قدرت مواجه می شود .»
پس به طور خلاصه اینکه : اقتصاد مقاومتی مطالبه گری هوشمندانه در تقویت بنیة اقتصادی کشور و اصلاح پذیری یعنی مقاوم سازی اقتصادی در برابر تکانه های دشمن است .
*چرائی اقتصاد مقاومتی *
ضرورت مدیریت در بخش اقتصادی کشور و حفظ ثبات اقتصادی بی شک ضرورتی بی تأمل است چرا که از اولویتهای محسوس در حفظ نظام می باشد .
در عرصه بین الملل نیز ملاحظه می کنیم هر کشوری که قدرت اقتصادی برتر دارد ، مقتدرتر خود نمائی می کند و داشتن قدرت اقتصادی موجب افزایش قدرت چانه زنی کشورها در محافل بین المللی است و کشور های زورگو و سلطه گر هم با استفاده از قدرت اقتصادی خود از دیر باز فشار اقتصادی و تحریم را ابراز سلطه جوئی قرار داده اند !
بنابراین اقتصاد مقاومتی از آن رو که موجب تقویت و ریشه دار شدن نظام اقتصادی و سرانجام اقتدار اقتصادی کشور می شود ، نقش تعیین کننده ای در ثبات نظام سیاسی داخلی و بین المللی کشور دارد و در عرصة جهانی موجب تأمین منافع کشور در مواجه با رقبای بین الملّلی خواهد شد.
ضرورت رسیدن به نظام اقتصاد مقاومتی از آن رو است که موجب توانمندی کشور می شود و حلّ و فصل مشکلات اقتصادی کشور را اولویّت می بخشد چرا که بسیاری از مشکلات و معضلات فرهنگی – اجتماعی و سیاسی به مشکل اقتصادی کشور باز می گردد .
همچنین این ضرورت موجب پیشگیری از تهدیدها و تحریمهای اقتصادی خواهد شد و فرصتهای پیش روی دشمن در بهره برداری از ضعف اقتصادی و سرانجام فرصت تهاجم اقتصادی از دشمن به لطف خدا سلب خواهد شد.پس معلوم است که چرا باید به دنبال اقدام وعمل درتحقق بخشیدن به اقتصاد مقاومتی باشیم چرا که اقتدار اقتصادی متضمن حفظ اقتدارسیاسی و امنیتی کشور می باشد.
به همین دلیل است که مقام منیع ولایت امر مسلمین بخش اقدام و عمل را به اقتصاد مقاومتی منضم کرده اند تا شاهد تحقق یافتن و عینی شدن نتایج فوق باشیم .
شیطان بزرگ با فشار و تهاجم اقتصادی کشور را بر سردوراهی تسلیم یا مقاومت قرار می دهد – مقام معظم رهبری در طرح شعار سال جاری فرمودند : این یک دوراهی است که طبق سیاستهای امریکا می خواهند در ذهن ملت ما تزریق کنند که دو راهی ناگریز و اجتناب ناپذیر است (یعنی) یا باید در مقابل امریکا و خواسته های او در موارد بسیاری کوتاه بیائیم یا باید فشارها تهدیدها (و) ضررهای ناشی از مخالفت با امریکا را تحمّل کنیم ! اینها می خواهند این را به صورت یک گفتمانی در بین نخبگان جامعه ترویج کنند و به تدریج آنرا در میان افکار عمومی سرریز کنند . معظم لّه با بیان دروغ بودن این این دوراهی فرمودند : یک دوراهی دیگری وجود دارد – یا باید مشکلات تحریم را تحمّل کنیم یا بوسیله اقتصاد مقاومتی ایستادگی کنیم .
( قطعاً ) گشایش اقتصادی و بهبود معیشت و رفع مشکلات و معضلات کنونی جز با جدّی گرفتن و پی گیری همه جانبه اقتصاد مقاومتی میّسر نخواهد شد. ( 29/7/94)
*بایدها و الزامات اقتصاد مقاومتی جهت نیل به توانمندیها*
اقدام و عمل به اقتصاد مقاومتی در کشور ما از باید هاست – زیرا مشکل محسوس کشور مشکل اقتصادی است که البته مشکلی تحمیلی و ناشی از تحریم در بخش خارجی و ناشی از بی تدبیری دولتهای گذشته تاکنون  دربخش داخلی است که برنامه های تیم اقتصادی آنها هیچگاه با اقتصاد اسلامی قرین نبوده است و البته از فارغ التحصیلان دانشگاههای امریکائی  اروپائی جز این هم انتظار نیست ! و لذا ضرورت کار هنوز هم برایشان در حّد شعار است نه باور!
اقتصاد مقاومتی برای کشور ما از باید ها است زیرا با عنایت به آثار و برکاتی که دارد فقط کارآئی آن در جهت تقابل با تحریم نیست بلکه در شرایط بدون تحریم هم لازم است زیرا موجب تثبیت بنیة اقتصادی و نهایتاً استقلال کامل اقتصادی و مصونیّت بخشی به بدنه اقتصاد کشور خواهد شد .
اقتصاد مقاومتی نگاه به ظرفیتها بالای کشور دارد و فعالیّت تمام ظرفیتها را مطالبه دارد و نمی گذارد با ورود بی رویه کالاهای خارجی ، تولیدات داخلی چوب حراجّ بخورد و تضعیف و نابود شود .
باید فرهنگ و گفتمان عمومی در جهت درک عمیق مردم از اقتصاد مقاومتی و دستاوردهای آن باشد و این هدف گفتمانی در کشور ما بیشترین پیش زمینه را دارد چرا که در سنت های ملی و بومی و سیره مذهبی و دستورات دینی ما از دیر باز تاکنون جای دارد .
می توان گفت فقط از دهة هفتاد تاکنون که دولتمردان ما با عناوین سازندگی و اصلاحات و دیگر عناوین جناحی مروّج رفاه طلبی و اشراف گری و اباحی گری  درنظام اقتصادی و اجتماعی کشور شدند نسل جدید اندکی از واقعیّتها عینی و سنتهای گذشته فاصله گرفت که باید تا دیر نشده برگردد و تنها راه بازگشت اقدام و عمل به مبانی اقتصاد مقاومتی در کشور است .
محقّق شدن اقتصاد مقاومتی با توانمندی اقتصادی کشور ملازمه دارد لکن نیل به هدف توانمندی اقتصادی الزامات و بایدهائی را می طلبد که باید در دستور کار متصدیان امور اقتصادی کشور باشد و اجمالاً به صورت فهرستی به آن الزامات  می پردازیم .
•    محدود کردن واردات = (درون زائی)
اصولاً کالاهای مصرفی خارجی تولید مشابه داخل هم دارد که برای جایگزینی کالای خارجی در مصرف باید تدبیری اندیشیده شود یعنی جلو واردات کالاهای مصرفی غیر ضروری گرفته شود تا بازار برای تولید داخلی فراهم گردد.در غیر اینصورت مصرف متداول کالاهای لوکس و تجملاتی و مصرفی ، اشتغال و تولید را در داخل از بین می برد .راهکار عملی شدن این هدف هم این است که اندیشه تفوق کالاهای خارجی از ذهن مردم پاک شود .
•    افزایش صادرات =(برون نگری )
حمایت دولت و ملت از صادرات کالا جهت ارز آوری مثبت برای کشور ازدیگر ملازمات و بایدها درتحقق اقتصاد مقاومتی و معنای عملی برون نگری این اقتصاد است .
در این خصوص تشویق سرمایه گذاری خارجی برای صادرات و نیز برنامه ریزی برای تولیدات کیفی و متناسب با نیازهای صادراتی ضرورت دارد – زیرا موجب شکل دهی بازار مطالبات خارجی و تنوع بخشی به پیوند های اقتصادی با کشورها مخصوصاً کشورهای همسایه می شود و سهم ایران در بازارهای جهانی را افزایش می دهد .
•    مبارزه با قاچاق
کالای قاچاق پدیده مَد مومی است که با هدف فرار از تعهدّات اقتصادی در قبال دولت و بیت المال و مصادره کردن حقوق کشور ومردم به نغع بیگانیان و پشت پازدن به الگوی مصرف و خیانت به تولیدات داخلی و خود کفائی و استقلال اقتصادی توسط سود جویان زالو صفت صورت می گیرد .
مباره با قاچاق اصلی ترین وظیفه دولت و ملت است که با تحقق اقتصاد مقاومتی تلازم دارد .وقتی مقامات درسال 94 خبر از ورود 20 میلیارد کالای قاچاق به کشورمی دهند و درنیمه  اول سال 95 این رقم را به 25 تا30 میلیارد دلار اعلام کرده اند!وقتی خبر از ورود مشروبات الکلی-گیرنده های ماهواره- لوازم آرایشی-سیگار- اسباب بازی-چای-لباس –کیف وکفش-طلاو جواهر بیشترین اقلام کالای قاچاق دربخش ورودی و مواد نفتی و سوختی وشیمیائی بیشترین کالای قاچاق دربخش خروجی است .وقتی کالاهائی که مشابه داخلی دارد به وفور وارد می شود و دولت حساسیتی نشان نمی دهد وقتی معاون پیشگیری فهماهنگی ستاد مبارزه با کالای قاچاق و ارز از ورود 800 میلیون دلار لوازم آرایشی قاچاق به کشورخبر می دهد و شهردار تهران در مراسم افتتاحیه نمایشگاه کتاب درشهر آفتاب اعلام میکند که استفاده از لوازم آرایشی درکشور غیرمعمول وگسترده است و به صورتی فزاینده و بی رویه مصرف می شود و درشهر تهران مغازه های عرضه و فروش لوازم آرایشی هشت برابر کتابفروشی ها است و گردش مالی لوازم آرایشی سالیانه با فروش 150 هزارمیلیارد تومان درتهران است درحالیکه گردش مالی فروش کتاب کمتر از 1000 میلیارد تومان است،ادامه این روند چه امیدی برای فرهنگ فردای کشوراست؟
وقتی حتی هزاران تن میوه که ظرف چند ساعت خرابمی شود با کانتینر سردخانه دار ازمرزهای باز وارد می شود یا لوازم منزل مثل یخچال بزرگ را که سوزن نیست تاپنهان شدنی باشد به کشورقاچاق می شود و فروشگاهها را پُرمیکند.به فرموده مقام معظم رهبری:کجای این استخر شکاف دارد که هر چه آب میریزند پُرنمی شود؟چرا باید حتی بیسکویت و آدامس ایرانی هم قابل عرضه نباشد؟ اینها چه نتیجه ای جز نابودی اقتصاد و بی رمقی تولید ات داخلی و پُرشدن خیابانها ازنیروی بیکار دارد؟ پس باید بامافیای قاچاق بطور جد مبارزه کرد.اما این جدیت تاکنون در دولامردان ازگذشته تا کنون مشهود نبود حال به چه دلیل؟ ندانم اما می دانیم که سکان دار کشتی نجات کشور و انقلاب،مقام معظم رهبری بطور جد احساس خطر میکنند و احساس تکلیف،مبنی بر اینکه یرای نجات اقتصاد کشور باید ورود کنند و با تأکید بر ضرورت اقدام وعمل دربخش اقتصاد مقاومتی –جلو این ضررهای بیبن وآشکار را بگیرند.توانمند سازی اقتصادی کشورعزم ملی می خواهد که مردم با تغییر فرهنگ الگوی مصرف خود را ملزم به درک فرهنگ ارزش کار کنند وعادت ناپسند خرید بی رویه کالاهای خارجی را ترک کنند تا جلو نابودی فرصتهای شغلی گرفته شود.
                       *رابطه اقتصاد مقاومتی و توانمندیها*
بین توانمندیهای کشور و اقتصاد مقاومتی رابطه ای پیوندی وجود دارد و با عنایت به توانمندیهای موجود کشور تحقّق اقتصاد مقاومتی سهل الوصول است .
وقتی کشور ما دارای ظرفیت مهم و معجزآسای نیروی انسانی است -وقتی ما دانشمندانی جوان و متعهّد و متکبر و خلاق داریم وقتی ده میلیون دانش آموخته و دانشگاهی داریم و جمعیت جوان ما ، حجم عظیمی از ملت است وقتی میلیونها نیروی مجرّب و ما هر در کشور داریم – اینها سرمایه های مهم توانمندی کشور است که اتکاء به اینها و ذهن و بازوی این عزیزان می تواند مارا از فخرو منّت دشمنان خارجی رها سازد .
این بخش با الهام از فرمایشات مقام معظم رهبری است که در اردیبهشت سال 93 مطرح فرمودند .
«ظرفیهائی دیگر همچون تجربه مسئولین و آشنائی کامل آنان با ظرفیت های عظیم کشور – اقتدار و نفوذ جمهوری اسلامی در جهان و به چالش کشاندن سود مداران کفر جهانی و نفاق در منطقه و تلاش بی نتیجه آنها در تقابل و بر اندازی نظام اسلامی ایران همه و همه بر خواسته از قدرت ایمانی این ملّت است که پس از پیروزی انقلاب تا کنون جهان را به حیرت وا داشته است .»
این توانمندیها به راحتی می تواند تحقق اقتصاد مقاومتی را تسریع کند منوط به اینکه دولتمردان عزم عملی داشته باشند نه اینکه ببینیم بیش از دوسال از ابلاغ سیاستهای کلّی اقتصاد مقاومتی گذشته اما بعض نظریه پردازان اقتصادی در بدنه دولت عملاً امّا و اگر دارند که ظاهراً هنوز این عنوان ارزشی که ریشه ای دینی و مکتبی دارد در ادبیّات اقتصادی آنها که از دانشگاههای امریکا و اروپا فرا گرفته اند جائی ندارد و لذا شاید بتوان گفت که اقتصاد مقاومتی برایشان مفهوم نیست و اینها موانع کارند .
اراده و عزم عظیم ملی در عینیت بخش به اقتصاد مقاومتی مهمترین رُکن توانمندی است اما در این خصوص دولت نباید از ملت عقب بماند چرا که عقب ماندگی سیاستگذاران اقتصادی دولت برای ملت یأس آور است . ما باید بدانیم که توانمندی اقتصادی کشور در اتکاء به نفت نیست -  توانمندی مالی کشور در قرار دادهای مصرف زای کالاهای خارجی نیست توان اقتصادی در رُشد بادکنکی اقتصاد – با بانک محور بودن اقتصاد جواب نمی دهد چون رُشد نقدینگی نا پایدار است و اینها ضعف و ناتوانی اقتصادی کشور را در پی دارد – بلکه باید سرمایه پایدار را با رونق بخشیدن به کارگاههای کوچک و بزرگ و فعال کردن تعاونی ها و بازار کار و در آمد ثابت و تولید داخلی و چشم ندوختن به بازار خارجی برای کشور به ارمغان آورد و این مهم موجب توانمندی اقتصادی در بخش کار و تولید است و رُکن دوّم و مهم در بخش توانمندی اقتصادی پرهیز کزدن دولت و ملت از مصرف گرائی و تجملات و رفاه طلبی و نداشتن روحیه صندلی نشستن و کار گریزی است -  اینها مؤلفه های توانمندی کشور است که رابطه مستقیم با اقتصاد مقاومتی دارد .  
•    ترویج گفتمان و فرهنگ سازی کالای ایرانی
فرهنگسازی و گفتمان عمومی و ایجاد ترغیب جمعی در مصرف کالاهای داخلی و تولیدات کشور همان مبنای درون زائی اقصاد مقاومتی است که باید دولت و ملت به آن گرایش پیدا کنند و به دنبال آن بروند و فریب اسم و رسم پُرتبلیغ کالاهای خارجی را نخورند و در نتیجه با گفتمان و فرهنگ سازی همه باور کنیم که مصرف کالای ایرانی یعنی کمک به کارگران ایرانی – تشویق کارفرمای ایرانی -  به جریان انداختن شریان اقتصادی کشور و بسته سازی جهت رُشد تولید داخلی اشتغال عمومی .
•    مهندسی فرهنگی مصرف درداخل
از دیگر الزامات تحقق اقتصاد مقاومتی  مهندسی عموم بویژه خانواده ها در فرهنگ مصرف واکتفای در مصرف به حد ضرورت است یعنی بی مبالاتی در مصرف و نداشتن اعتدال در هزینه های زندگی که از نمادهای اسراف و تبذیر است در بخش اقدام و عمل به اقتصاد مقاومتی و نیل به توانمندیهای اقتصادی در کشور باید مهار شود و مصرف در خانواده ها مهندسی فرهنگی شود یعنی بر هزینه های زندگی با دقت و حسّاسیّت مدیریت و نظارت کنیم و به گونه ای که هم جامعه در حالت رفاه باشد وحسرت اقتصادی در زندگی مردم نباشد و هم مصرف محدود و کنترل شود تا بازار اشباع شده و قیمتها معقول و متداول ارائه شود .
•    حل شدن دیگر مشکلات کشور با اقتصاد مقاومتی
به یقین قدرت اقتصادی کشور و تقویت توانمندیها تقویت بخشهای اجرائی سیاسی – فرهنگی اجتماعی و نظامی را در پی دارد زیرا بسیاری از ناهنجاری های اخلاقی –اقتصادی و رفتارهای ناسالم اجتماعی معلول فقرو نا داری و بیکاری و نبود اقتصاد گویا و پویا در عرصه زندگی مردم است.
با اجرائی شدن اقتصاد مقاومتی کشورمان در بخشهای مختلف که بیان شد توانمند می شود و سرانجام مشکلات و مُعضلات اجتماعی نیز حل خواهد شد و بالعکس ، نارسائی اقتصادی تأثیر مستقیم در معضلات و بزه ها دارد .
                                     *نتیجه گیری*
از آنچه در بخشهای مختلف مطرح کردیم نتیجه می گیریم که :
اقتصاد مقاومتی یعنی مقاومت بخشیدن به مبانی اقتصاد در قبال تهاجم استکبار تا با تکانه ها و آسیبها و تهدید های قولی و فعلی دشمن – کشور به خود نلرزد و ثبات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی مردم مصونیّت خود را حفظ کند و توانائی ایستادگی در برابر انواع تهدید های سخت و نیمه سخت داشته باشد چرا که ضعف اقتصادی می تواند زمینه را برای سلطه مجدّد بر کشور فراهم سازد که راهکار آن ابتدا سرمایه گذاری و به دست گرفتن نبض اقتصادی کشور و تهدید سازی دشمن را فراهم سازد .
لذا قطعا مقابله با تهدید و تحریم و دسائس شیطانی دشمن جهت فروپاشی درونی نظام ، راهکاری جز مقاوم سازی و آسیب ناپذیر کردن نظام اقتصدی کشور وجود ندارد .
از طرفی دشمن در اولّی ترین محاسبات خود روی توان دفاعی کشور حساب باز می کند و بلاشک قدرت دفاعی کشور با توانمندی اقتصادی ملازمه دارد یعنی بدون داشتن هزینه های مالی برای کسب تکنولوژی پیشرفته نظامی و آزمایشات موشکی و برگزاری رزمایش های متعدّد نمی توانیم قدرت دفاعی خود رابه رخ بکشیم و لذا مقام معظم رهبری تأکید دارند که : (( اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل )) راه و جاده روشنی است به سمت آن چیزی که به آن احتیاج داریم . ))
همچنین باید بدانیم که سلامت اجتماعی و فرهنگی و دینی ما هم به توانمندی اقتصادی بستگی دارد زیرا بسیاری از پدیده های ناهنجار اجتماعی و مفاسد اخلاقی و رانت خواری و رشوه گیری و اختلاس و بی تقوائی مشکل رکود و بیکاری ، مشکل مسکن، تورّم و مشکل ازدواج جوانان و رُشد آمار طلاق به روند ناسالم اقتصادی باز می گردد .
بنابراین مقاوم سازی اقتصاد به معنای مصونیت بخشی به زندگی فردی و اجتماعی مردم است و به همین دلیل مورد تأکید مقام معظم رهبری مدظله العالی است .با درک این حقیقت به راحتی باور می کنیم که کلید حل مشکلات کشور در داخل است نه در لوزان و ژنو و نیویورک !
اقتصاد مقاومتی الگوئی بومی است که هیچگونه تمثیل خارجی ندارد بلکه با تضمین موفقیّت به لطف خدا باید الگو برای خارجی ها باشد .
این الگو برآمده از فرهنگ انقلاب اسلامی ونشأت گرفته از توانمندیهای داخلی و متناسب با وضعیّت امروز و فردای کشور است این اقتصاد الگوئی ،پاسخگوی زندگی اجتماعی و نیازهای ضروری عمومی در همه شرایط اعم از دوران جنگ یا صلح یا تحریم و دوران عادی است که هم تأمین کننده نیاز های کوتاه مدت جامعه است وهم میان مدت و دراز مدت .
این اقتصاد که مطالبه مقام معظم رهبری وملت بزرگ ایران است،اقتصادی است که زندگی مردم را مبتنی بر قناعت ، ساده زیستی و بدور از اَشراف مَسلکی و تجمل گرائی و اسراف کاری قرار می دهد لذا می تواند بدنه اقتصادی کشور را انعطافی کند که هرگز شوک اقتصادی و فشار و تحریم و تهاجم اقتصادی نتواند ایجاد شکنندگی کند و با شاخصه درون زائی کشور را وابسته به سرمایه ها و وامهای خارجی نمی کند و برای رسیدن به توسعه، وابستگی اقتصادی را بر کشور تحمل نمی کند – زیرا بدنه اقتصاد مقاومتی بدست مردم در داخل شکل گرفته و دسترنج مردم است و از دل ظرفیتهای داخلی و تلاش عمومی جوشیده و درون گرا است اما با هدف رونق بخشیدن به شریانهای حیاتی خود در کشور – برون نگراست یعنی به فکر توسعه صادرات با بهبود کیفیت کالا و ایجاد اعتماد عمومی است.
نتیجه دیگر بحث اینکه باید برای تسریع در تحقق اقتصاد مقاومتی جبهه ای به پهنای سراسر کشور و میهن اسلامی ایجاد کرد و تمامی مردم و مسئولین – دولت و ملت – روستائی و شهری – زن و مرد – کارمند و کارگر – همه و همه خود را سرباز این جبهه گسترده در بخش عملیّاتی بدانند و هرکس در هر سنگر به وظایف خود در پرهیز از اسراف و ولخرجی و مصرف بی معنا و بی رویه کالاهای خارجی و لوکس گرائی و تجملات و تشریفات زندگی – عمل کنند یعنی یک خانم خانه دار خانه برایش سنگر اقتصاد مقاومتی است تا سنگ بنای هزینه زندگی را با قناعت و سازگاری و کم مصرفی و ساده زیستی بگذارد – در ادارات – کارخانجات – مراکز درمانی – علمی – آموزشی – خدماتی و شرکتی و غیره همه خود را موظف بدانند که به مسئولیت خود به خوبی عمل کنند و هرکس در حیطه کاری خود اقتصاد مقاومتی را به تناسب کارش برای خود تعریف کند و درصد اجرای آن باشد و در تمام زوایا شکل عملی به آن بخشد .
با این نگاه :
تولید داخلی جان می گیرد – محصولات خارجی بی رونق می شود – منابع مالی به هدر نمی رود – جریان و شریان اقتصاد در زندگی مردم و جامعه ، دانش بنیان می شود – مبارزه عملی با فساد ورانت خواری صورت می گیرد – روحیه مبارزه عملی با قاچاق در مردم ایجاد می شود و اهداف عالی اقتصادی کشور با اقدام و عمل در تحقق اقتصاد مقاومتی عینیت می یابد و خلاصه توانمندیهای اقتصادی کشور به شکلی بارز و معجز آسا ظهور و بروز می یابد .

فتنه 88-حماسه 9دی

فتنه 88-حماسه 9دی


مقام معظم رهبری :
فتنه یعنى کسانى شعارهاى حق را با محتواى صددرصد باطل مطرح کنند، بیاورند براى فریب دادن مردم، هدف از ایجاد فتنه، گمراه کردن مردم است. (8/10/89)
بستر‌های اجتماعی ایجاد فتنه
یا علی، انَّ القومَ سَیُفتَنون باموالِهم، و یَمُنُّون بدینِهم علی ربِّهم، و یَتَمَنَّون رحمَتَه، و یَأمَنُون سَطْوَتَه و یَستَحِلُّون حرامَه بالشبهاتِ الكاذبة، و الاهواءِ الساهیةِ، فَیَسْتَحِلُّون الخَمْرَ بالنبیذ، و السُّحْتَ بالهدیة و الرِّبا بالبیع؛
ای علی، دیری نپاید که امت اسلامی با اموالشان دچار فتنه می‌شوند. آنان با دینداری خود بر خدا منت می‌گذارند و رحمتش را آرزو می‌کنند و خود را از قهر الهی مصون می‌پندارند و با شبهات دروغین و هوس‌های غافلانه حرام او را حلال می‌سازند، شراب را به نام آب انگور و رشوه را به اسم هدیه و ربا را به عنوان معامله مباح می‌شمارند.      (نهج البلاغه، خطبه156، ص156.(
ثروت‌گرایی و مال‌پرستی
انَّ القومَ سَیُفتَنون باموالِهم : پیامبر اکرم در سخن دیگری فرموده‌اند هر امتی به گونه‌ای دچار فتنه می‌شود؛ فتنة امت اسلامی هم فتنة مالی است: "ان لکل امة فتنة و فتنة امتی المال." بررسی تاریخی نیز این حقیقت را تأیید می‌کند. مطالعة تاریخ زندگی کسانی همچون زید بن ثابت (از حزب قاعدین)، ابوموسی اشعری (از گروه مقدس‌مآبان تهی‌مغز)، طلحة بن عبیدالله و زبیر بن عوام (از سران حزب ناکثین(، و حتی برخی از سران حزب مارقین و نهروانیانِ ظاهراً دین‌گرا نشان می‌دهد که انگیزة مالی یکی از مهم‌ترین علل مخالفت آنان با حکومت علوی بود.
دین‌داری غیرعالمانه
"و یَمُنُّون بدینِهم علی ربِّهم، و یَتَمَنَّون رحمَتَه، و یَأمَنُون سَطْوَتَه:" به هر اندازه که تعداد ناآگاهان از حقایق دینی در جامعه زیاد شود، به همان اندازه باید منتظر وقوع فتنه بود. این نوع دین‌شناسی منشأ پیدایش تفکر مرجئه شد. اینان کسانی بودند که گمان می‌کردند ایمان صرفاً امری قلبی و زبانی است. اگر کسی به زبان، اظهار ایمان کند و قلباً‌ نیز مؤمن باشد، هر چند به مقتضای دستورات خدا عمل نکند، مؤمن است و مستحق بهشت! به همین دلیل اینان گمان می‌کردند که هیچ گناهی مانع از نجات و سعادت انسان‌های مؤمن نخواهد شد. روشن است که چنین تفکری و چنین برداشتی نسبت به دین و دین‌داری آثار بسیار مخربی بر اخلاق و رفتار اجتماعی مردم خواهد گذاشت!
شبهه‌افکنی‌های بی‌مبنا
نتیجة شیوع شبهه در جامعه، بی‌توجهی به ارزش‌ها و احکام دینی خواهد بود. به تعبیر پیامبر، شبهات بی‌مبنا و خواسته‌های غفلت‌آفرین موجب می‌شود که حرام خدا، ‌حلال و حلال خدا، حرام دانسته شود: " یستحلون حرامَه بالشبهات الكاذبة و الاهواءِ الساهیة."

روابط ناسالم اداری و حکومتی
همواره عده‌ای در جامعه می‌خواهند با سوء استفاده از ضعف عقیدتی و اخلاقی برخی از مدیران اهداف خود را جلو ببرند. اینان برای حل مشکلات خود ممکن است رشوه‌های هنگفتی را به اسم هدیه‌ای ناقابل از سوی فردی خیرخواه برای صرف در امور خیریه و کمک به مظلومان و فقرا به حاکمان دهند!
پیامبر اکرم: شیوع چنین مسأله‌ای را زمینه‌ساز وقوع فتنه در جامعه می‌داند. پیامبر یکی از مسلمانان قبیلة بنی‌اسد را به عنوان عامل جمع زکات به جایی فرستاد و بعد از بازگشت مشاهده کرد که مأمور زکات علاوه بر زکاتِ جمع‌آوری شده، مقداری از اموال را با خود به خانه برد و در پاسخ این پرسش که چرا اینها را به بیت المال تحویل نمی‌دهی، گفت اینها هدایایی بود که توسط مردم به خود من داده شد. پیامبر اکرم به شدت برآشفت و در یک سخنرانی عمومی فرمود: «چه شده است عاملی را که به کاری می‌گمارم می‌گوید: این مال شماست و این را به من هدیه داده‌اند؟ آیا در خانة پدر و مادرش نشسته است تا ببیند باز هم برای او هدیه می‌آورند یا نه؟ سوگند به آنکه جان محمد در دست اوست اگر کسی از شما چیزی را از اینگونه اموال بردارد، روز قیامت آن را بر گردنش حمل خواهد کرد.
روابط ناسالم اقتصادی
جامعة رباخوار، جامعه‌ای حرام‌خوار و ناسالم و مستعد وقوع فتنه است. پیامبر اکرم پیش بینی کرد که امت اسلامی با تغییر نام ربا، آن را حلال می‌شمارند. گمان می‌کنند خداوند الفاظ را حرام کرده است و اگر لفظ را عوض کنند، حکم نیز عوض می‌شود. احکام و ارزش‌های الهی را ناظر به الفاظ و واژه‌ها می‌پندارند و نه محتوا و حقیقت! به همین دلیل با ترفندی ناآگاهانه و حیله‌ای سطحی‌نگرانه به جای کلمة ربا از الفاظی همچون بهرة پول و کارکرد حساب و امثال آن استفاده می‌کنند و بدین ترتیب گمان می‌کنند به وظیفة دینی خود عمل کرده‌اند! اگر چنین وضعی در جامعة اسلامی حاکم شود، زمینة لازم برای وقوع فتنه فراهم می‌شود
نادانی و بی‌تفاوتی مردم
بدون تردید، یکی از مهم‌ترین عوامل ضربه‌هایی که در طول تاریخ بر پیکر جامعة اسلامی وارد شده است جهل و نادانی و بی‌تفاوتی مردم نسبت به مسائل کلان اجتماعی و اهداف و آرمانی‌های اسلامی بوده است. اگر مردم نسبت به مسائل کلان جامعه، آرمان‌های والای خود و همچنین نسبت به مسائل و مشکلاتی که سر راه رسیدن به آرمان‌های خود دارند، غافل باشند، به سهولت آلت دست فتنه‌انگیزان خواهند شد. اربابان فتنه در خواسته‌های اساسی و اصلی مردم تغییر ایجاد می‌کنند و ذائقة اجتماعی را آنگونه که می‌خواهند دگرگون می‌سازند. فتنه‌گران می‌کوشند توجه مردم را از مسائل کلان به مسائل خرد جلب کنند. با بزرگنمایی نقاط ضعف حکومت اسلامی و تکرار آنها، می‌کوشند همة موفقیت‌های آن را از دید مردم دور کنند. زمانی در کار خود موفق می‌شوند که مردم نسبت به حقایق و واقعیت‌های اجتماعی ناآگاه باشند و از اهداف و آرمان‌های خود غافل شوند.(منبع :«موج فتنه از جمل تا جنگ نرم»نوشته احمد حسین شریفی)
عوامل پیدایش فتنه:
عوامل شکل‌ دهندة رفتارهای انسان
هر کار اختیاری که از انسان سر می‌زند و در نتیجه «سبک زندگی» افراد، معلول دو دسته از عوامل است:
عوامل شناختی، نگرشی و بینشی؛عوامل روحی و گرایشی و انگیزشی.
در جریان اغتشاشات بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم در جمهوری اسلامی ایران و بازجویی‌های صورت گرفته از برخی بانیان اغتشاش، نشان می‌دهد که انحراف فکری چگونه توانسته است زمینة ایجاد انحرافات عملی آنان و در نتیجه بستر فتنه در کشور را پدید آورد.
خودخواهی و هواپرستی
خودخواهی موجب می‌شود در مواردی که خواسته‌های انسان با موازین دینی و الهی سازگاری ندارد، به توجیه رفتارش و یا به تأویل‌های ناشایسته‌ای از معارف دینی دست بزند. از دیدگاه چنین افرادی معیار ارزش کارها، موافقت و سازگاری‌شان با هوس‌ها و خواهش‌های نفسانی آنان است. هر کاری که مطابق امیال و خواسته‌های آنان باشد، خوب و هر کاری که مخالف امیال و اهداف شخصی و گروهی‌شان باشد، بد است.
 ریاست ‌‌طلبی
طلحه و زبیر نخستین کسانی بودند که با امام علی بیعت کردند؛ اما پس از پایان مراسم بیعت، خصوصی به نزد آن حضرت رفتند و خواستار مشارکت در امر حکومت شدند! و ادعا کردند که اساساً‌ انگیزة اصلی آنان از بیعت همین بوده است! و به امام علی تأکید کردند که باید در امور حکومتی و تصمیمات کلان کشوری با آنان رایزنی شود و از اینکه آن حضرت در تصمیمات خود و تقسیم قدرت و نحوة توزیع ثروت با آنان مشورت نمی‌کند سخت برآشفته و معترضانه از آن حضرت توضیح خواستند! آنان وقتی دیدند که نمی‌توانند در تصمیمات حکومت مرکزی به سود خود نقش‌آفرینی کنند؛ از امام علی خواستند دست کم مسؤولیت برخی مناطق جهان اسلام از قبیل بصره و کوفه را به آنان واگذارد و مدعی بودند با این کار شاید اندکی از حق از دست رفتة آنان در دوران خلفای گذشته جبران شود! و وقتی که از این راه هم نتوانستند به مقصود خود برسند، فتنة جمل را راه‌اندازی کردند.
عامل اصلی ایجاد فتنة صفین نیز همین ریاست‌طلبی و خودخواهی و هواپرستی حاکمان شام بود. معاویه سال‌ها بعد از شهادت امام علی به صراحت بیان کرد که جنگ او با آن امام و یارانش برای دفاع از اسلام و ارزش‌های اسلامی نبوده است. هدف او احیای روزه و نماز و حج و زکات نبوده است. او به دنبال حکومت و ریاست و خلافت بوده است.
 
دنیا طلبی
امام صادق می‌فرماید در یکی از مناجات‌های حضرت موسی با خداوند، خطاب رسید که ای موسی بدان که دنیادوستی آغاز همة فتنه‌ها است. ...» امام علی، در این باره می‌فرماید: "آگاه باشید که دوستی دنیا اساس همة گناهان، دروازة همة بلاها و مجمع هر فتنه‌ای است."
آن امام عزیز در تحلیلی کلی، انگیزة مشترک همة مخالفان خود، اعم از ناکثین، قاسطین و مارقین، را دنیاطلبی می‌داند و می‌فرماید: «چون به کار برخاستم گروهی پیمانِ بسته شکستند و گروهی از جمع دینداران بیرون جسته و گروهی دیگر با ستمکاری دلم را خستند. گویا هرگز کلام پروردگار را نشنیدند یا شنیدند و کار نبستند که می‌فرماید: «سرای آن جهان از آن کسانی است که برتری نمی‌جویند و راه تبه‌کاری نمی‌پویند و پایان کار، ویژة پرهیزگاران است»
بدعت‌گذاری در دین
بدعت در حقیقت مکمل عامل اول، یعنی هوا و هوس، است. ابزاری است در دست هوس‌رانانی که اطلاعاتی از دین دارند و سعی می‌کنند با تمسک به آیات و احادیث و ارائة تفاسیر خاصی از آنها راهی برای توجیه هوا و هوس خود بیابند. بدعت در دین معمولاً از سوی عالمان صورت می‌گیرد و نه مردم عادی. لغزش این گروه است که موجب لغزش جمع کثیری از مردمان می‌شود. مگر غیر از این است که بدعت‌های صورت گرفته در صدر اسلام موجب شد عدة بسیاری از مردم مسلمان و صحابة پیامبر قربة الی الله دست به جنایت‌هایی هولناک علیه خاندان پیامبر و شهدای کربلا زدند.( منبع:کتاب «موج فتنه از جمل تا جنگ نرم»نوشته احمد حسین شریفی)
 بروز فتنه بزرگ سال 88
در واقع فتنه سال 88 برآیند همه فتنه‌هایی بود که از پیش از پیروزی انقلاب ، با هدف در هم کوبیدن یا انحراف انقلاب اسلامی در فضای داخلی و بین‌المللی علیه انقلاب دنبال شده بود و به صور مختلف فعالیت می‌کردند.
-    کانون‌های مدیریت خارجی
فتنه سال 88 از سال ها قبل از 88 طراحی و دنبال شده بود. در بعد خارجی از یک سو محافل آکادمیک و رسانه‌ای آمریکا، از سوی دیگر «دفاتر ویژه» آمریکا در کشورهای مختلف و از سوی دیگر سفارت‌خانه‌های غربی سه کانونی بودند که طی دو دهه  فعالیت گسترده‌ای را باهدف «تغییر در ایران» دنبال می‌کردند.
بر اساس بررسی‌های انجام شده حداقل 8 «دفتر ویژه» در دبی ، بگرام ، بیشکک، باکو، سلیمانیه، آمستردام، لندن و واشنگتن به منظور ارتباط‌گیری ، هماهنگ‌سازی، آموزش و تجهیز به مرور و در فاصله سال‌های 1371 تا 1388 راه افتادند» این دفاتر بعضاً زیر نظر سیا و بعضاً زیر نظر پنتاگون -وزارت دفاع- فعالیت می‌کردند و در این میان دفتر دبی استثنائاً مستقیماً زیر نظر معاون اول رئیس جمهوری آمریکا فعالیت می‌کرد. علاوه بر این دفاتر ویژه، دست کم 17 سفارتخانه غربی شامل سفارتخانه‌های انگلیس، کانادا، استرالیا، فرانسه، آلمان، هلند، بلژیک، سوئیس، دانمارک، فنلاند، کره جنوبی، ژاپن و ... به جمع‌آوری اطلاعات حساس، ارتباط هدفمند با برخی از مراکز نظام، برگزاری جلسات با بعضی از بخبگان سیاسی مخالف نظام دینی، تهیه و تجزیه و تحلیل‌های دوره‌ای و سنجش درجه و ماهیت تغییرات در جامعه ایران مشغول بودند. بعضی از این سفارتخانه‌ها -‌بخصوص سفارت انگلیس- تجهیز مخالفان و پشتیبانی مالی از آنان را دنبال می‌کردند. اینها در فتنه سال 1388 به‌صورت عملیاتی‌تر به مقابله با نظام اسلامی پرداختند به‌گونه‌ای که بعضی از عوامل سفارتخانه‌های غربی به دلیل حضور مستقیم در آشوب‌های خیابانی بازداشت و محاکمه شدند.

-  ارتباط داخل و خارج:
با مرور مسایل پس از انتخابات بخصوص در فاصله‌ 8 ماهه‌ تیر تا بهمن 1388 این نکته کاملاً ثابت می‌شود که پیوند روشنی میان به صحنه‌آمدن همزمان اصحاب فتنه در ایران و سران دولت‌های غربی وجود داشته است.
یکی دیگر از موارد به میدان‌آمدن سایت‌های اینترنتی «تویتر»، «فیس بوک» و «یوتیوب» بود. این سایت‌ها علی‌الظاهر خصوصی بودند و با مبدأ اروپا اداره می‌شدند ولی خبرهای بعدی بیانگر آن بودکه این‌ها شبکه‌هایی آمریکایی‌اند که توسط سازمان سیا راه‌اندازی شده بودند. به عنوان مثال چند ماه پس از فتنه 88، باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد که ما به تویتر دستور دادیم که تعمیرات فنی را تا زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ایران به عقب بیاندازد تا اخلالی در ارتباط با معترضان انتخاباتی ایران پدید نیاید. کما اینکه تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی یک هفته قبل از زمان انتخابات ریاست جمهوری ایران از 6 ساعت در روز به 24 ساعت در روز تبدیل شد
رهبر معظم انقلاب اسلامی، یک هفته پس از شروع فتنه، در خطبه‌های نماز جمعه ضمن افشای طرح مشترک غرب و فتنه‌گران داخلی، چرایی شکست این طرح را بیان کردند: «خیال کردند ایران هم گرجستان است. یک سرمایه‌دار صهیونیست آمریکایی- جورج سروس- چند سال قبل از این، طبق ادعای خودش که در رسانه‌ها نقل شد، گفت من 10 میلیون دلار خرج کردم و در گرجستان انقلاب مخملی راه انداختم، حکومتی را بردم، حکومتی را آوردم، احمق‌ها خیال کردند جمهوری اسلامی ایران و این ملت عظیم هم مثل آنجاست ! ایران را با کجا مقایسه می‌کنید؟ مشکل دشمنان ما این است که هنوز هم ملت ایران را نشناخته‌اند.
جالب این است که هم فتنه‌گران داخلی و هم دولت‌های غربی از حداکثر فشار برای ایجاد تغییر در ایران استفاده کردند. فتنه‌گران داخلی با اصرار بر ابطال انتخابات و به خیابان کشاندن مخالفان و هواداران خود و تخریب و به آتش‌کشیدن مساجد و کشتن ده‌ها شهروند بی‌گناه کشور جلو آمدند و دولت آمریکا ضمن کنارگذاشتن تمام قواعد حقوقی ناظر بر مواجهه با یک کشور مستقل، نیروهای نظامی خود را برای دخالت نظامی در ایران- در صورت عدم توانایی حکومت در مهار شورش‌های انتخاباتی- به حال آماده باش درآورد و به سمت مرزهای شرقی عراق- مرزهای غربی ایران- گسیل کرد.
جریان خارجی و داخلی فتنه با توهم موفقیت، هرچه در درون‌داشت را بروز داد. در واقع در فتنه 88 همه دارایی جریان به صحنه آمد چرا که آنان تردیدی در پیروزی خود بر انقلاب نداشتند. از لحاظ داخلی، جریان فتنه ازمخالفان داخلی تا سازمان تروریستی منافقین که هزاران نفر از یاران و پیروان حضرت امام را به شهادت رسانده بود، امتداد داشت و از بعد خارجی رژیم‌های عربستان سعودی تا آمریکا را در بر می‌گرفت. همه شخصیت‌های این جریان به میدان آمدند.
مهار فتنه:
فتنه 88 بی‌تردید بزرگ‌ترین فتنه‌ای بود که در طول تاریخ انقلاب  روی داد و از همه جریانات داخلی و خارجی مخالف نظام بهره گرفت و در عین حال توانسته بود بخش وسیعی از نخبگان نیروهای هوادار نظام را مسموع گرداند با این وصف کاملاً واضح است که مدیریت کنترل چنین صحنه‌ای تا چه اندازه پیچیده و دشوار است.
در کشورهای دیگر معمولاً در مواجهه با فتنه‌ای به مراتب کوچک‌تر، ستادهای ویژه شکل می‌گیرند، افرادی عزل می‌شوند، افراد جدیدی نصب می‌شوند و کارهایی به صورت تعجیلی و طبعاً پر خطا انجام و شرایط فوق‌العاده اعلام شده و کارها از مجرای عادی به مجرای امنیتی منتقل می‌گردد. در بعضی از کشورهای دنیا این وضعیت فوق‌العاده ده‌ها سال به درازا کشیده شده به گونه‌ای که در جریان انقلاب اخیر مصر، یکی از مطالبات مردم لغو حالت فوق‌العاده بوده است.
رهبر معظم انقلاب در جریان فتنه اخیر در حالی که بعضی از نهادهای مسئول کشور دچار مسمومیت و انتقال شده بودند، وارد میدان شدند و با درایت فوق‌العاده مسایل را به خوبی مدیریت کردند. رهبری یک هفته به رایزنی‌های خصوصی با افراد پرداختند و سپس در روز جمعه 27 خرداد- یک هفته پس از انتخابات‌- ابعاد توطئه‌ای که علیه کشور طراحی شده است را با صراحت برای مردم توضیح دادند و با قطعیت فرمودند که عدم پذیرش قانون و تأکید غیرمنطقی بر ابطال آراء مردم اتخاذ دیکتاتوری است و رهبری زیر بار چنین چیزی نمی‌رود.تدبیر دیگر رهبری دستور تمدید یک هفته‌ای دوره رسیدگی به شکایات بود و درعین حال هیأتی مرکب از آقایان محمدحسن رحیمیان، غلامعلی حدادعادل و علی‌اکبر ولایتی مأمور بازشماری تصادفی 10 درصد از صندوق‌ها کردند. تدبیر دیگر رهبری برگزاری جلسه با اعضای ستادهای انتخاباتی 4 کاندیدا بود که در یک زمان نیم‌روزه توأم با شنیدن نظرات مخالفین بود.
اقدام دیگر رهبری روشنگری بود. حضرت امام خامنه‌ای ـ دامت برکاته‌ـ به مناسبت‌های مختلف ابعاد توطئه را افشا کرده و در هر سخنرانی سران فتنه را مورد ملامت قرار دادند.
اما در طول این دوران، رهبری به نهادهای نظام اتکا و اعتماد داشتند و از این رو نه هیأتی تغییر کردند، نه دستور ویژه‌ای دادند، نه کسی را عزل کردند و نه نصب جدیدی داشتند. این موضوع به چند دلیل صورت گرفت، تأسیس هیأت جدید برای مهار فتنه در واقع ثابت‌کننده عدم کفایت نهادهای مسئول بود عزل ونصب‌ها هم می‌توانست از بی‌ثباتی و خارج‌شدن کنترل کشور از دست رهبری حکایت کند و دشمنان خارجی را در اعمال فشار جرأت داده و امیدوار کند.
نظام در مواجهه با فتنه تحت هیچ شرایطی از نیروی انتظامی، ارتش و یا سپاه استفاده نکرد و حتی نیروهای بسیج را هم به میدان نیاورد. کنترل فتنه‌گران به عهده نیروی انتظامی بود. پیام این برای خارج و داخل این بودکه شرایط در ایران بحرانی نیست و خود این مسئله نشان داد که نظام حتی می‌تواند فتنه‌هایی با ابعاد بزرگتر را مهار نماید.
رهبری در این فتنه با عدم تشکیل کمیته ویژه و عدم عزل و نصب مسئولین کشور، اعتماد خود را به مسئولان و کارآمدی آنان و دستگاه‌های تحت امرشان نشان دادند و خوشبختانه آنان نیز نوعاً به حسن اعتماد رهبری پاسخ مناسبی دادند. این موضوع از آنجا اهمیت داشت که یکی راهبردهای فتنه ناکارآمد نشان‌دادن نظام و مسئولان آن بود.
در طول دوران فتنه، رهبری مراقب بودند که کارهای جاری کشور تعطیل نشود یا با تأخیر مواجه نگردد از این رو تحلیف و تنفیذ حکم ریاست جمهوری و تشکیل کابینه جدید در وقت خود و با صلابت تمام انجام شد و این به خوبی نشان داد که فتنه بزرگ 88 هیچ خللی در نظام پدید نیاورده است

حماسه بزرگ 9 دی:
انتخابات 22 خرداد سال 88 حماسی‌ترین انتخابات جمهوری اسلامی و بلکه خاورمیانه بود که در آن 85 درصد واجدان شرایط رأی شرکت کردند و این در سی‌و‌یکمین سال پس از پیروزی یک انقلاب بی‌سابقه و بسیار جذاب و دیدنی بود. کاملاً واضح بود که چنین انقلاب و نظامی را نمی‌توان با یک رشته آشوب و صف‌بندی دشمنانه در مقابل آن به حاشیه راند. کاملاً واضح بود که همان مردمی که این حماسه انتخاباتی را رقم زده‌اند، از انقلاب خود دفاع خواهند کرد و دشمنان را عقب می‌رانند.
اولین نشانه‌ها در نماز جمعه 29 خردادماه تهران ظاهر شد.. این اجتماع اگرچه برای نماز بود ولی عملاً به معنادارترین تظاهرات ملی تبدیل گردید. رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز این نماز جمعه را به یک جبهه مستحکم برای پایان‌دادن به فتنه‌ای که راه افتاده بود، تبدیل کردند. مقام معظم رهبری «قانون» جاری کشور را برای رسیدگی به اختلافات «کامل و بی‌اشکال» دانستند. ایشان اردوکشی خیابانی و زورآزمایی را غیرقابل قبول خوانده و فرمودند: «این تصور هم غلط است که بعضی خیال کنند با حرکات خیابانی، یک اهرم فشار علیه نظام درست می‌کنند و مسئولین نظام را مجبور می‌کنند ،وادار می‌کنند تا به عنوان مصلحت، زیر بار تحمیلات آن‌ها بروند "نه این هم غلط است، اولاً تن‌دادن به مطالبات غیر قانونی، زیر فشار، خود این، شروع دیکتاتوری است. این اشتباه محاسبه است"
خطبه‌های نماز جمعه رهبری بازتاب بسیار گسترده‌ای در سطح جهان داشت و برای اولین بار بود که رسانه‌های غربی با اعلام قبلی و همزمان با شروع سخنرانی، سخنان رهبری را کامل پخش می‌کردند.
پس از خطبه‌های 29 خرداد تهران برای غرب مسلم شد که از جریان فتنه برای واداشتن جمهوری اسلامی به عقب‌نشینی کاری 0ساخته نیست. از این رو ابتدا باراک اوباما و سپس سایر سران دولت‌های غربی به میدان آمدند و از موضع «ملت ایران» نظام را برای عقب‌‌نشینی تحت فشار شدید قرار دادند و بیانیه‌هایی علیه ایران صادر کردند و حتی دولت آمریکا نزدیک به 100 هزار نیروی نظامی را از مراکز میانی کشور عراق به سمت مرزهای شرقی آن به حرکت درآوردند.
مردم بار دیگر در تظاهرات روز قدس سال 88- شهریور- به میدان آمدند ولی این حضور جدی محور دفاع از قدس بود و بهره فتنه‌گران از خشم مردم محدود بود. ادامه فتنه در ماه‌های بعد هرچند رمق چندانی نداشت ولی فضای داخلی کشور و تصویر جهانی ایران را تحت تأثیر قرار داده بود. از سوی دیگر در روز عاشورا- 6 دی‌- جریان فتنه از خلاء ناشی از حضور مردم در هیأت‌ها و تکیه ها استفاده کرد و خیابان انقلاب را به آشوب کشاندند و به ساحت حضرت ابی عبدالله اهانت کردند. مردم در واکنش به فتنه‌گران روز 9 دی‌ماه به میدان آمدند و اجتماعی نزدیک به 4 میلیون نفر را به وجود آوردند.

معنا و مفهوم 9 دی:
9دی‌ماه مقارن با روزی غیر تعطیل بود، ساعت تظاهرات هم سه بعدازظهر بود و از این رو با توجه به اینکه تظاهرات ملی در روز تعطیل برگزار می‌شود و قبل از ظهر به پایان می‌رسد، تظاهرات 9 دی یک رخداد ویژه به حساب می‌آید. از سوی دیگرتظاهرات 22 بهمن، روز قدس و ... شرکت در تظاهرات حالتی عادی و توأم با حضور اطفال و خانواده ها می‌باشد. حضور مردم هم نوعاً فاقد علامت‌های خاص می‌باشد و در این تظاهرات حضور اصالت دارد نه شعار. از سوی دیگر شرکت مردم در تظاهرات نوعاً با زمینه‌سازی رسانه‌ای و با دعوت شخصیت‌ها و نهادها صورت می‌گیرد.
تقریباً هیچکس و هیچ نهاد رسمی دعوتی برای نظاهرات نکرده بود و تنها شورای هماهنگی تبلیغات اعلام کرده بود که مردم با تظاهرات 9 دی پاسخ هتاکی به حریم ولایت و ابی عبدالله‌الحسین در روز عاشورا را خواهند داد. شعارهای مردم کاملاً سیاسی و مستقیم و معنادار بود آنان سران فتنه را با استفاده از ادبیات زیارت عاشورا لعن می‌کردند و از آنان ابراز نفرت می‌کردند. تظاهرات نزدیک به سه ساعت به درازا کشید و موج جمعیت خیابان بزرگ انقلاب را از میدان امام حسین (ع) تا میدان آزادی را دربرگرفت و می‌توان گفت این تظاهرات تنها با انبوه جمعیتی که در روز عاشورای 57 به میدان آمدند و یا جمعیت انبوهی که امام را تا بارگاه ملکوتی‌اش بدرقه کردند، قابل قیاس می‌باشد.
تظاهرات 9 دی بازتاب گسترده‌ای در دو سطح داخلی و خارجی داشت. در سطح بین‌المللی هم مقاله‌های فراوانی به رسانه‌های غرب راه یافت که همه در این موضوع اشتراک داشتند «رهبری انقلاب از حمایت قاطع مردم برخوردار است و مخالفان نظام جایگاهی در میان مردم ندارند.
درس های حماسه نهم دی:
تظاهرات عظيم و كم سابقه 9 دي و نقشي كه مردم در اين حضور ايفا كردند، بخوبي نشان داد كه كليد حل همه مسائل نظام و انقلاب و ايران در دست « مردم»‌ است و از اين رو توطئه هايي كه با ناديده گرفتن اين عنصر توأم است هرچند از پيچيدگي و پشتوانه هاي زياد برخوردار باشد به جايي نمي رسد. همين عنصر بود كه توطئه كودتاي آمريكا در سال 57 را باطل كرد و پس از پيروزي مانع به نتيجه رسيدن توطئه هاي سنگين پياپي- در فاصله،، بهمن 57 تا 30 خرداد 60 گرديد و تا امروز آن را باطل السحر گردانيده است.
درس ديگر نقش حادثه عاشورا در به وجود آمدن يوم الله 9 دي بود. تا پيش از ماجراي عاشوراي 88، مقابله ي فتنه گران با دين و مباني آن و مقدسات چندان باور پذير نبود طبعاً تميز قائل شدن ميان سابقه و وضع فعلي اين ها براي متدينين تا حدي دشوار بود. در اين ميان يك حادثه ويژه نياز بود تا فضا شفاف شود و غبار ترديد كنار رود. تا اينكه روز عاشورا فرا رسيد و جريان فتنه تصميم گرفت از غيبت مردم در خيابان انقلاب تهران به دليل حضور متمركز مؤمنين در حسينيه ها، مساجد، تكايا و هيئات استفاده نمايد و تصويري بحراني از انقلاب و نظام به خارج ارائه نمايد در اين ميان سران فتنه هواداران خود را به تجمع در خيابان انقلاب دعوت كردند و رسانه هاي غربي بخصوص بي بي سي انگليس تلاش گسترده اي براي شكل دهي به اين تجمع دنبال كردند مثلاً بي بي سي در خبرهاي صبح روز عاشورا عباراتي را تكرار مي كرد: مردم از مراكز مختلف شهر راهي خيابان انقلابند، نيروي انتظامي اعلام كرده كه مداخله نميكند. نيروهاي بسيج نيز مخالفتي بـا تظاهرات خيابان انقلاب ندارند و رهبران معترضين هم هواداران خود را از هرگونه درگيري برحذر داشته انـد و هرچه به ساعت 10 صبح نزديك تر مي شد اين شبكه كه محوري ترين نقش در آشوب داشت گزارش مي داد كه از حضور پليس و يا نيروهاي بسيجي در خيابان انقلاب خبري نيست. در واقع هدف اين بود كه از يك سو با بي خطر خواندن تظاهرات روز عاشورا جمعيت زيادي را به ميدان بياورند و از سوي ديگر ميدان را براي آشوب طلبي ضد انقلاب آماده نشان دهند.
سه روز پس از حوادث روز عاشوراي 88 با فراخوان شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي حداقل چهار ميليون نفر از مردم تهران در عصر يك روز غيرتعطيل – 9 دي- به خيابان آمدند و مشابه اين تجمع در اين روز يا يكي دو روز پس از آن در اكثر شهرهاي ايران برگزار شد و طومار فتنه گران را درهم پيچيد .

بایدها ونبایدهای فرهنگی عاشورا

بایدها ونبایدهای فرهنگی عاشورا


مقام معظم رهبری (دامت برکاته) فرمود:
امروز حسین بن علی(علیه السلام) می تواند دنیا را نجات بدهد، به شرط آنکه چهره او را با تحریف مغشوش نکنند. نگذارید مفاهیم تحریف آمیز، کارهای تحریف آمیز و غلط، چشم ها و دل ها را از چهره مبارک و منوّر حسین بن علی(علیه السلام) منصرف کند؛ با تحریف بایستی مقابله کنید
بعد از شهادت امام حسین(علیه السلام) و یارانش، عالم عزادار گردید و عزاداری و سوگواری برای آن مظلومان به مدرسه ای عمومی تبدیل شد تا برای تربیت و احیای امر پیامبر و ائمه: به صورت الهام در اید و وسیله ای برای روشن شدن حق و باطل و شناخت حسینیان از یزیدیان باشد.
بعد از وقوع حادثه کربلا، اولین کسانی که این مصیبت عظمی را با چشمانی اشکبار گزارش می کردند، حضرت سجاد(علیه السلام) و زینب کبرا و سایر بازماندگان بودند
به پاداشتن عزاداری امام حسین(علیه السلام) همچون حج ابراهیمی عامل اتحاد عاطفی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مسلمانان است که با پول و امکانات مادی، دشوار، بلکه نزدیک به محال است که به دست اید.
حال که سوگ حسینی تا این درجه برکت و اهمیت دارد، باید آن را مغتنم شمرد و رسم و رسومش را با شکوه تر و سازنده تر برگزار و از آن محافظت کرد و با زدودن آفات و پالایش و پیراستگی آن از سنت های غلط، از قدرت سازندگی بسیار بالای آن برخوردار شد و تحوّل بزرگی در برابر کفار و استکبار به وجود آورد.
بایدهاونبایدها در برگزاری مراسم عزاداری محرم :
در هر چه ثمر بخش تر بودن انقلاب «نینوا» و حکیمانه تر شدن روش عزاداری مؤثرمواردی به شرح ذیل  ارائه می گردد:
-  شناخت کامل فلسفه قیام و رساندن پیام های عاشورا.
-  بزرگ تر دانستن مصیبت امام و اهل بیت او، از مصائب خود و خانواده.
-  عزاداری و ابراز حزن در ایام حزن آل محمد
-  سیاه پوشیدن و سیاه پوش کردن در و دیوار مساجد و ... .
-  تشکیل مجالس عزا و شرکت در آنها.
-  تشویق دیگران به برگزاری مجالس هفتگی و ماهانه و ... .
 -  بهره برداری بهینه از فضا و محل با رعایت حریم و حقوق دیگران.
-  حزن و گریه هنگام ذکر مصیبت.
-  حضور در مجالس، با ادب و فروتنی و خدا را ناظر دانستن.
-   شرکت در مجالس خطبای صالح.
-  توجه به عمق مجلس و پرهیز از رغبت به مجالس و مداحی های پرهیاهو.
-  سلام کردن به سلاله نور و حماسه ساز قرون، حضرت ابا عبدالله الحسین(ع)
-  اعلان تنفّر و دوری از دشمنان و زمینه سازان قتل ائمه و ظالمان به اهل بیت: و قاتلان آنان.
-  تسلیت گویی به امام عصر (عج) و یکدیگر.
-  پرهیز از رفتار خارج از ضوابط اسلامی.
-  بهره برداری بهینه از مجالس و مطرح کردن مسائل شرعی و اعتقادی و اخلاقی.
-  شناخت و مبارزه فرهنگی با آفات عزاداری.
-  اقامه امر به معروف و نهی از منکر و احترام به منتسبان به هیئات حسینی و محبان حسین(ع)
-  احترام به خادمان و ذاکران.
-  یاری رساندن به گردانندگان مجالس.
-  قدردانی از برپا دارندگان مجالس.
-  قدردانی از ذاکران و روحانیان و دانشمندان و پاسداران فرهنگ عاشورا.
-  مواظبت از امور شرعی پس از خروج از مجالس حسینی.
-  رعایت اخلاص در عمل و پرهیز جدّی از ریا و خودنمایی که آفت هر عمل عبادی است.
-  اموالی را هزینه کنند که حقوق شرعی آن مثل خمس و زکات ادا شده باشد.
-  اگر از هدایای دیگران استفاده می کنند، توجه و عنایت به حلیت آن داشته باشند.
-  عمل را از هر جهت، صحیح انجام دهند و بیش از زرق و برق و جنبه های ظاهری مجالس به محتوا و کیفیت آن فکر کنند.
-  با شرکت کنندگان یکسان برخورد شود، مگر در مورد افراد خاصّی که از احترام بیشتری برخوردارند؛ مثل پیشکسوتان هیئت های عزاداری و صاحبان فضل و کمال.
-  پرهیز از منکرات در عزاداری.
- برگزاری مجالس در ساعات مقرر و مناسب و پرهیز از طولانی کردن و سلب آسایش همسایگان و تأکید بر سخنران و مدّاح.
-رعایت  میانه روی و اعتدال در صرف هزینه ها به ویژه نذور وسفره های تاسوعا وعاشورا .
-  دوری جستن از مزاحمت و ایجاد صداهای گوش خراش.
-  رعایت نکات بهداشتی در آشپزخانه و پاک کردن خون حیواناتی که جلوی دسته ها ذبح می کنند.
- سیاه پوش کردن بخشی از محیط و استفاده از تبلیغات نمادین در بخش های دیگر و نصب اشعار و جملات سازنده.
-  بهره گیری از تراکت در مسیر رفت و آمد به مجلس عزاداری.
- نصب عباراتی مانند «سلام بر حسین(علیه السلام)» در سقاخانه مجالس و چسباندن عکس حرم مطهر و پرهیز از نصب عکس های دروغین.
- استفاده از پارچه نوشته هایی با خط زیبا که نام شهدای سرافراز کربلا در آن آمده است.
- اهدای کتب مفید به عزاداران.
- توجه به دیدگاه های مراجع در انجام مراسم.
-  صلاحیت علمی و عملی ذاکران
- آگاهی و تسلّط کافی سخنرانان به موضوع سخنرانی و ابعاد و اطراف آن.
-  تطابق گفتار با کردارواعظان.
- راست گویی. واعظان و مداحان باید از خواندن روضه ها و اشعار دروغین جدّاً بپرهیزند.
-حفظ دین، احیای ارزش های اصیل اسلام و تشیع در برابر بدعت ها، تحریف ها و مسخ ارزش ها.
- سعی و تلاش در توجه دادن مردم به قرآن و بهره گیری از ایات و روایات و تشریح اهداف و فلسفه قیام حسین(ع)
- برجسته کردن ویژگی های الگویی معصومان: برای جامعه.
- مرزبانی و خرافه زدایی و استفاده از کتب قوی و مستند.
- پرهیز از ذکر فضایل، معجزات و مطالبی که اثبات و قبول آن برای عموم دشوار یا غیر ممکن است
- بدون چشم داشت مالی مداحی کردن و نفروختن این خدمت مقدّس به بهای ارزان..
- تعمیق محبّت عزاداران به امامان اهل بیت: برای مصون ماندن از آفات.
-تکراری نبودن سخنان و اشعار و ... .
- پرهیز از بیان مطالب بی اساس و نوآوری های بی بنیاد .
- اگر مجتهد نیست، در زمینه احکام فتوا ندهد.
- تذکر و نقد کار مدّاحِ تازه کار در جلسه خصوصی در صورت نیاز.
- احترام به دیگر خطیبان مجلس و مدّاحان دیگر.
- بدون وضو بر منبر و جایگاه قرار نگرفتن.
-آغاز منبر و برنامه با نام نامی و یاد گرامی حضرت بقیة الله (ارواحنا فداه) و ختم مجلس با دعا برای سلامتی و تعجیل فرج.
-داشتن غیرت دینی و پاسخ به اشعاری که به سفارش دشمن سروده شده است.
-مطالعه مقاتل صحیح و تاریخ های معتبر؛ برای اینکه اشعار، متکی به متون صحیح باشد.
- آگاهی از تحریفات تاریخ عاشورا، تا از گزند آفات این مسیر دور بماند.
- دوری کردن از عقاید و افکار غلوّ آمیز .
- تعمیق معرفت مداحان.
- اصلاح نیت و جلب رضایت خدای مهربان و توجه به اینکه مرثیه یک عبادت بزرگ است.
-هدف، احیای امر و اندیشه امامان و ارزش های دینی معنوی و فرهنگی، احیای روحیه جهاد و شهادت طلبی و زنده نگاه داشتن یاد و تاریخ پرشکوه نهضت حسینی و حماسه آفرینان آن باشد.
- نغمه ها و سبک های زیبای سنتی، نبایستی با غنا همراه باشد و هیچ گونه شباهتی با نغمات لهو و لعب نداشته باشد.
-  پذیرش دعوت بانیان، بدون تبعیض.
- احیای نام یاران و اصحاب امام حسین(ع) و اسیران سرافراز کربلا.
-یادکرد از منتقم حقیقی، حضرت مهدی(عج)
- متانت و وقار توأم با تواضع مداحان وواعظان
- مستند گویی.
- در مجالس، بدون اذن صاحب مجلس به مداحی نپردازد.
- دوری از غرور.
- پرهیز از غلوّ.
- پرهیز از القابی که از مقام ائمه: می کاهد.
-تنفر از تملق گویی.
- پرهیز از سوگند.
- پذیرش دعوت میزبان خوش نام در روستا ها برای میهمانی.
- طرح نکردن مسائل اختلاف انگیز.
- تکرار و تمرین اشعار و مراثی، برای اینکه در ذهن نقش ببندد و به این وسیله در هنگام اجرای برنامه دچار وقفه نشود.
- متناسب به وقایع و ایام بخواند.
- توجه به خصوصیات منطقه ای و جغرافیایی و اهتمام به شکسته نشدن سنت های صحیح اجتماعی.


ابعاد وجودی سیدالشهدا (ع) سرور آزادگان جهان که در مراسم باید مورد توجه ویژه قرارگیرد:
1-     عبادت : امام حسين(ع) چهره برگزيده عبادت کنندگان عصر خود بود. او در اوج عشق و معرفت خدا را مي‌پرستيد و لحظه لحظه‌هاي عمرش را صرف عبادت مي‌کرد. و عبادت ايشان نه از سوي طمع و ترس، بلکه عبادت آزادگان بود که آن را بهترين نوع پرستش مي‌دانستند.
2-     عرفان : امام(ع) چهره درخشان عالم عرفان بود. عرفان حسيني، عرفاني ناب، حرکت آفرين و شورانگيز است. عرفان حسيني همان عرفان علوي و محمدي بود که بدون هرگونه ضعف و واسطه از سرچشمه‌هاي زلال و گواراي وحي نشأت مي‌گرفت.
3-     عزّت : امام حسين(ع) تابلوي تمام نماي عزت و آزادگي بود. ايشان بزرگترين مصيبت‌هاي عالم را که بر اهل زمين و آسمان گران آمد، پذيرفتند اما زير بار ذلّت نرفتند و با يزيد دست بيعت ندادند.
4-     سخاوت : امام حسين(ع) آيه رحمت حق بود که بر سرزمين دوست و دشمن مي‌باريد و آنها را از لطف و کرم خود بهره‌مند مي‌کرد.
5-     شجاعت : سرزمين جان امام حسين(ع)، تجلي‌گاه نزول فرشته شجاعت بود. او فرزند کسي بود که پيامبر اکرم(ص) ايشان را «اسدالله» يعني شير خدا ناميده بود و چه خوب اين صفت را از پدر به ارث برده بود. امام حسين(ع) تجسم شجاعت بود.
6-    کرامت : امام حسين(ع) دريايي بود که کرامت و جوانمردي در آن موج مي‌زد. اگر کرامت تجسّم يابد امام حسين(ع) مي‌شود و اگر روحيه کريمانه او به خامه قلم درآيد، بهترين تفسير کرامت مي‌شود.
7-    عفو : عفو و رحمت، سيرة سالار شهيدان بود، از خطاها مي‌گذشتند و عذر ديگران را به راحتي مي‌پذيرفتند. با نامهربانترين مردم رفتاري صميمي داشتند.
8-    تواضع : تواضع از قله‌هاي بلند سلسله جبال اخلاق و بزرگواري است که امام حسين(ع) چون پرچمي برفراز آن برافراشته بود. اگرچه ايشان از مقام ولايت، امامت و عصمت برخوردار بودند و رسول خدا(ص) ايشان را «سرور جوانان اهل بهشت» معرفي کرده بودند، اما کمترين غباري از خود بزرگ بيني در عالم وجودشان يافت نمي‌شد، بلکه مانند شاخه‌هاي درختان پرثمر چشم به پايين انداخته بودند.
9-     جهاد و مبارزه : امام حسين(ع) چهره شاخص جنگ و جهاد در راه خداست. جبهه‌هاي صفين و کربلا تجلي‌گاه جهاد و حماسه‌هاي ايشان است. نام امام حسين(ع) با جهاد همراه است و کربلا در ميان همه جبهه‌ها مي‌درخشد. بر بالاي صحيفه جهاد، نام امام حسين(ع) ثبت شده است و مجاهدي نيست که به ايشان افتخار نکند. شمشير ايشان شمشير پيامبر اکرم(ص) بود که بعد از چهارده قرن هنوز دشمن درد آن را احساس مي‌کند.
10-      جاذبه و دافعه : امام حسين(ع) مظهر جاذبه و دافعه‌ي حکيمانه، الهي، جهت‌دار و سازنده بودند که افراد مستعد را جذب مي‌کردند و در همان جذبه نگاه مي‌داشتند. و دشمنان لجوج را دفع مي‌کردند و از فرصت‌طلبي محروم مي‌کردند.11
11-    قدرشناسي : امام حسين(ع) از کارهاي صالح، روحيه‌هاي ارزشي و فرازهاي اخلاقي قدرداني مي‌کردند و کمترين خدمت و تحيات را بي‌پاسخ نمي‌گذاردند، بلکه از کمترين خدمت بيشترين تقدير را از خود بروز مي‌دادند و اين همان خلق قرآني است که تحيات‌ را پاسخي برتر دهيم.
12-    صداقت : بيان اباعبدالله(ع) بياني صريح، روشن و به دور از هرگونه ابهام و ترديد بود. او با شجاعت و بدون ملاحظات زايد، سخنان خودشان را بيان مي‌کردند و حقايق را در پرده‌ها و پيرايه‌ها مخفي نمي‌کردند.
13-    ذکاوت : زيرکي امام حسين(ع) دوست و دشمن را در حيرت فرو برده بود که چه زيبا مکرهاي سياسي دشمن را تحليل مي‌کنند و آب بر آتش فتنه‌هاي او مي‌ريزند.
14-    هدايت و ارشاد : امام حسين(ع) خورشيدي بودند که بر دل‌هاي مردم تابيدند و آنها را از کج‌رويها و بيراهه‌هاي اسلام اموي به اسلام ناب محمدي هدايت کردند و بقاي اسلام را با شهادت خودشان تضمين کردند.
15-    قاطعيت : امام حسين(ع) از چهره‌هاي شاخص قاطعيت بود. با عزمي جدّي در امور وارد مي‌شدند و به دور از هرگونه سستي و تعلّل آنها را به پايان مي‌بردند. ويژگي مهم قاطعيت آن حضرت(ع) اين بود که هرگز در اعمال آن از منطقه اعتدال بيرون نمي‌رفتند
16-     شهادت طلبي : امام حسين(ع) شيفته فرشته شهادت بودند و مرگ در راه خدا را بر حيات با ستمگران ترجيح مي‌دادند. پيش از آنکه مرگ، ايشان را برگزيند با ورود در ميدان جهاد و مبارزه مرگي سرخ، دشوار، تاريخي و تاريخ‌ساز را برگزيدند و نگين سرخ امامت و ولايت شدند. امام حسين(ع) معلم و مفسر بزرگ شهادت بودند، کسي بودند که بهترين تفسير شهادت را با مرکب خون خودشان بر صفحات تاريخ نوشتند و نام او براي هميشه همنشين شهادت شد. پرنده خونين بال شهادت با حضور در آسمان جان امام حسين(ع) به افتخاري بزرگ رسيد و با اين ذبح عظيم بود که سرور جوانان اهل بهشت، سرور شهيدان راه خدا شدند و او را سيدالشهداء گفتند
17-      امر و نهي ديني : امام حسين(ع) سرور و سالار امر کنندگان به معروف و نهي کنندگان از منکر بودند و اين حرکت را از اصول مهم عملي زندگي اهل ايمان مي‌دانستند و مي‌فرمودند:سزاوار نيست انسان مومن کسي را ببيند که معصيت خدا مي‌کند و او را نهي نکند
18-     صبر : امام حسين(ع) معلم صبر و مثل اعلاي مقاومت در راه خدا بود. کربلا مرکز ثقل سختي‌هاي عالم بود. جنگ آن بيش از شش ساعت و سي دقيقه به طول نينجاميد، اما خدا مي‌داند که در اين مدت بر امام حسين(ع) چه گذشت. او چون کوهي بلند در برابر همه لحظات جانگداز کربلا صبر کردند تا در عصر عاشورا از ميان درياي بلا به اوج رفتند. وقتي اباعبدالله(ع) تنها و مظلوم چون سروي بلند بر روي زمين افتادند و در خون خود مي‌غلطيدند زبان به مناجات با خدا گشودند و اين جملات را بر زبان آوردند:
پروردگارا! بر قضاي تو صبر مي‌کنم، خدايي جز تو نيست اي فريادرس دادخواهان..

امید آینده ساز

مقدمه
  ازمسائل مهمي است که همواره مورد توجه معلمان و متوليان فرهنگي كشور بوده ، مسئله امید وامیدواری  است. در هر زمان ، انديشمندان و متفکران درباره اين موضوع ، تحقيقات علمي و عملي داشته و نظرات کاربردي مهمي ارائه نموده اند. در منابع اسلامي « قرآن و روايات » نیز، مسئله امید  انسان  در راستای رشد معنوي و رسيدن انسان به کمالات، مورد توجه قرار گرفته است وهمواره از مهم ترين برنامه هاي انبياء الهي و کتب آسماني بوده است. در اين مختصر، به موضوع امید وامیدواری را از ديدگاه قرآن و از منظر رهبر کبیر انقلاب ومقام معظم رهبری نيز نقش سازنده آن در آینده انقلاب اسلامی پرداخته شده است.

امید از دیدگاه اسلام :
   اميد حالتي روحي ، رواني و برانگيزاننده انسان به کار و فعاليت است. به طور طبيعي، انگيزه بشر در کارهاي اختياري ، همان اميد به نفع يا ترس از زيان است. در واقع، خوف و رجا به منزله نيروي اجرايي و عامل مستقيم در انجام كارها و رفتار انساني است و او را در راه رسيدن به هدف ، به حركت وامي دارد.
حال اگر اميد، از معرفت و شناخت نسبت به مبدأ و معاد حاصل شود، اساس همه تلاش هاي مفيد انساني ، منشأ اصلاح امور در جامعه و رسيدن شخص به سعادت ابدي خواهد بود ؛ همان گونه که نااميدي و قطع اميد نسبت به خدا و روز قيامت منشأ فسادها و منتهي شدن کار انسان به شقاوت ابدي است. (محمدتقي مصباح، اخلاق در قرآن، ج 1، ص 400)
همين که انسان به آينده روشن اميد داشته باشد، احساسي نيکو و پرنشاط به وي دست داده ، در او انگيزه کار و تلاش ايجاد شده و او را به فعاليت هاي صحيح زندگي وادار مي کند. (غلامحسين معتمدي، انسان و مرگ ،درآمدي بر مرگ شناسي، ص 40)
 قرآن براي تشويق و ترغيب انسان به کارهاي شايسته، بهره فراواني از اميد برده است.
در ادامه ، به چند آيه در اين زمينه اشاره مي شود:
خداوند به بندگان ، نسبت به ديدار خود اميد مي دهد:
«مَن کَانَ يَرْجُوا لِقَاء اللّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللّهِ لاَتٍ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» ، کسي که به ديدار خداوند اميد دارد بداند که اجل او از سوي خدا آمدني است و اوست شنواي دانا. (قرآن كريم ، سوره عنكبوت ، آيه 5)
اميدواران به لقاي الهي، که همان مؤمنان هستند، بايد بدانند که ملاقات با خداوند، وعده اي حتمي و قطعي از طرف پروردگار است . بنابراين، لازم است اميدواران به تلاش و فعاليت روي آورند تا با سربلندي به لقاي پروردگارشان برسند.
اگر اميد در دل انسان وجود داشته باشد، منشأ اثر خواهد شد. نشانه بارز اميد به خداوند و روز قيامت، انجام عمل شايسته است. قرآن مي فرمايد:
«... فَمَن کَانَ يَرْجُوا لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحا وَلاَ يُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدا» ، هر کس اميد به لقاي پروردگارش (روز قيامت) دارد، بايد عمل صالح بجاي آورد و کسي را در عبادت پروردگارش شريک نسازد. (سوره كهف ، آيه 110)
تنها راه رسيدن به رضايت خداوند و پاداش هاي وي، کارهاي شايسته و پرستش خالصانه اوست. تا وقتي اخلاص و انگيزه الهي در عمل انسان نباشد رنگ عمل صالح به خود نمي گيرد. کسي که عمل شايسته ندارد، نبايد به رحمت و آمرزش خدا اميد داشته باشد.
شخصي به امام صادق عليه السلام عرض کرد: عده اي از ياران شما مرتکب گناه شده، مي گويند: ما اميدبه لطف و بخشش خدا داريم. امام فرمود: «دروغ مي گويند؛ آنان پيرو ما نيستند، گروهي اند که آرزوهاي بي پايه بر آنان غلبه يافته است. هر کس به چيزي اميد دارد براي آن کار و فعاليت مي کند، و هر کس از چيزي بترسد از آن فرار مي کند.» (محمدبن يعقوب کليني، اصول کافي، ج 2، ص 68)
هم چنين حضرت علي (ع) مي فرمايد: «از کساني مباش که بدون عمل شايسته، به آخرت اميد دارند، و توبه را با آرزوهاي دراز به تأخير مي اندازند.» (نهج البلاغه، حکمت 150)
باور به معاد، حتي در حد اميد، عامل گرايش به عمل است و در تنظيم زندگي سالم و تصحيح رفتارها و باورهاي انسان نقش اساسي دارد.
خداوند در آيه ديگري مي فرمايد:
«إِنَّ الَّذينَ آمَنُواْ وَ الَّذينَ هَاجَرُواْ وَ جَاهَدُواْ فِي سَبيلِ اللّهِ أُوْلئِکَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» ، آنان که ايمان آورده اند و کساني که هجرت نموده و در راه خدا جهاد کرده اند، آنان به رحمت خدا اميدوارند، و خداوند آمرزنده مهربان است. (سوره بقره ، آيه 218)
در اين آيه، اميدواري مؤمنان و مهاجران به رحمت خدا ذکر شده است. هرچند اميد حالتي رواني است، ولي آثار آن در عمل آشکار مي گردد. در واقع، آنان که در راه خدا هجرت و جهاد مي کنند، مي توانند ادعاي اميد به رحمت الهي داشته باشند.
 ايجاد اميد با توبه و شفاعت
 انسان موجودي است ضعيف و در تمام مراحل زندگي نيازمند عنايت الهي است. نفس آدمي مؤثرترين عامل در انحطاط يا ارتقاي اوست. برخي مردم مرتکب لغزش ها و نافرماني خدا شده، در مبارزه با نفس شکست
مي خورند و در اين هنگام است که نااميدي به سراغ آنان آمده و براي هميشه از رستگاري و رسيدن به کمالات انساني مأيوس مي شوند. وقتي انسان راه بازگشت را به روي خويش بسته مي بيند، بدون تجديدنظر در رفتار خود و با توجه به تيرگي افق آينده ، به هر سرکشي و طغياني دست مي زند. تجسم اعمال زشت و سنگيني آن ها، انسان را دچار اضطراب و فشار رواني مي گرداند و چه بسا به افسردگي دچارشود.
خداوند با عنايتي که به بندگان خويش دارد، راهي براي آنان قرار داده است تا هر اندازه كه آلوده به گناه و نافرماني حق باشند، راه نجات برايشان فراهم و امکان جبران مهيّا باشد؛ توبه و بازگشت به سوي پروردگار راهي است که خدا در برابر انسان ها قرار داده است تا از يأس و نوميدي بپرهيزند و بدانند آفريدگارشان پذيرنده افراد عاصي است.
آيات قرآن در باره توبه ، نشان دهنده رحمت الهي نسبت به تمام بندگان است؛ چنان که هر کس با هر گناهي، اگر به طور حقيقي به سوي پروردگارش رود، با آغوش باز پذيراي او خواهد بود و گناهانش را
مي آمرزد. (سوره شوري ، آيه 25 / نساء ، 145 و 146 / هود ، 9)
اگر افراد مجرم در اشتباهات خود تجديدنظر کنند، راه نجات برايشان باز است و از بيراهه باز مي گردند.
احساس گناه يکي از عوامل اضطراب و افسردگي و مايه خستگي روح انسان است که باعث سرخوردگي در زندگي مي شود. فرد گنه کار احساس پوچي كرده و انگيزه ادامه زندگي را از دست مي دهد و اين موجب نااميدي در او مي شود. فردي که براي خود آينده اي مبهم و تاريک ترسيم کرده است و وضعيت خود را نامشخص مي داند و يا در انتظار عذاب الهي پس از مرگ نشسته است، نااميدي به سراغش مي آيد و او را دچار فشارهاي رواني و اضطراب مي سازد. اما اگر بداند که آمرزش الهي نصيب او خواهد شد، اميد در او ايجاد شده، تلاش خويش را به کار مي بندد تا مرتکب گناه نشود و اگر در صورت غفلت، مرتکب نافرماني الهي شد، مأيوس نمي گردد.
 شفاعت
 «شفاعت» در لغت به معناي ميانجيگري، وساطت و پا در مياني کردن است  و در قرآن بدين مفهوم است که فرد گنه کار با داشتن برخي جنبه هاي مثبت، هم چون ايمان و انجام برخي اعمال شايسته، شباهتي با اولياي الهي پيدا کرده، آنان با عنايات خود او را به سوي کمال سوق دهند و از پيشگاه ربوبي براي او درخواست آمرزش کنند. (راغب اصفهاني، مفردات الفاظ القرآن، ص 457)
اعتقاد به شفاعت نيز پديدآورنده اميد در دل گنه کاران بوده و مايه نشاط، ادامه فعاليت و بازگشت آنان از نيمه راه زندگي به سوي خدا مي گردد. اگر مفهوم شفاعت به طور صحيح شناخته شود، نه تنها موجب جرأت بر گناه و نافرماني پروردگار نمي گردد، بلکه سبب مي شود تا نور اميد در دل عده اي ايجاد شود و بتوانند به وسيله اولياي الهي آمرزش خدا را نسبت به گذشته تاريک خود جلب کنند و از عصيان و سرپيچي دست برداشته، به سوي حق بازگردند.
 
علت وضع شفاعت اين است که در افراد اميد ايجاد شود. بسياري از افراد بر اثر غلبه هواي نفس مرتکب گناهان سنگين شده، گرفتار يأس از بخشودگي در پيشگاه خدا مي شوند و چون راه بازگشت را به سوي خود بسته مي بينند، حاضر به تجديدنظر در رفتار خود نمي گردند و به آلودگي بيشتر دست مي زنند. اميد به شفاعت اولياي خدا به آن ها نويد مي دهد که اگر همين جا توقف کنند و خود را اصلاح کنند، از راه شفاعت، گذشته شان جبران مي شود.
از سوي ديگر، يکي از مهم ترين شرايط شفاعت، اذن و اجازه خداوند است، که اگر اجازه او نباشد هيچ کس قادر بر شفاعت نيست.( سوره طه ، آيه 109/ سوره انبياء ، آيه 28)
کسي که اميد و انتظار شفاعت دارد بايد اجازه پروردگار را به نحوي فراهم سازد؛ يعني کارهاي خداپسندانه انجام دهد تا به مقام رضايت الهي برسد.
 نااميدي و زيان هاي آن
 چنان چه اشاره شد، اميد در زندگي انسان، باعث انجام کارهاي شايسته و تلاش هاي مفيد و پرثمر مي شود. انسان اميدوار، هم در اين دنيا راحت و سالم زندگي مي کند و هم در آخرت از نعمت هاي فراوان الهي
بهره مند مي گردد. در برابر اميد، نااميدي قرار دارد که زيان هاي فراواني براي فرد و جامعه به دنبال دارد. کسي که به علل گوناگوني همچون تبليغات دشمن، عجول بودن و فقدان آينده نگري، احساس ناتواني، احساس خود کم بيني و مشکلات جسمي، به زندگي در اين دنيا اميد ندارد و کسي که از آمرزش پروردگار نااميد است، زندگي را هيچ و پوچ مي داند. او از هم اکنون ناراحت است که چه پيش خواهد آمد و چه سرنوشتي در انتظار اوست.
از اين رو، به هيچ کار مهمي دست نمي زند و هيچ اقدام مثبتي انجام نمي دهد و چون اميدي به آينده ندارد، مرتکب جنايات بزرگ و خطرناگ مي شود. روان شناسان براي افسردگي نشانه هايي ذکر کرده اند که يکي از آن ها نوميدي است. فرد افسرده نسبت به آينده بدبين و نوميد بوده و بوي بهبودي از اوضاع جهان احساس نمي کند. فرد نوميد احساساتي همچون تنهايي، وازدگي، غمزدگي و بيروحي دارد که اين امر منجر به سرخوردگي بيشتر او مي شود.
 خداوند درباره نوميدي به سبب کم ظرفيتي انسان مي فرمايد: «وَ لَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ ليؤوسٌ کَفُورٌ وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ» ، و اگر از جانب خود رحمتي به انسان بچشانيم، سپس آن را از وي باز گيريم قطعا نوميد و ناسپاس خواهد شد؛ و اگر پس از محنتي که به او رسيده است نعمتي به او بچشانيم، حتما خواهد گفت: گرفتاري ها از من دور شد. بي گمان، او شادمان و فخرفروش است.( سوره هود ، آيه 9-10 / اسراء ، آيه 83)
افرادي که تنها زمان حال را ديده و از امور ديگر غافلند، هنگام از دست دادن امکانات و موهبت هاي مادي، از رحمت الهي نااميد شده، تدبير خداوند را در هستي منکر مي شوند. گويا امکانات مادي را حق مسلم خود دانسته، خدا را مالک آن ها نمي شناسد. چنين افرادي پس از گذر از سختي ها و دست يابي به
موهبت هاي دنيوي، به شادماني بسيار، تکبر و فخرفروشي، که صفات نکوهيده اي هستند، مبتلا خواهند شد و آن چنان به خود مغرور مي شوند که تصور مي کنند همه مشکلات و ناراحتي هاي آن ها برطرف شده و هرگز باز نخواهند گشت.
بدين دليل، شادي و سرمستي بي حساب و فخرفروشي بيجا به حدي سر تا پاي آنان را فرا مي گيرد که از شکر نعمت هاي پروردگار غافل مي مانند.
اين افراط و تفريط بلاي بزرگي است که بدان مبتلا شده اند و سبب مي شود اينان هرگز نتوانند در زندگي موضعي متعادل و صحيح داشته باشند؛ گاه مغرور و متکبر و گاه نااميد مي شوند. از اين رو، دايم در حال تشويش و دلهره اند.
فقط افراد با ايمان، که روحي بلند و شرح صدر دارند و در برابر شدايد و حوادث سخت زندگي صبر را پيشه خود ساخته و در همه حالات از کارهاي شايسته فروگذار نمي کنند از اين دو حالت افراط و تفريط بيرونند؛ آنان هنگام فراواني نعمت مغرور نمي شوند و خدا را فراموش نمي کنند و هنگام سختي ها و مصيبت ها از رحمت خدا نااميد نشده و به تدبير او در هستي کافر نمي شوند و به همين دليل، براي اينان آمرزش از گناهان و پاداش بزرگ الهي (بهشت) خواهد بود. (ناصر مکارم شيرازي و ديگران، تفسير نمونه ، ج9، ص31)
 بنابراين ، راه مبتلا نشدن به يأس و نااميدي دو امر است: صبر و تحمّل مشکلات ؛  ايمان به اين واقعيت که نعمت ها در يد قدرت الهي اند؛ به هر کس بخواهد و مصلحت بداند مي دهد و از هر کس بخواهد مي گيرد و به آنکه گرفته است، مي تواند بازگرداند.
خداوند در آياتي چند ، بشر را از نااميدي باز داشته است؛ مي فرمايد: «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَي أَنفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ ...»، بگو اي بندگان من که بر خويشتن زياده روي روا داشته ايد، از رحمت خدا نوميد مشويد. (سوره زمر ، آيه 53)
به دليل ضررهاي فراواني كه نااميدي در پي دارد ، خداوند با لحني آکنده از محبت و لطف، آغوش رحمت خويش را باز کرده و فرمان عفو عمومي صادر کرده است؛ مي فرمايد: به بندگان گنه کار من بگو: هر اندازه گناه کرديد، مبادا از رحمت الهي نااميد شويد، بلکه با توبه کارهاي زشت خويش را تدارک کنيد. از آيه استفاده مي شود که نااميدي از گناهان بزرگ است.
امام صادق عليه السلام مي فرمايند: «... نااميدي از رحمت خداوند، از بزرگ ترين گناهان نزد پروردگار است.» (محمدبن يعقوب کليني، اصول كافي، ج 2، ص 544)
حضرت علي (ع) نيز مي فرمايد :
اگر نوميدي بر دل چيره شود، تأسف خوردن آن را از پاي درآورد.» (نهج البلاغه ، حكمت 108)
برخي آيات قران كريم ، قطع اميد نسبت به خدا و روز قيامت را منشأ فسادها، تبه کاري ها، انجام کارهاي ناپسند، طغيان و سرکشي و منتهي شدن کار انسان به شقاوت ابدي مي دانند . (سوره يونس ، آيه 15-11-8-7 / فرقان، آيه 21)
اميد به رحمت خداوند، که قدرت بي انتهاست، مطابق فطرت انسان است. اما اگر فطرت پوشيده شود نااميدي به سراغ او مي آيد. يأس از رحمت پروردگار محدود کردن رحمت او و نيز عفو و آمرزش الهي را ناديده گرفتن است؛ چنان که اميد محرک انسان به فعاليت و تلاش بود، نااميدي سبب بازماندن او از عمل و دست کشيدن از جديت در کارها و بريدن از بندگي خداست.
بايد بدانيم كه شيطان ابتدا بنده را فريب مي دهد و با گناهان کوچک و بزرگ او را مشغول مي سازد و چون مدتي بدين صورت اورا سرگرم كرد ، اگر باز در او نورانيتي ديد که احتمال توبه و بازگشت به سوي حق در او وجود داشت، او را به يأس از رحمت مي کشاند و به او مي گويد: از تو گذشته و کار تو اصلاح پذير نيست. اين دام بزرگي است که شيطان بر سر راه بندگان گذارده، تا آنان را از درگاه پروردگار روي گردان کند. اگر چنين حالتي براي فردي پيش آمد، ضررهاي فراواني براي خود و ديگران دارد. چنين فردي دنبال فعاليت نمي رود و از زندگي دنيا باز مي ماندو چون براي آخرت نيز کار شايسته اي انجام نداده است، پس از مرگ، از عذاب الهي در رنج است.
اين مطلب را با سخني از امام صادق به پايان مي بريم : امام (ع) مي فرمايد: «در سفارشات لقمان به فرزندش امور عجيبي بود؛ عجيب ترين آن ها اينکه از خداوند آن گونه بترس که اگر در درگاه او خوبي هاي جن و انس را آوردي، تو را عذاب مي کند؛ و به خدا اين گونه اميدوار باش که اگر گناهان جن و انس را بياوري تو را مي آمرزد.» سپس امام فرمودند: «هيچ بنده مؤمني نيست جز اينکه در دل او دو نور است: نور اميد و نور بيم، که اگر هر کدام را وزن کنند بر ديگري نچربد.» (محمدبن يعقوب کليني، اصول كافي،ج2 ، ص 55)
 امید به آینده انقلاب اسلامی از نگاه امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری
یـکـى از اهـداف انـقـلاب اسلامى ایران از دیدگاه و سیره عملى امام خمینى (ره ) و مقام معظم رهـبـرى نـفـى وضـع گـذشـتـه ، بـهـبـود و سـامـان یـابـى حال و ترسیم نظام ایده آل آینده است و دلیل رویکرد به اندیشه امام و رهبرى از آن روست کـه انـدیشه هاى تابناک حضرت امام خمینى (ره )، فرهنگ جامع انقلاب اسلامى است که با تـار و پـود اعـتـقـادات دیـنـى مـردم در هـم تـنـیـده اسـت و در لحـظـه هـاى زنـدگـى نسل اول و دوم انقلاب حضور مستمر دارد. گفتار و نوشتارهاى مقام معظم رهبرى نیز ترسیم کـنـنـده ادامـه راه امـام و زمـیـنـه سـاز اجراى طرح ها براى استحکام بنیان هاى نظام جمهورى اسـلامـى اسـت . طـراحـى آیـنـده و هـدف گـذارى هاى امام و رهبرى از عمق درایت ، هوشیارى و امـیـدوارى بـه آیـنـده و اعـتـقـاد بـه الهى بودن این انقلاب حکایت مى کند زیرا این یک وعده قرآنى است که فرموده :
((خدا به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده اند وعده داده است که حتما آنـان را جـانشین (خود) قرار دهد. همان گونه که کسانى را که پیش از آنان بودند جانشین (خود) قرار داد و آن دینى را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنى مبدّل گرداند.))
از ایـن رو امـام و رهبرى به آینده کاملا امیدوار بودند و ضمن نگرانى از برخى نارسایى هـا و دغـدغـه هـا از کـژ راهه ها و آسیب هایى که مسیر تکاملى انقلاب را تهدید مى کند، افق نـظـام و انـقلاب را روشن مى دیدند و یاءس را که از جنود شیطان است طرد مى کردند و از مـدیـران و اصحاب رسانه مى خواستند که با تمام توان و امکانات و کارکردهاى مثبت خود افق آینده را در چشم مردم روشن ترسیم کنند و روح امید باور و خود اتکایى و خود باورى را بـراى رسیدن به آن قله هاى رفیع بدهند و این بزرگترین خدمت به انقلاب اسلامى و نـظـام مـردم سـالارى دیـنـى اسـت . ان شـاء اللّه ایـن رهـنمود و بایسته هاى امام و رهبرى در مـوضـوع الزامـات آنـیـده انـقـلاب اسـلامـى مـسـئولیـت مـدیـران و فرماندهان سپاه را براى بـرافـراشـتـه نـگـاهـداشـتـن پـرچـم پـرافـتـخـار انـقـلاب و هـراسـت و حـفـظ و تحویل آن به نسل فردا بازشناسد.
مـن امـیـدوارم کـه به یُمن برکت حضرت صاحب ـ سلام اللّه علیه و روحى فداه ـ این کشور، کشور پیشرفته اى بشود، از حیث اخلاق ، از حیث دیانت ، از حیث معنویات و از حیث همه چیزها، و مـادیـات و هـمـه چیز. و بحمد اللّه ما هر روزى را که مى گذرانیم از روز سابق براى ما بهتر است .))
نـظام جمهورى اسلامى در نظر امام و رهبرى زمینه ساز ظهور حق در گستره گیتى و حاکمیت الگـوى تـوحـیـدى امت و امامت معصوم است . و تلاش در تمام حوزه هاى مطرح این بحث زمینه سازى براى ظهور حضرت است . امام خمینى به صراحت اعلام مى کند:
مـسـئولان مـا بـایـد بـدانـنـد کـه انقلاب ما محدود به ایران نیست . انقلاب مردم ایران نقطه شـروع انـقـلاب بـزرگ جـهـان اسـلام بـه پرچمدارى حضرت حجت ـ ارواحنا فداه ـ است که خـداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منّت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.
امـام ضـمـن نـقـد تـفـکرات ناصواب برخى اشخاص و گروههایى که با ترویج فساد و دورى از سـیـاسـت اصـیـل و عـمـیـق اسلامى خواهان زمینه سازى ظهور مى شوند و یا برخى قـاعـدیـن کـوتاه نظر و ولایتى هایى که از تاءیید نظام جمهورى اسلامى گریزان هستند. مـبـارزه بـا ظـلم و فـسـاد و اسـتـمرار راه صحیح نظام جمهورى اسلامى در سراسر جهان را زمینه ساز ظهور مى داند و همگان را به اجراى آن فرا مى خواند:
آقـا ایـن طـور نـیـسـت کـه حـالا کـه ، منتظر ظهور امام زمان سلام اللّه علیه هستیم پس دیگر بـنـشـیـنـیـم در خـانـه هـایـمـان تـسـبـیـح را در دسـت بـگـیـریـم و بـگـویـیـم عجل على فرجه ، عجل با کار شما باید تعجیل شود، شما باید زمینه را فراهم کنید براى آمدن او.
ما (اگر) بتوانیم جلوى ظلم را بگیریم باید بگیریم . تکلیفمان است ، ضرورت اسلام و قـرآن تـکلیف ما کرده است که باید برویم همه کار را بکنیم فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم ، کار را همچو بکنیم که مهیا بشود عالم براى آمدن حضرت (مهدى ) سلام اللّه علیه .
مـقـام مـعـظـم رهـبـرى بـراى آمـاده سـازى افـکـار عمومى و نظام اسلامى و فرایند ظهور مى فرماید:
بـراى ظـهـور مـهـدى مـوعـود (ارواحـنـا فـداه ) زمـیـنـه بـایـد آمـاده بـشـود و آن عـبـارت از عمل کردن به احکام اسلامى و حاکمیت قرآن و اسلام است .
امـام پـایـان مـسیر رودخانه خروشان انقلاب را ورود به اقیانوس بیکران حکومت مهدوى مى دانـد و مـجـموعه نظام اسلامى را امانتى الهى معرفى مى کندکه باید به صاحب اصلى آن تقدیم کرد:
مـن امـیـدوارم کـه ایـن کـشـور بـا همین قدرت که تا اینجا آمده است و با همین تعهد و با همین بـیـدارى ، که از اول قیام کرده است و تا اینجا رسانده است باقى باشد، این نهضت و این انـقـلاب و قـیـام تـا صـاحـب اصـلى ان شـاء اللّه بـیاید و ما و شما و ملت ما امانت را به او تسلیم کند.
فرد مؤمن دايم بين خوف و رجا (بيم و اميد) قرار دارد؛ بدين معنا که او از يک سو، به فقر و نداري خود نگاه مي کند که سرتا پا نقص و کمبود است، از خود هيچ گونه کمال، عزت و توانايي ندارد و آنچه دارد همه از خداوند است. او از عبادت هاي خود بيم دارد، چه رسد به گناهان و نافرماني هايش از پروردگار؛ و از سوي ديگر، به رحمت گسترده الهي، که تمام عالم را فرا گرفته است، نظر افکنده، اميد دارد که اين رحمت شامل او نيز مي شود.( امام خميني، شرح حديث جنود عقل و جهل، ص 129)


امید در کلام مقام معظم رهبری
مقام معظم رهبری در بیانات متعدد به عامل مهم امید و امیدواری در زندگی اشاره و آن را عامل مهم نشاط و شادی معرفی فرموده اند. در اینجا به  فرازهایی از سخنان معظم له اشاره می شود.
مقام معظم رهبری در جمع جوانان فرمودند:
جوان اساسا اهل نشاط و امید و هیجان است. من خودم شخصا جوانی بسیار پرهیجانی داشتم، هم قبل از شروع انقلاب، به خاطر فعالیتهای ادبی و هنری و امثال اینها، هیجانی در زندگی من بود؛ بعد هم که مبارزات در سال 1341 شروع شد - که من در آن سال، بیست و سه ساله بودم - طبعا دیگر ما در قلب هیجانهای اساسی کشور قرار گرفتیم و من در سال 42 دو مرتبه زندان افتادم؛ بازداشت، زندان، بازجویی؛ می دانید که اینها به انسان هیجان می دهد. بعد که انسان بیرون می آید و خیل عظیمی مردمی که به این چیزها علاقه مندند، و رهبری مثل امام (رضوان الله علیه) که اینها را هدایت می کرد و کارها و فکرها و راهها را تصحیح می کرد، مشاهده می نمود، هیجانش بیشتر می شد. این بود که زندگی برای امثال من که در این مقوله ها زندگی و فکر می کردند، خیلی پر هیجان بود، اما همه این طور نبودند. البته جوانان طبعا دور هم که جمع می شوند، چون طبیعتا دلشان گرم است - یعنی یک نوع حالت سرزندگی و شادی در طینتشان هست - از همه چیز لذت می برند. جوان از خوراک لذت می برد، از حرف نزدن لذت می برد، از تو آیینه نگاه کردن لذت می برد، از تفریح لذت می برد. شماها باور نمی کنید که انسان وقتی از سنین جوانی گذشت، آن لذتی که شماها مثلا از یک غذای خوشمزه می برید، آدم در سنین ماها آن لذت را دیگر نمی برد و آن وقتها گاهی بزرگ ترهای ما - کسانی که در سنین حالای من بودند - چیزهای می گفتند که ما تعجب می کردیم چه طور اینها این طوری فکر می کنند؟ حالا دارم می بینم نخیر، آن بیچاره ها خیلی هم بی راه نمی گفتند. البته من خودم را بکلی از جوانی منقطع نکرده ام؛ هنوز که در خودم چیزی از جوانی احساس می کنم و نمی گذارم که به آن حالت بیفتم. الحمدلله تا حالا نگذاشته ام، و بعد از این هم نمی گذارم. اما آنها که خودشان را در دست پیری رها کرده بودند، قهرا التذاذی که جوان همه شئون زندگی خودش دارد، احساس نمی کردند. آن وقت این حالت بود. نمی گویم که فضای غم حاکم بود - این را ادعا نمی کنم - اما غفلت و بی خبری و بی هویتی حاکم بود…هر کاری که بخواهید بکنید، در دوران جوانی می شود کرد؛ یعنی در هر سه زمینه - هم در زمینه علمی، هم در زمینه تهذیب نفس، هم در زمینه ورزش - باید در جوانی کار کنید. البته همه می دانند که در دوره پیری، ورزش این قدر تاثیری که در دوره جوانی دارد، ندارد؛ اما غالبا تهذیب نفس را نمی دانند؛ خیال می کنند انسان باید بماند، پیر که شد، عبادت و تهذیب نفس کند؛ در حالی که آن وقت تهذیب نفس مشکل است؛ و گاهی محال است. در دوره پیری، تهذیب نفس سخت است؛ اما در دوره شما - در دوره جوانی - تهذیب نفس خیلی آسان است. به هر حال، جوانان این سه کار را باید جدی بگیرند.
من امیدوارم کسانی که در رشته های هنری فعالند، همان خودباروی را که ما در عرصه های دیگر انقلاب در جاهایی مشاهده کردیم و دنیا را به خودش متوجه کرد - در زمینه صنعت، در زمینه صنایع نظامی، در زمینه علمی، واقعا ما کارهایی کرده ایم که دنیا متوجه آنها شده است - در زمینه هنر هم بلکه بتوانیم - انشالله - کارهایی بکنیم که شاخصه ملت بزرگ ایران و انقلاب بزرگمان باشد؛ این امید را من دارم....
    امروز یکی از تلاشهای دشمنان صرف آن می شود که نور امید را در دل ملت ما خاموش کنند و آنان را به اوضاع کشور و به دست اندرکاران و مجریان امور بدبین سازند. فاصله ای که دشمنان ملت مایلند میان ملت و دولت به وجود آید، همان چیزی است که اگر خدای نخواسته موفق شوند، دست آنان و ایادی حقیر و ریاکار و خبیث آنان در داخل را برای ضربه زدن به کشور و انقلاب باز خواهد کرد. این، هدف همیشه دشمن بوده و هست؛ ولذا اصرار همیشه امام فقید و عظیم آن بود که پیوند میان ملت و مجریان امور مستحکم تر شود....
همه آحاد ملت عزیز را به روح خوشبینی برادرانه میان برادران، و سوءظن هوشیارانه نسبت به بیگانگان و دشمنان دعوت می کنم. اگر تبلیغات استکبار سعی بر ایجاد فضای سوءظن و بددلی در داخل کشور دارد، اما ما باید علی رغم خواست و از روی سوءظن به او، هر گمان بد نسبت به برادران اسلامی و انقلابی خود را از دل و از فضای جامعه بزداییم. مخصوصا گویندگان و نویسندگان و آنان که در خود شایستگی آن را می بینند که با مردم و برای سخن بگویند، باید مراقب باشند که به سود استکبار و همزبان با تبلیغات استکباری، فضای زندگی مردم را به بدبینی و بددلی آلوده نکنند، و نوای امید و نشاط سر دهند....
عزیزان من! فکر، پایه اول است. توأم کردن فکر با عمل بر طبق آن اندیشه، پایه دوم است. الذین آمنوا و عملوا الصالحات طوبی لهم و حسن مئاب انسان وقتی که فکر و عمل را همراه کرد، آن وقت تفضلات الهی - انوار رحمت و هدایت - به سمت دلها سرازیر می شود؛ اطمینان و سکینه آرامش و امید در انسان به وجود می آید. یک مجموعه ای که این خصوصیات را داشته باشند، می توانند از تمام موانع عبور کنند؛ ما این را داریم. اگر می بینید که جوامع اسلامی ما و جامعه ایرانی خود ما در قرنهای گذشته با اوضاع و احوال سخت زندگی می کردند و روز به روز رو به انحطاط رفتند، یا امروز خیلی از کشورهای اسلامی دچار این مشکلاتند، به خاطر این است که یکی از این چیزها را نداشتند؛ یا اندیشه درستی که آن ایمان، متکی به آن اندیشه درست و صحیح و منطقی و قوی و حساب شده باشد؛ با طمعها و ضعفها و سستی ها و لغزشها و به دنیا چسبیدنها و شهرتها و هوسرانی ها و امثال اینها جلوی عمل را گرفته است. وقتی فکر و عمل با هم نبود، هدایت الهی، تفضیل الهی، دستگیری الهی و کمک الهی هم نخواهد بود؛ مگر حالا یک وقتی بندرت و گاه گاهی.
در جنگ هم همین روحیه بسیجی بود که توانست برای کشور ما افتخار به بار آورد. هر جا این روحیه بسیج وارد شد، گره ها را باز کرد. در جنگ هم هرگاه در سازمانهای موظف نظامی، یک فرمانده یا نظامی، با روحیه بسیجی حضور داشت، همه چیز یک رنگ دیگری به خود می گرفت و فداکاری برجسته تر، و پیشرفت و امید و نگاه به آینده روشن تر می شد. هر جا که این روحیه باشد و هر ملتی که مردمانی با چنین روحیه ای داشته باشد، بدون تردید آن ملت موفقیتهای بزرگی را به دست خواهد آورد….
   نیروی مؤمن و بسیجی دارای هدف است، می فهمد دارد چه کار می کند؛ لذا چنین نیرویی، هم امیدوار و هم شاد است. بسیجی، نیروی شاد است؛ چرا؟ چون امیدوار است. ممکن است یک جوان به منهیات و منکرات سرگرم و لذایذ جسمانی پست غرق باشد و در لحظاتی از زندگی اش احساس شادی کاذب هم بکند؛ اما این شادی زودگذر است. آن جوانی که استعداد و هستی و وجود خود را به جریان فساد می سپارد، نمی تواند دارای یک هدف عالی باشد. اگر جوان دارای هدف عالی باشد، آن هدف مانع می شود از اینکه خود را در لجنزار و باتلاق مفاسد و منکرات گرفتار کند. کسی که هدف ندارد، در هر لحظه ای که به آفاق آینده و به وجود خود متوجه بشود، احساس افسردگی و غم می کند؛ ولو لذت کاذب و زودگذری هم داشته باشد؛ اما جوان مؤمن و دارای بصیرت، می داند برای چه دارد نفس می کشد و زندگی می کند؛ می داند که این دنیای سرشار از بی عدالتی و نامردی، تشنه عدالت و چشم انتظار و فلسفه و منطقی است که بیاید و آینده را به او نوید دهد....
شیعه خوب کسی است که حضور امام زمان را حس کند و خود را در حضور او احساس نماید. این، به انسان امید و نشاط می بخشد.
شما معلمان و مربیان و نسل جوان هستید که فردا را می سازید و استکبار جهانی را مایوس می کنید و نقطه امید روشن را... در دل مستضعفان عالم زنده نگه می دارید.جوان، مظهر امید است
نقش امید وامیدواری در زندگی
      امید داشتن، مهم ترین انگیزه در زندگی انسان است. اگر انسان از زمان مرگ خویش آگاه بود به کاری دست نمی زد. اگر می دانست چند سال دیگر می میرد،  کاری را آغاز نمی کرد و تنها به امور و مسایل روزانه خویش بسنده می کرد. ناآگاهی از زمان مرگ و امید به زندگی است که وی را وامی دارد تا درس بخواند، کاری بزرگ را آغاز کند .
‎ یکى از ساز و کارهاى حیات و زندگى امیدوارى است. از نظر جهان‎بینى توحیدى، امید تحفه الهى است که چرخ زندگى را به گردش در مى‎آورد و موتور تلاش و انگیزه را پرشتاب مى کند. اگر روزى امید از انسان گرفته شود، دوران خمودگى و ایستایى او فرا مى‏رسد. امیدوار بودن هنرى است که باید همگان آن را فرا گیرند.
امیدوارى حالتى نفسانى است که در آن انسان به امورى که انتظارش را دارد دلبستگى پیدا می کند. امید در انتظار چیزى بودن است؛ در حالى که بیشتر وسایل و اسباب آن فراهم شده باشد. در فرهنگ فارسى، به طور معمول امید و آرزو در کنار یکدیگر به کار مى رود. در زبان عربى، به صورت جداگانه با عنوانهاى «رجا» و «اَمَل» استفاده می شود.
در هر امیدوارى، آرزو وجود دارد؛ ولى هر آرزویى امیدوارى نیست. شاید بتوان امید را در زندگى به سکان کشتى تشبیه کرد؛ همان طورى که کشتى بدون سکاندار در دریاى خروشان و پرتلاطم سرگردان خواهد بود، انسان ناامید نیز در این دنیاى پرهیاهو حیران خواهد ماند. برخی از افراد به علت شکستهایی که در گذشته خورده‎اند امیدشان را از دست می دهند، به طورى که زندگى منهاى امید را  تحمل نمی کنند و - در نهایت - مرگ  را که بدترین گزینه است انتخاب می کنند. آن عده هم که زنده اند در واقع مرده متحرکى بیش نیستند.
انسان باید به اندازه اى براى خود امیدسازى کند که به مرز خیالپردازى نرسد. باید مرز بین امیدوارى و خوش خیالى را بخوبى دانست تا یکى از آنها در جاى دیگرى قرار نگیرد. امیدوارى مقوله اى است که با فعالیت و تلاش همراه است و از سه جزء «شناختى» و «عاطفى» و «حرکتى» تشکیل مى شود. باغبانى را در نظر بگیرید که در ذهن خود ثمرها و نتایج کارش را - که باغستانی سرسبز و آباد است - تصور مى کند و آن را مطلوب مى بیند. از این رو، نوعى دلدادگى در او پدید مى آید و آرزوى داشتن چنین باغى را مى کند و  سپس به منظور تحقق آن به فعالیت مى پردازد.
این مسئله در زمینه‎های معنوى نیز صادق است. رسول اکرم (ص) مى فرماید: نادان کسى است که از هواى نفسانى خود پیروى کند و در عین حال از خداوند انتظار بهشت داشته باشد.
بارها شنیده ایم که «در ناامیدى، بسى امید است»؛ ولى نباید با این بهانه دست از کار و تلاش کشید و به یاری دیگران چشم دوخت. میوه شیرین و گواراى درخت امید آن گاه به بار مى نشیند که با تلاش و فعالیت آبیارى شده باشد. امام على(ع) مى فرماید: از کسانى مباش که بدون عمل به آخرت امیدوار است.
 بنابر این، اگر انسان انتظار و امید چیزى را دارد، باید خود را براى استقبال از آن آماده کند. کسى که ادعا مى کند انتظار چیزى دارد و اثرى در عمل او نمایان نیست در واقع به ادعاى دروغینى دست زده است.
اقسام امید و آرزو:
به طور کلى، امید و آرزو به دو قسمت «کاذب» و «صادق» تقسیم می شود. «استاد مطهرى» مى گوید: بیشتر افرادى که از لحاظ روح و روان سالم و با نشاط اند و انحرافى پیدا نکرده اند کمتر به تخیل و به هم بافتن آرزوهاى دور و دراز و نامعقول مى پردازند. همیشه عملى فکر مى کنند و عملى آرزو مى کنند؛ یعنى آرزوهاى آنها در جهت همان مدارى است که در زندگى دارند. روى بال و پر خیال نمى نشینند و آرزوى امور ناشدنى را نمى کنند؛ ولى افراد ضعیف - که مبتلا به بیمارى روانى اند و نشاط عمل ندارند و در وجودشان همت و اراده اى وجود ندارد - بیشتر بر مرکب سریع السیر خیال سوار مى شوند و با خیالات خود را سرگرم مى کنند. پس باید دایره امیدها و آرزوهایمان را محدود کنیم و بدانیم هر چیزى شایسته امید داشتن نیست. بازیابى و تشخیص امیدهاى واهى و کاذب از امیدهاى واقعى و صادق و امیدهاى پست و بى ارزش از امیدهاى ارزشمند و متعالى و تجدید نظر در امیدها امرى ضرورى و اجتناب ناپذیر است.

امامان وسیره فاطمی

عنوان مقاله:امامان وسیره فاطمی
نویسنده امام جمعه شهرستان ابرکوه
« فاطمه(س)اسوه کامله»
درخشش فروغ فاطمی در آسمان معرفت چنان شور ونشاطی دارد که تنها با خورشید جهان افروز سیمای محمدی (ص) و بدرمنیر علوی(ع) قابل موازنه است.با این باور، زن، تنها در استوای قامت «فاطمی» است که می تواند به موجودیت خود مباهات کند و با تأسی به سیره کامله این مقتدای راستین است که می تواند به الفبای کمال انسانی دست یابد.
حضرت فاطمه زهرا (س) بانوی مکرمه ای است که بلاشک در دنیا وآخرت دررأس تمام بانوان است.این ویژگی را پدر بزرگوارش رسول اکرم(ص) برای او بیان فرموده واو را سیده نساء العالمین خوانده است.
مقام حضرت فاطمه (س) مقامی بی همتا است-چرا که از جمع چهارده نور مقدس تنها زنی که دارای مقام ومنزلت عصمت است این بانوی مکرمه می باشد.
او خود معصوم، دختر معصوم، همسر معصوم ومادرمعصوم است.پس هسته مرکزی بیت عصمت می باشد وبه همین دلیل وجودش کانون کمال است وبرای همگان بویژه بانوان ،اسوه کامله.
کسی که دوران کودکی را در خانه شخص اول اسلام که تحت تدبیر و تربیت مستقیم خدای متعال قرار داشت گذارند و دوران خانه داری و همسر داری را هم در خانه دوم شخص ممتاز اسلام آنگونه در خانه ای محقر وکوچک با عزت وموفقیت گذارند که زیباترین تعبیر این دوران را حضرت امام خمینی(ره)داشته و می فرماید: زنی که در حجره ای کوچک و خانه ای محقر انسانهائی تربیت کرد که نورشان از بسیط خاک به آن سوی افلاک واز عالم مُلک تا آن سوی ملکوت اعلی می درخشد.صلوات وسلام خدا بر این حجره محقری که جلوه گاه نور و عظمت الهی وپرورشگاه زبدگان اولاد آدم است.(4/2/1360)
سلام ما بر این بانوی معظمه ای که وجود خود را با قرآن وکلام وحی عجین کرد و با تدبر در آیا ت الهی پنجره دل را به تابش نور الهی در وجود خود گشودآنگونه که قرآن در وجود  ا و تجلی یافت وحقیقت کوثر و قرآن مجسم شد.
این بانوی بزرگوار که سرآمد همه بانوان با فضیلت عالم است،درعالم وجود هرگز همتائی نداشته ونخواهد داشت  وبه فرموده امام صادق(ع) در بحث وصلت زندگی مشترک هم خداعلی را برای فاطمه افریده بود زیرا اگر علی نبود هرگز کفو همتائی درزندگی مشترک برای فاطمه یافت نمی شد،چو اینکه این مکرمه از مقام والای عصمت کُبری برخوردار بود وازکانون وحی بهره می گرفت.
ابوعبیده از امام صادق(ع) روایت می کند که بعد از فوت رسول خدا(ص) حضرت فاطمه زهرا (س) بسیار اندوهگین بود وبی تابی می کرد-از این رو جبرئیل هر روز تا هنگام شهادت نزد او می آمد و او را تسلای  خاطرمی داد واز جایگاه رسول خدا(ص) و آنچه بر ذزیه ا ودر دنیا خواهد گذشت  از اخبار آینده او ر ابا خبر می کرد و امیرالمؤمنین (ع) هم آنها را بر صحیفه ای که به مصحف فاطمه معروف شد می نوشت.(اصول کافی-ج1ص241)
اهمیت این بخش از کلام را نیز از کلام امام(ره) می شنویم چون کلام امام امام الکلام است-می فرماید:
«مسئله آمدن جبرئیل برای کسی یک مسئله ساده نیست-خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی می آید.(در) این (امر)یک تناسب لازم است بین روح آن کسی  که جبرئیل می خواهد (نزد او) بیاید ومقام جبرئیل که روح اعظم است واین تناسب بین جبرئیل وانبیاء درجه اول بوده است...بین همه کس نبوده-بعد از آن هم بین کس دیگری دیده نشده حتی در باره ائمه(ع) هم من ندیدم که وارد شده باشد...فقط برای  حضرت فاطمه زهرا (س)  است که من دیده ام .جبرئیل بطور مکرر در این هفتاد وپنج روز وارد شد واین از فضائلی است که از مختصات حضرت صدیقه (س) است.(صحیفه نور ج19/ص278)
نور پر فروغ حضرت زهرا به عنوان یک زن و یک انسان کامل موجب درخشش و روشن شدن راه ظلمت زده بانوان و زنان پس از دوران سیاه جاهلیت شد.یعنی زمانی که زنان در غربت استضعاف زندگی می کردند – گمنام و محروم چون خاک بی مقدار ،زخم درد را چشیده و برای خود چاره ای جز ماندن و تحمل کردن ندیدند و آه بر نیاوردند – در این هنگامه ظلم و ظلمت بود که نور اسلام و خاتم الانبیاء درخشید و نوید و مژده آزادی و عزت زن را داد و حقوق این شریکه خلقت برای مردان را تبیین و تضمین کرد و الگوئی مانند صدیقه طاهره را جلودار قافله عزت و کرامت زنان قرار داد تا اسوه حسنه و الگوئی نمونه در تمام زوایای زندگی بانوان باشدونه تنها زنان و بانوان بلکه همه انسانهای آگاه و روشن ضمیر وحق طلب از سیره قولی و فعلی آن بانوی کرامت درس زندگی را فرا گیرند.این ارزش را رسول خدا(ص) عملاً نمایش می دهد که تا قبل از این مردم دختر خود را زنده به گور می کردند،اما اوج ارزش معنوی زن را رسول خدا با بوسیدن دخترش نشان می دهد.
*امامان جمعه و سیره فاطمی*
حقایق، در زندگی ضمیری مکنون دارند – این انسانهای فهیم و مجرب و عالم و آگاه هستند که مبیّن و مفسّر حقایق زندگی برای مردم هستند و حق را با زندگی مردم گره می زنند چنانچه این سلوک راه همه انبیاء و اولیاء خدا بوده است:« وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ= سورة النحل  آيه 36 »
در این میان نقش علماء دین و پیشوایان را سنین این بوده و هست که بعنوان ورثه الانبیاء سبک و سیاق زندگی مردم  را با سیره اولیاء خدا گره بزنند و گوی توفیق در زندگی را به دست مردم بدهند.
امامان محترم جمعه به عنوان جلوداران قافله مبلغان و مروجان اصلی سیره اولیاء الهی هستند خصوصا سیره فاطمیه باید تابلو تبلیغاتی ائمه جمعه باشد.در اهمیت موضوع همین بس که وجود اقدس حضرت حجت (عج)که زمین و زمان به یمن وجود و انفاس قدسیه او بقاء و استمرار حیات دارد ،مادرش فاطمه زهرا (س)را اسوه ی زندگی خود می داند««....في إبنَةِ رسُولِ اللهِ (ص) لِي أسوَهٌ حَسَنَهٌ=بحار الانوار، ج53، ص178، باب31
طرح این موضوع در شرایط فعلی زمانی بسیار حائز اهمیت است تا دنیا بداند که داعیه داران کاذب حقوق زن چگونه ارزش و عظمت زن را به مسلخ خودکامگی های خود می برند و این تعالیم آسمانی دین است که جلوه در سیره حضرت زهرا (س)داشته و قطعا پاسخگوی نیازهای واقعی زنان می باشد .برتری الگوی فاطمی بر الگوهای کاذب رایج در دنیا برای زنان مسلمان مانند برتری خورشید است بر شمع .این حقیقتی است که جهان به بن بست رسیده  ازفرهنگ مبتذل غرب به آن رسیده است که تنها ترسیم الگوی فاطمی است که می تواند خط پایانی بر تحقیر تاریخی شخصیت زن وآغازی برای شکوفائی ارزشهای الهی بانوان بعنوان نیمی از پیکره جامعه باشد تا درس موفقیت –خود باوری- خود یابی –آرمان گرائی و کسب ارزش ر ااز مکتب فاطمی بگیرند.
امروز طوفان سهمگین فرهنگ مبتذل و مخرب غربی در بنیاد خانواده ها خلل افکنده و ستون زندگی مردم را متزلزل ساخته و دنیا به این نتیجه رسیده که رویکرد زندگی سالم جز در پرتو تعالیم پاک آسمانی نیست.
نقش ائمه جمعه در ارائه الگوی موفق برای سبک زندگی سالم و رضایتبخش بر کسی پوشیده است و این الگوی موفق چه کسی جز فاطمه زهراء(س)می تواند باشد؟
*سیره فاطمی*
در منابع روائی هست که رسول خدا (ص)کار زندگی را بین علی(ع)وفاطمه(س)تقسیم کردند.عهده داری امور داخلی منزل را به زهرا سپردند و تضمین امر و تامین معاش و کارها و امور خارج از منزل را به علی(ع) واگذار کردندتا زمینه رونق زندگی و پیشبرد اهداف خانواده فراهم گردد.در این راستا ملاحظه می کنیم که اولا در بحث ازدواج و مهریه و جهیزیه ،راحت ترین و ساده ترین ازدواج را حضرت زهراء(س)داردو هیچگونه سخت گیری در کارشان نیست.وقتی علی(ع)به دستور رسول خدا 400تا500 درهم(به اختلاف نقل روایات)فروخت پیامبر اکرم بخشی از این پول را به اسماء داد تا عطریات بخرد – بخشی را به ام سلمه سپرد و بخشی را هم به ابی بکر و سلمان و بلال داد تا جهیزیه بخرند – ابی بکر می گوید پولی که به دست ما رسید 63 درهم بود که با آن 19 قلم جهیزیه خریدیم – پیراهن و روسری و حوله سیاه خیبری و تختخواب و تشک کتانی و بالش و حصیر و آسیا دستی و مشک چرمی آب و طشت لباسشوئی و کاسه و کوزه و پرده و ظرف آب خوری و آفتابه و پوست گوسفندی(فرش) و عبا- این سادگی پیغمبر را هم متاثر کرد،اشکش جاری شد و فرمود:خدایا این عروسی را برای کسانیکه اکثر ظرفهایشان گلی است،مبارک گردان(آدرس مناقب ابن شهرآشوب جلد3 صفحه353 ) ثانیاً زهرای مرضیه (س) در انجام کار خانه سخت کوشی داشت و به خانه روبی و تهیه آرد و پخت نان و کار در مطبخ می پرداخت و همواره تلاش خود را در تحصیل رضایت خاطر شوهر در همه زمینه ها به کار می گرفت .
تحمل مشکلات خاص زندگی علی(ع)که مجاهدی همیشه مهاجر بود و سایه فقر و ناداری مستمر بر سر زندگیشان بود – بخش دیگری از زندگی زهرای مرضیه (س)بود- تحمل مشکل فرزندداری و تربیت اولاد – نورانی نمودن فضای خانه و زندگی به عبادت و تلاوت قرآن از شاخصه های زندگی آن حضرت است و می فرماید:من از دنیای شما سه چیز را دوست دارم که یکی از آن تلاوت قرآن است«حُبِّبَ إلیَّ مِنْ دُنْیاکُمْ ثَلاثٌ : تلاوَةُ کِتابِ اللهِ وَالنَّظَرُ فی وَجْهِ رَسولِ اللهِ وَالإنْفاقُ فی سَبیلِ اللهِ=وقایع الایام خیابانی، جلد صیام، ص295»
از دنیای شما سه چیز را دوست دارم : تلاوت قرآن، نگاه به چهرۀ رسول خدا (ص) و انفاق در راه خدا.
تشویق و تحسین ودلگرمی برای شوهر از دیگر برنامه های حضرت فاطمه(س)بود که همواره فداکاریهای شوهرش را در میادین جنگ می ستود و این نوازشهای بی شائبه ،تن خسته و جراحات ناشی از جنگ  شوهررا تسکین می داد.
علی(ع)می فرماید :در شرایط سخت و خسته کننده وقتی به خانه می آمدم و به زهرا(س)نگاه می کردم تمام غم و غصه هایم برطرف می شد.(آدرس:مناقب خوارزمی صفحه 256).
*عبادت فاطمه(س)*
در مقام بندگی خدا آنگونه قیام و قعود و رکوع و سجود داشت که پاهای مبارکش در سن جوانی بر اثر ایستادن و عبادت کردن ورم کرده بود – شبهای جمعه تمام شب را به عبادت و ذکر و دعا و گریه از خوف خدا می گذراند – در خانه و محل عبادت محلی برای بندگی خدا داشت و تسبیحی را برای ذکر ساخته بود – این کثرت عبادت حکایت ازدواج بندگی آن مخدره مکرمه داردو برای سالکان طریقت حق و بندگی به عنوان سیره فاطمی باید راه سلوک جهت نیل به وصال معبود باشد.
*سخت کوشی در خانه*
زهرای مرضیه(س)به رغم همه مشکلات در امر خانه داری نیز سنگ تمام می گذاشت .بدون تفضیل،عزم کاری آن حضرت را از بیان امیرالمؤمنین (ع) می شنویم که به یکی از یارانش فرمود:فاطمه (س) در خانه من چندان با مشک آب می آورد  که آثار مشک بر بدنش نمایان بود-چنان دستاس می کرد که دستهایش تاول زده بود. آنقدر در تمیز کردن خانه وپختن نان وغذا زحمت می کشید که لباسهایش ژولیده شده بود. (کتاب زندگانی حضرت فاطمه (س) نوشته محمد قاسم نصیر پور،ص55)
گرچه آب آوردن از چاه به خانه برای مصرف کارمردان بود، اما چون امام علی (ع) عموماً درگیر جنگها یا امور حکومتی بود-این کارها  را هم حضرت فاطمه (س)انجام می داد.
*تربیت فرزند*

حضرت فاطمه (س) از سنین کودکی فرزندان خود را با مسجد ومحراب وحدیث رسول خدا(ص) مأنوس می کرد و به همین جهت فرزند بزرگترش حسن(ع) تشویق می شد که همه مواعظ و کلام جدش را به ذهن بسپارد.
درکتاب راهنمای بهشت آمده  است که امام حسن(ع) درسن پنج سالگی سخنان رسول خدا(ص) را که در مسجد می شنید به خانه می آمد و برای مادر تقریر می کرد وبدینوسیله حضرت فاطمه (س) به همه ما ومادران یا دداد که با کودکان خو دگفتگو علمی داشته باشیم وآنان ر ابه نطق علمی تشویق کنیم وبخشی از زندگی را مدرسه نمائیم.
*شجاعت دراظهار واحقاق حق*
درقضیه فدک وغصب آن در قضیه خلافت آن که پس از مرگ رسول خدا(ص) اساس رنج و غم فاطمه بود ،حضرت با شجاعت اظهارحق می کرد-نزد خلیفه محاجّه داشت.مردم را اتمام حجت می کرد و ازبیان حق ابائی نداشت و حتی با آنان درگیر شد وآسیب دید.این ویژگی میراث خانوادگی شد که همگی در تقابل با معاویه و خاندان منحوس امیه و مبارزه با یزید-اسناد تاریخی گویا است.
*حفظ نقش محوری ولایت*
حضرت فاطمه (س) اماممت و ولایت را همچون کعبه بیان کرده و می فرماید:«لقد قال رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) مثل الامام مثل الکعبة اِذْ تُؤْتی ولا تأتی» (بحارالانوار، ج 36، ص 353)
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود:
«همانا رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: مثل امام، چونان کعبه است که بر گردش می‌چرخند و او بر گرد چیزی نمی‌چرخد»-یعنی باید محورباشد وهمه به گرد او آیند.
همچنین امام(ع) را بعنوان ولی امر،قطب الاقطاب می داند.قالَتْ(علیها السلام): وَهُوَ الإمامُ الرَبّانی، وَالْهَیْکَلُ النُّورانی، قُطْبُ الاقْطابِ، وَسُلالَهُ الاْطْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَهُ دائِرَهِ الإمامَهِ= ریاحین الشّریعه: ج ۱، ص ۹۳٫»
آن حضرت درپاسخ به یکی از خفاش صقتانی که تاب دیدن آفتاب ولایت را نداشت وعلی(ع) را سرزنش کرده بود-فرمود: «وَهُوَ الإمامُ الرَبّانی، وَالْهَیْکَلُ النُّورانی، قُطْبُ الاقْطابِ، وَسُلالَهُ الاْطْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَهُ دائِرَهِ الإمامَهِ= ریاحین الشّریعه: ج ۱، ص ۹۳٫»او پیشوائی الهی و ربّانی است، تجسّم نور و روشنائی است، مرکز توجّه تمامی موجودات و عارفان است، فرزندی پاک از خانواده پاکان می باشد، گوینده ای حقّ گو و هدایتگر است، او مرکز و محور امامت و رهبریّت است.
*جلو ه ایثار*
زهرای مرضیه جلو ه ایثار است که در این زمینه حکایات فراوانی از جمله بخشش کردن گردن بند طلا به فقیر –دادن سه روز نان افطاری خود به مسکین ویتیم واسیر به صورت متواتر بیان شده و آیه 8 سوره شریفه هل اتی « وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا»در شأنش نازل شده است. زهد وقناعت وعدم دلبستگی به مظاهر دنیا و ساده زیستی از شاخصه های الگوئی این بانوی عزت وعظمت است.

 

 

 

آثار نگاه امانت و طعمه به محیط زیست.

عنوان مقاله :آثار نگاه امانت و طعمه به محیط زیست.

سید ابراهیم حسینی- امام جمعه شهرستان ابرکوه
مقدمه :
عینی ترین جلوه زیبای آفرینش و خلقت ، نظام طبیعت است ، آثار صُنع خدای متعال در نظام طبیعت ، انسان را به تفکّر و اندیشه در عظمت خلقت و امیددارد و خواسته یا ناخواسته با همه وجودش اذعان می دارد که :
...الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ( سورة آل عمران  آيه 191 )
تفکّر و تدبّر در خلقت و نظام طبیعت ، انسان را به حقایق عالم هستی سوق می دهد و مسئولیت ما را در برابر حفظ آثار خلقت و طبیعت دو چندان می کند زیرا پدیده های طبیعی از ناحیه خالق متعال چنان ویژگی یافته که انسان زبان به تحسین «اَحسَنُ الخالِقین» می گشاید .
طبیعت که جلوه گاه محیط زیست است عبارت است از کوه و صحرا  و خشکی و دریا و جنگل و بیشه و چشمه سار و رودخانه و مزرعه و رویش های طبیعت از گونه های گیاهی ،جانوران و مناظر سرسبز و زیبا،اینها جلوه های طبیعت هستند و عقل و شرع و عرف حکم می کنند که باید نسبت به این آثار حیاتی که بشر از ایجاد آن عاجز است – نگهداری و حفاظت شود و جزیره ای محصور برای مناطق حفاظت شده ایجاد شود .
ازطرفی حفظ آثار خلقت و نظام طبیعت کشور را از جنبه های علمی و بهره مندی از قابلیّتهای گردشگری رتبه ای برتر می بخشد و ارزش میراث فرهنگی و ملی کشور عزیزمان را برای جهانیان می شناساند.
بی توجهی و یا احیاناً تخریب این آثار خدا دادی آثار زیانبار و آسیبی به دنبال دارد که به ذکرآن خواهیم پرداخت .
آسیب قطعاً دوام و بقاء این سرمایه همگانی و ملّی را به خطر می اندازد – بنابراین ضرورت دارد که بهره بری از منابع طبیعی ضابطه مند باشد تا فاکتور حفاظت ،محور قرار گیرد به طوری که ماهیّت و کیفیت آثار طبیعی و زیست محیطی برای استفاده نسل فعلی و آتی در بلند مدت پایدار و سالم باقی بماند .
*ضرورت حفاظت از محیط زیست :
اصل پنجاهم قانون اساسی در راستای حفظ محیط زیست اصلی اساسی و بنیادین جهت حفظ مصالح کشور است که متضمن منافع و مصالح  نسل حاضر و آینده است و حجت را بر همگان تمام می کند تا سود جویان به وسوسه نیفتند و مصالح آتی را فدای منافع آنی نمایند.
جایگاه پر اهمیت محیط زیست ایجاب می کند که به عنوان مرکزی مهم،در بدنه اجرائی کشور با اقتدار مورد حمایت قرار گیرد ، و به لطف خدا چنین هم شده یعنی تحت مدیریت معاونت رئیس جمهور است و بر اساس قانون ، دستگاه قضائی هم به عنوان حامی این جایگاه – حمایت قانونی دارد – بنابراین اهمیت و ارزش و اثربخشی محیط زیست به عنوان سرمایه بالفعل کشور ، تحت الحمایه دستگاه مقنّنه و مجریه قرار دارد .
ساختار محیط زیست در دو بخش محیط زیست انسانی و طبیعی می باشد . مهم بخش اوّل یعنی محیط زیست انسانی است زیرا محیط طبیعی هم فرایندی جز سلامت بخشی به محیط زیست انسانی ندارد . ضرورت حفاظت از محیط زیست از این رو است که سلامت محیط زیست ، متضمّن سلامت جامعه است و سلامت جامعه شرط اصلی توفیق جهت رسیدن به مدارج مادی و معنوی مردم می باشد زیرا جامعه بیمار و ناسالم عموماً عقب مانده و ضعف فکری و فرهنگی دارد لذا باید از آلودگی محیط زیست با جدیت پیشگیری کرد .
استقرار صنایع در مجاورت شهرها – عدم رعایت ارباب صنایع در فیلترینگ و ایجاد آلایندگی توسط کارخانجات ، تولید مورچه وار خودرو و پر کردن شهر و کوچه و خیابان از ماشین های دودزا – و اخیراً مشکل فراگیری ریزگزدهای ناشی از توسعه بیابانها، بواسطه خشکسالی در عراق و کشورهای همسایه موجب شیوع آسم – ناراحتی قلبی ، ندیدن آسمان صاف و آبی شده و سرطان و مشکلات تنفسی که طبعاً هزینه سنگین درمانی را بر کشور و مردم تحمیل می کند . سوغات سیاه آلودگی هوا و محیط زیست است.
*بخش دوّم ضرورت حفظ محیط طبیعی است که مهمترین شاخصه آن حفظ آب و خاک است .
برداشت بی رویه از آبهای زیر زمینی و عدم مدیریت کنترل برداشت و عادت به کشاورزی غرقابی موجب افت آبخوان ها و سفره های آبی زیر زمینی شده و با پیامد کم آبی و یا بی آبی – حذف پوشش گیاهی و بابان زائی – تولید ریزگزدها و توسعه کویر شده و مشکلات خاص خود را برای زندگی مردم به دنبال دارد .چنانچه این سوغات شوم را دائم در جنوب کشور بویژه خوزستان شاهد هستیم.
آلودگی خاک نیز آسیبی دیگر برای محیط زیست در محیط طبیعی است که عواملی همچون سموم کشاورزی ، دفع مواد سمی ، پس ماند های زباله ای ، کود دامی و رها کردن فاضلاب در بسترهای رودخانه ای موجب آلودگی خاک در محیط طبیعی زندگی است که پیامد ان ده ها بیماری است .
باید گفت مسئول دانستن دولت در جریان حفظ محیط زیست مسئولیتی یک سویه است زیرا از آن مهمتر مسئولیت پذیری ملت در قبال حفظ این محیط است چرا که اگر سود جویان دست از منافع آنی شخصی بردارند و به فکر آنی جمعی باشند، وجدان و دین و عقلشان اجازه نخواهد داد که برای این سرمایه مهم ملی و حیاتی جامعه مشکل آفرینی کنند ، در این صورت خود را موظف به سالم نگه داشتن محیط زیست می دانند یعنی خود را ملزوم به رعایت حق زمین ، هوا ، آب و خاک ، کوه و دریا و صحرا و جنگل و درختان ، دشت و گیاهان و نباتات و حیوانات و سایر موجودات و عرصه های زیست محیطی می دانند که با حیات جامعه رابطه پیوندی دارد .
باید به این نتیجه برسیم که : محیط زیست هدیه ارزشمند خدای متعال به بشر است و برای آن منافع و مصالح عمومی لحاظ شده نه منافع شخصی .طبیعت، میراثی گرانبها است که اگر به درستی از آن محافظت نشود و صیانت نگردد – آینده ای برای زندگی هم نخواهد بود .
پس بیائیم برای محیط زیست رحمت باشیم نه زحمت.
*اهداف راهبردی حفاظت از محیط زیست :
بلا شک در حفظ محیط زیست برای جامعه باید فرهنگ سازی کرد تا مردم خودشان به اهمیّت موضوع پی ببرند .
در این خصوص مدیریت یکپارچه نیز لازم است تا با عوامل سلب سلامت محیط زیست بر خورد جدّی شود و اهداف راهبردی تبیین گردد که :حفاظت از منابع و آثار طبیعی در جهت توسعه پایدار است  یعنی حفاظت و توسعه را باید تلفیق کرد به نحوی که حتی الامکان تغییرات و دگرگونی در طبیعت صورت نگیرد و یا لااقل در راستای بقاء و بهبود زندگی نسل امروز و فردا – بهره برداری ها مدیریت گردد زیرا حفاظت و نگهداری بلند مدت عامل کلیدی و تأثیر گذار در بحث توسعه پایدار است که اکنون به یکی از دغدغه های بشر تبدیل شده است .
هدف راهبردی حفاظت از محیط زیست،سلامت زندگی خانواده ها و جامعه است زیرا همانطوری که گفته می شود رعایت بهداشت و پیشگیری مقدم بر درمان است – پس حفظ محیط زیست برای تأمین فضای سالم زندگی هم مقدم بر جبران خسارتهای ناشی از آلودگی محیط زندگی است .
بحران محیط زیست در تمام جهان از جمله ایران – پدیده ای چند بعدی و پیچیده است که از عوامل مختلف تکنولوژیکی ، اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی تأثیر پذیر است . به همین دلیل برای حفاظت از محیط زیست که هدفی استراتیژی است و پیشگیری از بحران و یا حل آن باید استرانژی های حساب شده و چند بعدی را اتخاذ کرد از جمله اینکه فرهنگ مردم بالا برود به گونه ای که خودشان بفهمند که چون محیط زیست آسیب پذیر است ما حق نداریم هر طور دلمان می خواهد با آن رفتار کنیم بلکه باید آگاهانه از این سرمایه مراقبت ونگهداری نمائیم .
ما باید بدانیم در دنیائی زندگی می کنیم که همه چیز به هم بسته و پیوسته است و صورتی اکوسیستم دارد . در این فرایند اگر ما اجزاء و عملکرد سیستم را بشناسیم و در جهت آن حرکت کنیم نتیجه ای مثبت خواهیم گرفت یعنی در جهت حفظ محیط زیست برای خود و آیندگانمان قدم بر داشته ایم اما اگر این سیستم به هم پیوسته را نشناختیم یا نخواستیم بشناسیم یا اینکه به رغم شناخت ، طمع و منافع آنی و عافیت طلبی و حرص و حس افزون خواهی ما را بر خلاف مصالح و منافع عمومی سوق داد – سریع دچار آثار زیانبار آسیب رسانی به طبیعت پی خواهیم شد و نسلهای بعدی هم دچار عواقب سوء رفتار و اعمال ما خواهند شد .
*اهمیت محیط زیست در لسان برخی از آیات و روایات :
مستفاد از آیه شریفه 6 سوره نباء که می فرماید : أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادً-ااین است که زمین و طبیعت گهواره ای آرامش بخش در سیر زندگی انسان و زمینه ساز پرورش و رُشد و تکامل انسان است .
بنابراین گهواره باید سالم و بی خطر باشد تا امنیت کودک خوابیده در آن برای رشدش تضمین گردد .
همینطور گهواره عمومی زندگی بشر یعنی زمین هم باید سالم بماند وهمه مراقب باشیم تا کسی به ان آسیب و زیان نرساند و آنرا برای رُشد زندگی بشر نا امن نسازد .
وجود مبارک رسول خدا ( ص ) در حدیثی می فرماید : تحفّظوا من الأرض فإنّها أمّكم-( نهج الفصاحه ، ح 1130)از زمین ( به عنوان کانون زیست محیطی ) مراقبت کنید زیرا او مانند مادر شما است .
در آیه 61 سوره شریفه هود خدای متعال می فرماید : خداوند شما را از زمین آفرید و برای آبادانی آن مأمورتان کرد . (...هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ....)
در سوره شریفه اعراف آیه 56 می فرماید : وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا... و در زمین پس از اصلاح آن فساد نکنید-یعنی (به تعبیری)زمین آباد را ویران و نابود نکنید که محیط زیست خودتان است وبدون شک تخریب ونابودی وآلوده سازی آن و از بین بردن آثار کشاورزی و حیاتی ازمصادیق بارز فساد انگیزی درزمین است-زیرا در آيه 205 سورة بقرة   نیز تصریح دارد: وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ(این بد ذاتها) هنگامی که روی برمی‌گردانند (و از نزد تو خارج می‌شوند)، در راه فساد در زمین، کوشش می‌کنند، و زراعتها و چهارپایان را نابود می‌سازند؛ (با اینکه می‌دانند) خدا فساد را دوست نمی‌دارد.بنابر این هر آنچه که نظام طبیعت و خلقت را دچارمخاطره میسازد-مصداق ایجاد فساد درزمین است.لذا به توصیه قرآن مجید انسان باید درعین استفاده و بهربرداری صحیح از محیط زیست خود ازهر گونه رفتار فساد انگیز و تخریب پرهیز نماید.
وجود مبارک رسول خدا(ص) بارها مردم را توصیه میکرد با طبیعت مهربان باشند-منابع عمومی ازجمله آب را هدر ندهند.فرموده: آب را هدرندهید هر چند درکنار نهر روان باشید!
امام‌ صادق‌(ع) می فرماید: لاتَطیبُ السُّکنی‌ ' إلاّ بِثَلاثٍ: الهَواءِ الطَّیِّبِ و الماءِ الغَزیرِ العَذبِ والأرضِ الخَوّارَةِ؛( بحار الانوار، ج۷۵، باب۲۳، ص۲۳۳٫ ) یعنی سه‌ چیز زندگی‌ را خوش‌ می‌کند هوای‌ پاک‌ آب‌ فراوان‌ و گوارا زمین‌ نرم‌ و سست‌(آماده‌ زراعت‌)
*اهمیت محیط زیست درکلام مقام معظم رهبری
 محیط زیست و اهمیت دادن به حفظ آن در بیانات رهبر انقلاب نیز، نمایا ن است که در دیدار مسئولان و فعالان محیط زیست، منابع طبیعى و فضاى سبز با ایشان در تاریخ1393/12/17فرموده اند:«قضیه‌ محیط زیست خیلی قضیه‌ مهمی است. خلاصه‌ اهمیت این قضیه عبارت است از مسئولیت انسان در قبال طبیعت؛ باید احساس مسئولیت کند. همچنان ‌که در قبال انسانها احساس مسئولیت می کنیم، در قبال طبیعت هم باید احساس مسئولیت کنیم. اسلام و ادیان الهی خواسته ‌اند تعادل میان انسان و طبیعت را حفظ کنند؛ این، آن هدف اساسی و اصلی است. عدم حفظ این تعادل ناشی از عواملی است که عمده ‌اش خودخواهی‌ های انسان است؛ قدرت ‌طلبی است؛ قلدری و گردن‌ کلفتی بعضی از ما انسانها است. وقتی این اتفاق نیفتاد -یعنی این تعادل حفظ نشد - آن‌ وقت بحران محیط زیست پیش می ‌آید؛ بحران محیط زیست به همه‌ بشر و به‌ همه‌ نسلها آن ‌وقت ضرر می زند» هدف متعالی اسلام برخوردار ساختن همه نسلها از نعمتهای الهی و ایجاد جامعه ای سالم و بدور از فاصله طبقاتی و مستعد برای رشد و شکوفائی است والزامات شرعی برای حفظ تعادل و توازن دراستفاده ازمواهب طبیعی،پرهیز اززیاده روی و تعبد به عدم اضرار به غیر را فراهم آورده است.
اگر خود بینی درمقابل طبیعت بشود نتیجه اش تضییع(حق) محیط (زیست) وطبیعی (است).نادیده گرفتن محیط طبیعی زیست انسان هم،نتیجه طغیان-خود بینی و خودخواهی درمقابل طبیعت است.
*نتیجه بحث:
محیط زیست امانت است –نه طعمه
امروزه کسی نمی تواند منکر نقش بارز محیط زیست درتأمین سلامت انسانها در زندگی باشد.محیط پاک وسالم و خرم-شادابی زندگی را به دنبال دارد و شنیدن آهنگ صدای آب،جویباران و آواز پرندگان-وزیدن نسیم لطیف کوهستان-مراتع وبیابان و سر سبزی شهر وخیابان با زندگی دلپسند انسان گره خورده وایجاد آرامش و نشاط میکند و تخریب محیط زیست نتیجه ای عکس دارد ومحیط آلوده و ناسالم وبی نشاط وسوت وکورو خموش،افسردگی و بیماری روحی روانی وبی نشاطی را در زندگی به دنبال دارد و حتی برتربیت انسانها هم اثرزیانبار دارد.
چنانچه قرآن مجید نیز سرزمین مستعد رویش گل وگیاه برای زندگی را با سرزمین شوره زار یکسان نمی داند و در سورة اعراف آيه 58می فرماید :وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا.... سرزمین پاکیزه گیاهش به فرمان پروردگار می‌روید؛ امّا سرزمینهای بد طینت (و شوره‌زار)، جز گیاه ناچیز و بی‌ارزش، از آن نمی‌روید.
ما به حکم عقل وشرع و عاطفه و وجدان باید محیط زیست را امانتی دردست خود بدانیم وبه عنوان کانون منافع ملی نسبت به حفظ آن تلاش کنیم زیرا سالم نگه داشتن و امانت دانستن محیط زیست با حیات و سلامت جامعه ارتباط تنگاتنگ دارد و تأمین فضای سالم قطعاً مقدم بر جبران خسارتهای محیط آلوده وناسالم است.با این منظر هر گونه آسیب به طبیعت و محیط زیست ،خیانت درامانت است و دراین خصوص باید به ناآگاهان توصیه های ارشادی صورت گیرد تا حاضر نباشند منفعت آنی  خود را بر مصلحت آتی مردم مقدم دارند و اِشتهای سیری ناپذیری خود را در تصرف عدوانی منابع طبیعی مطالبه کنند وچشم طمع به انفال  و حقوق جمعی داشته باشند چون به راستی محیط زیست امانت است نه طمعه!مردم ومسئولان موظفند دست به دست هم بدهند-تمام تلاش خود را به کار گیرند و ازاین سرمایه های ملی حفاظت نمایند وبا عده ای که بی مهابا این منابع را طمعه برای تأمین منافع شخصی خو دمی دانند و پشت پا به قانون و حریم حقوق مردم می زنند برخورد کنند.باید همه بدانیم این امانت حق آیندگان است و ما موظف در حفظ و توسعه آن هستیم تا برای آیندگان به یادگار گذاریم-چرا که تخریب و تصرف محیط زیست آثار زیانباری دارد که متوجه همه ما و آیندگان ما است و می تواند  بیماری-فقر-مهاجرت-حاشیه نشینی-خشونت وتعدی را به دنبال داشته باشد.
همه ما می دانیم که محیط زیست آسیب پذیر است لذا نباید به خود اجازه دهیم با میل و هوای نفسانی با آن برخورد کنیم با تصور طمعه هر طور می خواهیم رفتار نموده و در حق طبیعت جفا نمائیم.
وألْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ

نقش نماز جمعه در ایجاد همدلی وهمزبانی

عنوان نوشتار:«نقش نماز جمعه در ایجاد همدلی وهمزبانی»

تهیه کننده: سید ابراهیم حسینی امام جمعه ابرکوه
مقدمه:از نویسنده
وقتی نگاهی کوتاه به عمر کوتاه اما پر فراز و نشیب انقلاب و نظام ارزشی جمهوری اسلامی در سه دهه گذشته  می اندازیم ملاحظه میکنیم مشکلاتی که از ناحیه بد خواهان –خصوصاً استکبار جهانی به سردمداری امریکای جهانخوار و ایادی داخلی  آنان از بدو انقلاب  اسلامی تاکنون برای کشور و ملت عزیز ایران پیش آمد – از غائله کردستان-ترکمن صحرا –آذربایجان-خلق عرب ، جنگ تحمیلی حرکت کور ترور منافقین هرکدام به تنهائی میتوانست  یک کشور را از پا در آورد – خصوصاً تهاجم همه جانبه اقتصادی که به تعبیر خودشان  فلج کننده بود – اما این لطف خدا و مقاومت ملت و ایستادگی  بر هدف بود که ملت جانانه حامی دولت شد و باهمدلی  وهم زبانی  با دولت در مقابل دسیسه های شوم بدخواهان خود ایستاد و به لطف خدا در تمام  عرصه ها پیروز شد و نقشه های شکننده را در هم فرو ریخت تا جائی که با دوازده سال مقاومت جانانه در جنگ تمام عیار اقتصادی سر انجام پیروز شد دشمن را در پذیرش حق مسلم هسته ای ، تسلیم خود کرد.
البته دشمن در هر شرایطی هرگز دست از دشمنی بر نمیدارد و نباید  او را  بی  برنامه  تصور کرد بلکه باید همچنان هوشیارانه در برابر دسیسه هایش ایستاد.
اکنون هم که در بحث انرژی هسته ای کوتاه آمده و حق مسلم ملت را که منکر بودند به رسمیت  شناختند و خود را آماده تعامل  با ایران اسلامی نشان دادند- تا هدفی  مستتر نداشته باشند قطعا نرمش نشان نمیدهند- بنابراین  باید به دنبال  رهبر بصیر  - جریان را دنبال کرد.
با این نگاه به وضوح میبینیم آنچه موجب خنثی شدن توطئه های دشمن شد ولایت پذیری ملت و حفظ وحدت و انسجامی بود که برخواسته از همدلی و همصدائی در کشور بود در نتیجه همدلی را باید و همزبانی در بین آحاد مردم و در جامعه  فرآورده روح اخوت و برادری در بین آنان دانست.
امت واحده  اسلامی را که قران مجید در سوره الانبياء آیه 92 بر آن تاکید دارد (( اِنَّ هذِهِ اُمَّتُکُم اُمّهً واحِدَه)) بزرگترین انگیزه برای تحقق جامعه توحیدی است و قطعاً مؤلفه هائی دارد که مهمترین آنها همدلی و همزبانی  در جامعه است.
گر چه همدلی و همزبانی در جوامع دیگر هم با  بودن شرایط محقق است اما از آنجا که به مقتضای آموزه های دینی روح اخوت  و صمیمیت و برادری در بین مسلمانان جلوه خاص فزونتری دارد ، این هدف در جامعه مذهبی به راحتی سهل الوصول است زیرا  مشترکات مردم  در زوایای مختلف دینی و اجتماعی زیاد است .
جامعه ای که یک خدا دارد ، یک قبله دارد –یک پیغمبر دارد – یک قرآن دارد وبه سوی یک مقصد اعلی در حرکت است ، ((اِلَیه مَرجِعُکُم )) ، بدیهی است که بیش از دیگران زمینه همدلی و همصدائی را برای نیل به هدف مشترک دارد.
الفاظ جمعی ما  ، در تعالیم قرآنی مانند(( ایاک نعبد و ایاک نستعین)) موجی از همدلی را ایجاد میکند و تعابیر جمعی در لسان ادعیه مانند –لااله الاالله اِلهاً واحِداً وَ نَحنُ لَهُ مُسلِموُن ، نیز موجی از هم صدائی را پدید می آورد .
نتیجه این دو ایجاد وحدت رویه در تقابل با جریان شرک و کفر و نفاق است.
*کارآئی همدلی و همزبانی *
همدلی و همزبانی در جمع مردم هم در جهت مثبت و رحمانی کارآئی دارد و هم در جهت منفی و شیطانی. یعنی حتی اگر گروهی  در لشکر معاویه باشند یا به واسطه اغفال مانند گروه داعش در جبهه باطل و اموی قرار گیرند، برای وصول به مقصد پلید شیطانیشان اگر با هم همدل و هم صدا باشند چه بسا میتوانند با ایجاد اتحاد در آن جبهه، به مقصود و مقصد دست یابندو چراغ حق را برای مدتی خاموش کنند.
همدلی همزبانی که خروجیش وحدت و انسجام ملی و پویش و حرکت و تلاش عظیم اجتماعی است باید از کوچکترین نهاد جامعه یعنی خانواده شروع و به نهاد های عمومی و اجتماعی و دولتی ،تسّری یابد زیرا به صورت خاص آثار ارزشمند خود را دارد مثلا اگر روح همدلی و همزبانی در خانوالده حاکم باشد منازعات  و دلسردی ها و طلاق و جدائی زوجین و کمبود  محبت و عقده روحی فرزندان بکلی رفع میشود و زمینه درک متقابل  اعضای خانواده نسبت به هم فراهم میشود و مشکلات زندگی به صورتی چشمگیر تنزل میابد.
در نهادهای اجتماعی هم زمینه پیوستگی عمومی فراهم میشود و دلها به هم نزدیک میگردد تا به نهاد بزرگ دولتی میرسد که این همدلی و همزبانی رمز موفقیت  دولت میشود  و سیاست گزاریهای داخلی و خارجی –اقتصادی –فرهنگی و اجتماعی و..... با موفقیت  اجرائی میشود و زمینه توفیق دولت در خدمت به ملت با شفافیت –قانون مداری –پاسخگوئی به ملت-عدالت محوری –مسئولیت پذیری –امانت داری –فراهم میشود.
بنابراین قدر متیقن این است که اولاً همدلی است که همزبانی می آورد و مردمی که دارای هدف مشترک باشند همزبان میشوند هرچند به زبانهای مختلف سخن بگویند
چنانچه در اشعار مولانا هم آمده!
هم زبانی خویش و پیوندی اسـت                                           مرو با نامحرمان چون بندی اسـت
ای بســـــا هندو و ترک همزبان                                           ای بســــا دو ترک چون بیگانگان
پس زبان محرمی خود دیگر است                                           همدلی از همزبانی بهتر اســـــت
ثانیاً برای ایجاد همزبانی باید همدلی را بروز داد یعنی نشان داد که دل به دل راه دارد و برای ابراز همدلی که نتیجه اش ایجاد همزبانی است ، باید مردم را دوست داشت و  مردم در راه نیل به هدف، یکدیگر را درک و تحمّل کنند و جانانه به مبنای اصول پایبند باشند.
بنابراین باید مردم در جامعه برخورد مهربانانه و بدون پرخاشگری با رعایت ادب و احترام به یکدیگر و صداقت در گفتار و رفتار خود داشته باشند و به قول مولانا زبان محرمی با هم داشته باشند که بر پایه آن همدلی اتفاق افتد چنانچه در ادامه مولانا میگوید:
غیر منطق وغیر ایماء و سِجِل                                                  صد هزاران ترجمان خیزد ز دل
                                                    والحمدالله رب العالمین
                                                                                                       
:*نقش دولت و ملت در ایجاد همدلی و همزبانی*
الف: نقش دولت
قضاوت حق در منظر عرف هم این است که فلسفه وجودی دولت – خدمت به ملت است اگر ملت احساس کند که دولت در راستای منافع و مصالح او گام برمیدارد و هرگز حاضر نیست منافع ملی را فدای مصالح خود یا  منافع بیگانه کند –طبعاً به دولتش عشق میورزد و علاقه مند میشود و او را از خود میداند- چنانچه پیامبران و اولیاء خدا و رهبران آسمانی اینچنین بوده اند یعنی از مردم –بامردم-وبرای مردم بوده اند- سرآمد همه انبیاء که فخر و اشرف آنان نگین و خاتم در حلقه انبیاء حضرت محمد مصطفی (ص) است به فرموده قرآن مجید همین ویژگی را دارد .سوره جمعة آیه 2 (هُو اَلَّذی بَعَثَ فیِ الاُمییّن رسولاً مِنهُم) مهم این است که رسول خدا(ص) ((منهم)) است یعنی از جنس مردم است و برای مردم است که میتواند در خدمت مردم باشد ومردم نیز با عشق و علاقه در خدمت او.
بنابراین دولت باید التزاماتی داشته باشد تا ملت در نظام سیاسی و اجتماعی و اقتصادی با او همدل و همزبان باشد که از جمله آنها صداقت در تعامل است . وقتی مردم دولت را خدمت گزار ببینند نه سیاستکار یعنی احساس کنند که دولت وامدار جریانات حزبی و سیاسی وابسته به جریانات و جناح بازی نیست و باشوق و علاقه ای وصف ناپذیر در خدمت بی منت به آنان  سر از پا نمی شناسد قطعاً با او همراه شده و از دولت خود حمایت جانانه میکنند چنانچه ما این حقیقت را در مراحل مختلف پس از پیروزی انقلاب و استقرار نظام اسلامی تا کنون مشاهده کرده ایم که وقتی مردم رابطه دولتمردان با خود را شفاف دیدند – اعتماد متقابل بین دولت و ملت تاکنون مستحکم تر شده و این اعتماد ملت و دوستان را امیدوار و دشمنان را مأیوس و نا امید کرد.
به همین دلیل حضرت امام از طرفی دولتمردان را خادم مردم میخواند و از طرفی مردم را به حمایت از دولت تشویق میکرد ومی فرمود: امروز دولت از همین مردم است . و توصیه میکرد تا در جهت حفظ نظام و حمایت از دولت همه ملت جزء اطلاعات کشور باشند.
التزام دیگر دولت شفّافیت است. شفافیت دولت با ملت یعنی همین که مقام معظم رهبری در توافق لوزان توصیه کردند ، مسئولین باید مردم – به ویژه نخبگان را در جریان جزئیات مذاکرات  هسته ای قرار دهند و آنها را از واقعیات آگاه کنند، زیرا هیچ چیز محرمانه ای وجود ندارد . مقام معظم رهبری - ایجاد همدلی را گرایشی باطنی میدانند و میفرمایند : همدلی یک موضوع دستوری نیست بلکه باید آن را به وجود آورد و رشد داد و شرایط کنونی فرصتی مناسب برای به وجود آمدن همدلی با مردم است. (سخنان رهبری درباره مسائل هسته ای)
بنابراین عمدتاً زمینه مناسب جهت ایجاد همدلی و هم صدائی دولت و ملت از ناحیه دولت ایجاد میشود- وقتی مردم ببینند – دولت قانون گرا است . وقتی ببینند حق مظلوم از حلقوم ظالم باز ستانده میشود . وقتی ببینند دولت به ملت پاسخگو است و به همین دلیل مبارزه با فقر و فسادو تبعیض را درتیتر برنامه خود دارد ، آنگاه ملت  احساس میکندکه به فرموده مقام معظم رهبری نسبت به دولت کارفرما است و دولت خدمتگزار و کار گزار است.
برای ایجاد همدلی و همزبانی در جامعه ،دولت باید سیاست توأم با صداقت رحمانی داشته باشد زیرا برای مسلمانان و جامعه اسلامی خصوصاً ملت بصیر و فهیم ایران اسلامی به یمن و برکت انقلاب اسلامی و بصیرت بخشی های امام و رهبری از منظر دینی، سیاست دو سویه است یعنی مانند ارّه دو سر می ماند ، هم سازنده است هم مخرّب –هم رحمانی است و هم شیطانی و در نهایت هم علوی است و هم اموی تنها سیاست حقّه علویه است که چون توأم با صداقت و شفافیت است در جامعه ایجاد همدلی میکند و سیاست باطل و شیطانی و معاویه ای قطعاً مردم را از دولت منزجر میکند چون توأم با دروغ و حُقّه و نیرنگ است و برای منافع ملی آسیب و در خدمت منافع بیگانه قرار میگیرد.
به فرموده امیر حکمت و سیاست  علی (ع) سیاست ملاک دارد و آن عدالت است ((مِلاکُ السّیاسَهِ اَلعَدل)) غررالحکم خوانساری جلد دو صفحه 116 ادبیات سیاسی در نظام اسلامی نفی و دفع نظام سلطه است زیرا ثمره تلخ حاکمیت قدرت سلطه، استعمار و استثمار و استحمار است!
پس اجرای عدالت از ناحیه دولت زمینه ساز همدلی بین دولت و ملت است زیرا ایجاد نظام قسط و عدل توحیدی است که جامعه علوی خروجی آن است و حضرت امیر (ع) به مالک اشتر میفرماید: مبادا در مقام حکومت بگوئی : اکنون که قدرت دارم بر مردم مسلط هستم پس از من فرمان دادن است و از آنان اطاعت کردن  زیرا چنین گفتار و روحیه سلطه جویانه نوعی زورگوئی است و موجب راه یافتن فساد در دل و خرابی در دین  و نزدیک شدن تغییر و تحوّل در قدرت است.
وقتی مردم مقامات حکومت و مدیران اجرائی و مسئولین جزء همه را در رده خود و منتخب خود و از خود احساس کنند ، با تمام وجود در مقام حمایت از آنان بر می آیند و از آنان اطاعت و پیروی دارند و این عینیّت همدلی و همزبانی است.
بنابراین مسئولیت پذیری و پاسخگوئی و همدلی دولت با ملت با بکار گیری روش سیاست علوی است که بستر ساز همدلی و همصدائی دولت و ملت میباشد.
مقام معظم رهبری این بخش مهم را در قالب ضرورت اعتماد طرفینی دولت و ملت تبیین کرده و میفرمایند: هرچه بین دولت و ملت صمیمیت و همکاری و همدلی بیشتر باشد ، کار ها بهتر پیش خواهد رفت .باید به یکدیگر اعتماد کنند. یعنی هم دولت ، ملت را به معنای واقعی کلمه قبول داشته باشد و ارزش و اهمیت و توانایی های ملت را به درستی بپذیرد و هم ملت به دولت که کار گزار کارهای اوست به معنای حقیقی کلمه اعتماد کند.
ب: نقش ملت
در بحث دولت-ملت-همدلی و همزبانی چنانچه دولت بستر ساز موضوع معرفی شد، متقابلاً ملت هم نقش و اثر زمینه سازی را دارد زیرا از آنجا که همدلی و همزبانی بین دولت  و ملت طرفینی است ملت نیز برای این هدف نقش آفرین است و باید به اصولی که بیان میشود پایبند باشد.
نخست این این که به تعهد خود به دولت در زمینه قانون پذیری –وفاداری و مشارکت پایبند باشد زیرا اجرای قانون برای همه سودمند است و در بردارنده حقوق انسانی و شهروندی است و تخلف از قانون موجب بی انضباطی اجتماعی میگردد و احساسات در نظام اسلامی با قانون گریزی حرمت شرعی نیز دارد.
لذا همه ما تمکین در برابر قانون و دولت را پذیرفته ایم و باید به آن پایبند باشیم  و این پایبندی به نوعی نشانگر همدلی و همراهی با دولت است. دولت قدرتمند دولتی است که ملتش به او وفادار باشد و از قانون تبعیت کند و تعیین و تثبیت دولت با شرکت در انتخابات،و مشارکت سیاسی برجسته ترین جلوه همدلی و همزبانی ملت با دولت است.
ورود به عرصه انتخابات ، دخالت در تصمیم گیری های حساس و کلیدی کشور است که ملت سرنوشت آن را رقم میزند که البته دولت هم باید از این فرصت دلگرم کننده استفاده کند و زمینه دلگرمی بیشتر مردم را فراهم نماید.



*فتنه گران آفت همدلی و همصدائی هستند*
باید توجه داشت که اگر دولت بصیرت به خرج ندهد و مشورت از اشخاص مسئله دار و کسانی که وامدار حزب و گروه خاص خود هستند و در سابقه و آزمون خود خطا زده اند ، استفاده کند قطعا نا موفق میشود. متاسفانه در دولت یازدهم که نوید تدبیر و امید را به مردم دا ده هستند عناصر خاکستری که منزوی شده بودند اما اکنون روزنه امید پیدا کرده و زمینه  تحصّن –اعتصاب و تقابل با نظام را فراهم میکنند و در مناصبی هم قرار گرفته و نمک نظام را میخورند و ناسپاسی هم دارند ! و برای دلسوزان و ولائیون و بسیجیان ایجاد نگرانی میکنند و زمینه بارک الله شنیدن بیگانه را فراهم میسازند!
قانون شکنی  و فتنه جوئی و اردو کشی خیابانی و انشقاق بین صفوف ملت و ایجاد دودستگی و اختلاف چه مفهومی جز دلزدگی ملت از دولت دارد؟ حال ببینیم آیا میدان دادن به جریان حامی فتنه با همدلی و همزبانی دولت و ملت چه  و جه انطباق یا سازگاری دارد؟
مرحوم شیخ حر عاملی در وسائل جلد 21 صفحه210 از امام باقر (ع) روایت کرده است که فرمود: اِذا وَلّیناهُم-ضَرَبتناهم بِالسّوط-فَانتَهَوا وَ اِلّاضَرَبناهم بِالسیفِ عَلَیه
اگر قدرت و حکومت را در اختیار میداشتیم قانون شکنان را با تازیانه سر جای خودشان مینشاندیم و اگر تمکین قانون نمیکردند با شمشیر علاجشان میکردیم.

*دولت،ملت،همدلی و هم زبانی-چرا؟*
قطعا مقام معظم رهبری چالشهای را دیدند  که به دنبال  آن حکمت و مصلحت ایجاب میکرد تا امسال  را به نام سال دولت ،ملت ، همدلی و همزبانی بنامند- زیرا در خارج گرگهایی همچون داعش را در کشور های همسایه، و عربستان را در نابود کردن یمن مامور بلعیدن مسلمانان کرده اند.
از طرفی درداخل کشورو درسال جاری انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری را نیز در پیش رو داریم که طبعاً التهابات و تب و تابهای خاص خود را دارد  و اگر کشور مدیریت نشود ممکن است وحدت و یکپارچگی موجود و همنوائی و اعتماد عمومی مورد خدشه قرار گیرد.
لذا با لحاظ شرایط، همدلی و همصدائی  دولت  و ملت و قوای ثلاثه کشور ضرورتی اجتناب ناپذیر دارد و به همین دلیل رهبر فرزانه و با بصیرتمان – سال را سال همدلی و همصدائی دولت و ملت نامیدند ،تا همچنان ایران مقتدر و با شکوه  بتواند در جهت  نیل به آمالش به پیشرفت شگرف علمی و اقتصادی و تحکیم عزت منطقه ای و بین المللی خود دست یابد.
وقتی از دولت سخن میگوئیم عُمدةً مرادمان نظام اسلامی است و حمایت و همدلی ملت با دولت جلوه ای از عشق و دلبستگی مردم به نظام است بنابراین دولت، تحت فشار عناصر دگر اندیش نباید قرار گیرد – بلکه به آنان بی اعتنائی کند چون حمایت از کسانیکه موجب سلب اعتماد مردم از نظام شدند خود آفتی برای همدلی و همزبانی است.
لذا اقتدار و استمرار حاکمیت نظام اسلامی همچنان نیازمند به هم دلی و همزبانی است زیرا همانگونه که در شکل گیری – حدوث و پیروزی انقلاب اسلامی ، این همدلی و همزبانی بین ملت بود که حول محور آرمان توحیدی و کلمه توحید – توحید کلمه پیدا کرد و با وحدت و اتحاد به پیروزی رسید و بزرگترین دستاورد انقلاب یعنی جمهوری اسلامی را در آغوش کشید ، استمرار بخشی به انقلاب و حفظ نظام اسلامی هم نیازمند به همدلی بین ملت و همدلی و همزبانی ملت با دولت است تا دست نامحرم به سوی انقلاب و آرمان الهی آن دراز نشود و بدخواهان نتوانند به بزرگترین دستاورد انقلاب آسیب رسانی کنند.
 بنابراین همدلی و همزبانی دولت وملت از باید ها است.زیرا:
*اعتماد متقابل را بین ملت و دولت ، مضاعف میکند.
*به حسب این اعتماد ، عشق و علاقه مردم به دولت بیشتر و عمیقتر میشود
*امیدواری ملت به رشد و شکوفائی کشور و زوایای زندگی اجتماعی بیشتر میشود
*پایه های نظام در بخش های مختلف فرهنگی –سیاسی – اجتماعی و اقتصادی و نظامی مستحکمتر میشود.
*نظام مشاوره ای و نظریه مردم در قالب شوراها ، خرد جمعی و عقلانیت نظام  را جلوه ای مضاعف میدهد.
*شوق مشارکت مردم را در انتخابات و تعیین سرنوشت خود را بیشتر میکند.
*با اعتماد متقابل ملت و دولت ، سوء تفاهم و تعارضها و بدبینی ها برطرف میشود.
*با این اعتماد است که دولت و ملت به اعتماد به نفس و خود باوری میرسند و توانمندی های علمی و اجتماعی و سیاسی و نظامی خود را شکوفا میکنند.
*امنیت روانی و اجتماعی –تسریع در خدمت رسانی به مردم ، و ایجاد آرامش خاطر ملت توسط دولت فراهم میگردد.
*و با این همدلی و همزبانی است که زمینه توسعه علمی –فرهنگی سیاسی و عمران و آبادانی و رونق اقتصادی کشور فراهم شده و مشکلات کشور مرتفع میگردد.
با این بیان معلوم شد که : هدف مشترک بزرگ و ارزشمند ملی مانند اصول و آرمان و اصل انقلاب اسلامی است که ملت را همدل میکند و این همدلی همزبانی می آورد . این همزبانی در شعارهای مخالفت با مثلث شوم آمریکا – انگلیس و اسرائیل و تقابل جدی ملت با اردوگاه استکبار نمایان شده و تفکرات دولت و ملت را پیوند زده و موجب میشود مسئولان  با دغدغه مردم هماهنگ  باشند و میان آنان واقع نگری حاکم باشد و دولت در مصاف با این اردوگاه هوشیارانه تر عمل کند.راز پیشرفت کشور نیز همین است که هرچه ارتباط بین دولت و ملت بیشتر باشد دستیابی به تعالی و پیشرفت زودتر حاصل میشود.
*نقش همدلی و همزبانی درافشای چهره عوامل دشمن*
دستاورد و اثر ارزشمند دیگر همدلی و همزبانی ملت و دولت این است که وقتی ملت یکپارچه اصول و مبانی نظام و مقررات حکومت و دولت  خود را پذیرفت و نسبت به  دولت برخواسته از آراء خود اعتماد متقابل داشت و در نتیجه حمایت در پرتو همدلی و همزبانی از دولت را به صورتی محسوس ،مشهودخواهد داشت. آنگاه است که  مخالفین انگشت نما میشوند و با مشخص شدن هویتشان –آنانکه دست نشانده و مامور داخلی هستند افشا میشوند.
افشا شدن چهره عوامل دشمن در پی خارج شدن آنها از دایره همدلی و همصدائی ملت با دولت صورت میگیرد چرا که  به راحتی ناسازگاری و وحدت شکنی و حرکت در راستای  اهداف دشمن را به نمایش میگذارند  چنانچه عینی ترین نمونه را در جریان فتنه سال 88 مشاهده کردیم که همه از حدیث مفصل آن باخبرند.
از طرفی همدلی و همصدائی ملت با دولت نشان  میدهد کسانی که دم از ملت میزنند و خود را برای مردم دایه های مهربانتر از مادر میدانند وقتی در جهت مخالفت با دولت موضع دارند و دولت  را به رسمیت نمیشناسند ، مردم آنان را از طیف منافقین میدانند زیرا زبانشان با مردم و عملشان بلندگوی اهداف و افکار دشمن هست.

*نقش نماز جمعه در ایجاد همدلی و همزبانی*
یکی از عینی ترین دستاورد الهی معنوی –عبادی – سیاسی و اخلاقی انقلاب اسلامی –احیاء نماز جمعه این حرکت عظیم عبادی سیاسی و آئین دیر پای محمدی و علوی است.
بلا شک نماز جمعه جلوه گاه حضور دلدادگان و میراث داران  انقلاب و امت حزب الله است که در آن بصیرت بخشی به مردم با تبیین مواضع انقلاب و امید دادن به آنان و دلگرم کردن ملت و ایجاد روحیه یاس و ناامیدی و ناکامی برای دشمنان صورت میگرد.
گرچه نماز جمعه جایگاه دولتی ندارد اما از آنجا که در این نظام ،دولت از ملت و با ملت و برای ملت است ، در حقیقت نماز جمعه عملاً حلقه اتصال بین دولت و ملت است که طی آن خطیب جمعه دولت را در امر خدمت گزاری به ملت راغبتر و ملت را در امر حمایت از دولت انگیزه دار تر میکند.
نقش نماز جمعه را در دوران دفاع مقدس در بسیج عمومی و تنویز افکار عمومی و تبیین افکارو اهداف خصم زبون با لعین و العیان دیدیم-در دوران سازندگی کشور نیز دیدیم و در دوران کنونی هم در همه ابعاد و امور و زوایا بویژه در بحث رسیدن ملت به حق مسلم خود در انرژی هسته ای میبینیم که چگونه عمیقاً تاثیر گذار است و با حمایت از دولت و تیم مذاکره کننده هسته ای – همدلی و همصدائی صاف و شفاف را از ناحیه ملت با دولت دارد.
بنابراین نهاد نماز جمعه عینی ترین و محوری ترین  کانون همبستگی و وحدت آفرینی است و عمیق ترین تاثیر را در ایجاد همدلی درونی ملت و همدلی و همزبانی ملت با دولت دارد. این نهاد مقدس نماز جمعه است که در زمینه همدلی و همصدائی دولت و ملت نقش کلیدی داشته و امّا خروجی نماز جمعه اینکه:
*ملت را در برابر حوادث و قضایا وصبور و مقام و عزم ملی را در تقابل با گستاخی ها و زیاده خواهی های دشمن جزم و تقویت میکند .
*ملت را همواره در صحنه های انقلاب و دفاع از ارزشهای دینی و اجتماعی و خدمات دولت نگه میدارد.
*اعتماد ملت به دولت را بیشتر و در تحقق وعده ها دولت را مصمم تر میکند.
*ملت را از برخوردهای هیجانی و احساسی با دولت بر حذر میدارد.
*زحمات و خدمات و طرح و برنامه های دولت را به ملت تبیین و ملت را به دولت دلگرم و امیدوار میکند.
*نقطه نظرات ارشادی مقام معظم رهبری در مورد دولت را برای ملت تبیین و قضاوتهای رهبری به عنوان ولی امر مسلمین درباره دولت را شاخص قضاوت ملت قرار میدهد.
*به ملت،صبرپیشگی را در تحقق وعده های دولت توصیه میکند.
*ملت را به هوشیاری نسبت به اهداف شوم دشمن در همراهی نکردن با دولت در حل مشکلات کشور فرا میخواند.
*ملت را به وضعیت موجود در ادوار مختلف و شرایط زمانی حساس و آشنا میکند تا دولت را با همدلی در حل مشکلات کمک کنند.
*ملت را تشویق به صرفه جوئی –پرهیز از اسراف و تبذیر و ارائه راهکار اعمال اقتصاد مقاومتی در جهت خنثی کردن اثرات تحریم و تهاجم اقتصادی دشمن میکند.
نهاد مقدس نماز جمعه علاوه بر نگه داشتن مردم در صحنه دولت را نیز در ایجاد همدلی و همزبانی با ملت ترغیب میکند که:
*دولت را تشویق کند که ملت را با همه وجود پذیرا باشد و درک کند.
*تلاش همه جانبه خود را در جهت خدمت بی منت به ملت و برآوردن انتظار عمومی مصروف دارد.
*در راه اعتلای کشور و میهن اسلامی و حفظ استقلال و آزادی و آرمان ملی و اسلامی گام بردارد.
*همگان را بر مبنای جذب حد اکثری  و دفع  حد اقلی زیر چتر خدمت قرار دهد.
*حافظ منابع عمومی و وحدت ملی باشد و جامعه را دو قطبی (موافقان و مخالفان) نکند.
*دولت با قوای مقننه و قضائیه هماهنگ باشد و همه برای مبارزه با فقر و فساد و تبعیض کمر همت ببندند.
*بیان صادقانه نسبت به مشکلات دولت برای ملت داشته و تقاضای همکاری و همدلی ملت با خود را داشته باشد.
*دولت را از وعده وعیدهای دور از انتظار بر حذر میدارد.
*نصیحت به دولت و هشدار های پیاپی جهت خارج نشدن از خطوط قرمز نظام در امورات اجرائی و فرهنگی و دینی دارد.
تذکر مکرّر به دولت در زمینه اجتناب از ارائه آمارهای غیر قابل باور . غیر ملموس .و مبنا قرار دادن فرامین و منویات و رهنمود های مقام معظم رهبری را دارد.
                                          
                                                                   والحمدللّه ربّ العالمین

انقلابی بودن و انقلابی عمل کردن

عنوان مقاله:
رسالتهای ائمه جمعه
موضوع:
انقلابی بودن و انقلابی عمل کردن
تهیه کننده:
سید ابراهیم حسینی امام جمعه ابرکوه

مقدمه :
شکی نیست که انقلاب اسلامی ایران به عنوان بزرگترین معجزه قرن-آثار وبرکات و دستاوردهائی را درهمه ابعاد و زوایا برای کشور و جهان اسلام بلکه برای مستضعفین جهان در برداشته و دارد و مهمترین آنها دشمن شناسی ملتها و قطع ید اجانب ازایران اسلامی است وباعنایت به اهداف جهان شمول این انقلاب الهی که باید به لطف خدا به دست صاحب اصلیش امام زمان(عج) سپرده شود. هنوز  درمیانه راهیم .راهکار نیل به این مقصود و مقصد این است که همچنان انقلابی بمانیم و انقلابی عمل کنیم.یعنی ملت ایران که سرآمد ملتهای انقلابی جهان است باید شخصیت انقلابی خود را درمصاف با دسائس دشمن التزام به مبنای انقلابی گری حفظ کند.در این خصوص به گزیده ای از بیانات بیانات امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری درر مورد ویزگی های شخصیت یک انقلابی و طبیعتاً انقلابی گری می پرازیم . رهبر معظم انقلاب در آخرین دیدار رئیس و نمایندگان دوره ی چهارم مجلس خبرگان رهبری با بر شمردن سه اولویت اصلی کشور در مقطع کنونی ، (( مسأله ی نفوذ )) را بسیار جدی و مهم خواندند و تأکید کردند : تنها راه پیشرفت حقیقی (( استحکام ساخت داخلی کشور )) در زمینه های اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی ، (( حفظ خصوصیات انقلابی ))، (( حرکت جهادی ))، ((حفظ عزت و هویت ملی و اسلامی)) و (( هضم نشدن در هاضمه ی خطرناک جهانی )) است و وظیفه مجلس خبرگان عبارت است از : انقلابی ماندن ، انقلابی فکر کردن و انقلابی عمل کردن . ایشان هم چنین در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم با اشاره به نقش و جایگاه بی بدیل حوزه علمیه قم در پیروزی انقلاب اسلامی ، مهم ترین تهدید پیش روی این نهاد مهم در نظام اسلامی را ((انقلاب زدایی)) دانسته و یادآور می شوند که اگر بخواهیم نظام اسلامی همچنان اسلامی و انقلابی بماند ، باید حوزه علمیه (( انقلابی )) بماند زیرا اگر حوزه علمیه انقلابی نماند ، نظام در خطر ((انحراف)) قرار خواهد گرفت .
باید ها در مورد انقلابی گری و انقلابی بودن از دیدگاه حضرت امام (ره) و مقام معظّم رهبری :
الف: دیدگاه حضرت امام (ره)
*قانون پذیری*
امام خمینی (ره) در اولین سخنرانی بعد از ورود به ایران در بهشت زهرا در سال 57 در سخنانی در خصوص اینکه شاه جایگاه قانونی ندارد فرمودند : (( ملت ما یک مطلبش این بود که این سلطنت پهلوی از اول که پایه گذاری شد ، بر خلاف قوانین بود ...)) شاید بتوان این جمله را نقطه آغازین بیان ویژگی های انقلابی گری نامید تا برخی نااهلان انقلابی بودن را با ترویج هرج ومرج مصادره به مطلوب نکنند .
کلید واژه ((انقلابی گری )) و (( انقلابی بودن )) از همان روزهای مبارزات انقلابی در بین مردم رواج داشت و با بیانات امام خمینی (ره) در مقاطع و اجتماع های مختلف در مورد عوامل پیروزی انقلاب اسلامی و به دنبال آن استخراج ویژگی های شخصیت انقلابی، از این بیانات ، رنگ و بوی دیگری به خود گرفت تا نا اهلان آن روزگار به نام انقلابی گری دایره جذب نظام را تنگ تر نکنند ؛ تهدیدی که احیاناً نظام جمهوری اسلامی بعد از گذشت 37 سال از پیروزی انقلاب اسلامی همچنان فعال است تا نظام اسلامی مولود انقلاب را محصور نمایند.
بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی در همان روزهای مبارزات مردمی در بهشت زهرا حضور یافتند تا ضمن ادای احترام به شهدای انقلاب، به مردم موضوع غیر قانونی بودن مجلس و دولت منصوب شاه و مفاسد رژیم را با این فرمایشات یادآوری کنند که انقلاب جایگاه وپایگاه قانونی دارد.ایشان فرمودند : ((این سلطنت پهلوی از اول که پایه گذاری شد ، بر خلاف قوانین بود ... بلکه اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است )) نکته ای که امام خمینی (ره) در این بیان به ان می پردازند ، قانون گرائی است و با تبیین ریشه ها ، این موضع را برای مردم روشن کردند که قانون پذیری از مهم ترین معیارهای انقلابی بودن است و انقلاب با هدف مقابله با بی قانونی و حکومت خلاف قانون شکل گرفته است.
پس از پیروزی انقلاب نیز داشتن شخصیت انقلابی و انقلابی بودن در بحبوبه مبارزات انقلابی امری بدیهی برای رسیدن به هدف بود اما در همان سال های ابتدای انقلاب ، رفتارهای پُرهرج و مرج یکسری از گرو های تندرو ، این بیانات امام (ره) را در پی داشت: (( شما خیال نکنید که حالا که انقلاب شده  پس ما هر کاری دلمان می خواهد بکنیم . «اگرچنین شد»ضد انقلابی ها جزء شماها می شوند ، شما هم نمی شناسید آن ها را ، تحریک می کنند ، می ریزید می شکنید و یک مملکت را اینطوری نمایش می دهند که اینجا هرج و مرج است... آداب اسلامی این است که هر کسی موظف بداند خودش را به این که حفظ حدود و ثغور را بکند ، نه این که هرکس هر کاری((می خواهد بکند)) ، هر کمیته ای دلش می خواهد هر کاری بکند ، از او بپرسند چرا ، می گویند انقلاب است . هر پاسداری هر کاری دلش می خواهد بکند از او بپرسند ، می گوید این انقلاب است . هر جوانی هر کاری می خواهد بکند ، بگوید انقلاب است ، معنایش این است که اصلاً انقلاب آن هم انقلاب اسلامی هرج و مرج است ((و بی قانونی)) ،«یعنی» انقلاب اسلامی حکومت جنگل است . این غلط است باید موازین داشته باشد ... این که هر کسی هر کاری دلش می خواهد بکند و هرکس هرطوری عمل بکند و اسمش  این است که انقلاب اسلامی . انقلاب اسلامی معنایش این است که متحول شده است یک مملکت طاغوتی که هر کس می خواست ظلم((و بی قانونی)) بکند . می کرد به اتکال سرنیزه ، (حالا به برکت انقلاب)مبدل شده است به یک مملکت اسلامی که روی موازین اسلامی عمل می شود . موازین اسلامی این است که اگر فرض کنید که یک کسی جرمی کرده است ، خودش نمی تواند برود آن جرم را عوض کند)) (صحیفه نور جلد10 صفحه 137)
این بیانات نشان دهنده این است که افراد نباید به بهانه انقلابی بودن قوانین کشور را زیر سوال ببرند، هرکاری می خواهند انجام دهند و در نهایت با همگان سنگ محک، برخی ازافراد را در دادگاه قضاوتشان از دایره نظام و انقلابی بودن خارج کنند . اتفاقی که باز هم نمونه های آن در سال های اخیر انجام گرفت و باعث گلایه مندی مقام معظم رهبری شد . بنابراین شاخص انقلابی بودن و انقلابی عمل کردن به معنای قانون مداری است .
*خود باوری و ساده زیستی*
یکی دیگر از مولفه های انقلابی گری از دیدگاه امام (ره) را می توان خود باوری و ساده زیستی و نفی اشرافیت دانست ؛ ایشان در پیامی به مناسبت گشایش دومین دوره مجلس شورای اسلامی تأکید می کنند   ((اگر بخواهید بی خوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاح های پیشرفته آنان و شیاطین و توطئه های آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان به در نکند خود را به ساده زیستن عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه ومقام بپرهیزید ...)) (صحیفه نور جلد 19 ص 11)
همچنین حضرت امام (ره) در دیدار با کارکنان صنایع نظامی ،خود باوری و اعتماد به نفس و نفی خودباختگی را از عوامل مهم دیگر در پیروزی انقلاب اسلامی دانسته اند و در مورد آن می فرمایند : (( این پیروزی که شما بدست آوردید برای این بود که باورتان آمده بود که آمریکا نمی تواند به شما تحمیل بکند. این باور اسباب این شد که آن کار بزرگ معجزه آسا را شماها انجام دادید ...)) ( صحیفه نور جلد 14 ص 194)
*استقلال طلبی*
یکی از مهمترین ویژگی های یک فرد انقلابی را می توان با الهام از سخنان و مواضع حضرت امام (ره) ، داشتن روحیه استقلال طلبی و نداشتن وابستگی به قدرت های خارجی دانست . ایشان در مصاحبه با خبرگزاری رویترز در سال 57 در نوفل لوشاتو فرمود : شاه استقلال سیاسی ؛ نظامی، فرهنگی و اقتصادی ما را از بین برده است و ایران را در همه ابعاد وابسته به غرب و شرق کرده است (صحیفه نور جلد3 ص164) یعنی ما برای بازیابی استقلال خود انقلاب میکنیم.
همچنین در پیامی به طلاب علوم دینی و دانش آموزان و دانشجویان می فرمایند : در همه حال ، شعار ما قطع ایادی اجانب راست و چپ از سر کشور است ؛ زیرا رشد و استقلال و آزادی با وجود دخالت اجنبی از هر جنس و مسلک و مکتب ، در هر امری از امور کشور، اعم از سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و نظامی، خواب و خیالی بیش نیست ؛ و هر کس در هر مقامی و به هر صورتی اجازة دخالت اجانب را در وطن عزیز ما ، چه با صراحت و چه به وسیلة طرحهایی که لازمه اش ادامة تسلط اجنبی یا ایجاد تسلط تازه ای باشد بدهد ، خائن به اسلام و کشور است ، واحتراز از او لازم است ؛ زیرا اگر دخالت اجانب خصوصاً آمریکا ، شوروی، انگلیس وجود داشته باشد ، هر رژیمی که روی کار بیاید تنها آلتی خواهد بود برای عقب نگهداشتن ملت و ادامة بدبختی ها و محرومیت ها از یک طرف، و چپالگری ها و قلدری ها از طرف دیگر . عوض شدن مهره ها گرچه ممکن است موقتاً اوضاع را بهتر از حال حاضر کند ، ولی تأثیری در سرنوشت ما ندارد ؛ زیرا تمام بدبختیها و گرفتاریهای مسلمین از دخالت اجانب در مقدرات آنان است .(صحیفه نور جلد2 ص113)
*مردمی بودن*
مردمی بودن و خود را از مردم جدا نکردن نیز از دیگر مؤلفه های مورد تأکید امام در حفظ روحیه انقلابی و انقلابی گری است و می توان آن را نیز در زمره ویژگی های یک فرد انقلابی دانست امام در این رابطه در دیدار با هیآت بحرینی و پاسداران فرمودند: امروز روزی است که باید حفظ کنید شما اسلام را. حفظ اسلام به این است که اعمالتان را تعدیل کنید ، با مردم رفتار خوب بکنید، برادر باشید با مردم ، مردم را اینطور حساب نکنید . رژیم های سابق مردم را از خودشان جدا می دانستند . آن ها در یک طرف بودند مردم هم در یک طرف بودند . آن ها مردم را می کوبیدند و مردم هم آن ها را اگر می توانستند . امروز که مردم جدا نیستند از پاسداران اسلام ، حکومت اسلام که از مردم جدا نیست ... از همین مردم و از همین مردم جمعیت است شما هم از همین مردمید ، از همین جمعیتید ، شما کاری نکنید که از شما بترسند ، شما کاری بکنید که مردم به شما متوجه بشوند ، کاری بکنید که مردم محبت به شما بکنند ، پشتیبان شما باشند . اگر مردم پشتیبان یک حکومت باشند ، این حکومت سقوط ندارد ، اگر یک ملت پشتیبان یک رژیمی باشند ، آن رژیم از بین نخواهد رفت . (صحیفه نور جلد7 ص253)
.........................................................................................................................................................
ب:دیدگاه مقام معظم رهبری(حفظه ا...)
مقام معظم رهبری نیز در مقاطع  مختلف بر باید ها برای انقلابی بودن و انقلابی عمل کردن تأکید داشتند .ایشان در جمع مسئولان جهاد دانشگاهی در تاریخ 1/4/1383 فرمودند : انقلابی بمانید داشتن روحیه انقلابی یعنی اسیر حدود تحمیلی نشدن قانع به گیرندگی قطره چکانی نشدن با امید دنبال هدف حرکت کردن و با انگیزه با نشاط با اصرار و پیگیری ان را به دست آوردن این ، انقلاب و حرکت انقلابی است.
 *داشتن صراحت ، صداقت و قاطعیّت*
از طرفی داشتن صراحت-صداقت و قاطعیت نیز ملازم با انقلابی بودن و انقلابی عمل کردن است.دراین خصوص ایشان در در دیدار فرماندهان و جمعی از کارکنان نیروی هوائی ارتش جمهوری اسلامی ایران در تاریخ 19/11/1391 انقلابی بودن خودشان را با شاخصه صراحت ، صداقت و قاطعیّت مورد اشاره قرار دادند و فرمودند : من دیپلمات نیستم ، من انقلابی ام ، حرف را صریح و صادقانه می گویم . دیپلمات یک کلمه ای را می گوید معنای دیگری را اراده می کند . ما صریح و صادقانه حرف خودمان را می زنیم ما قاطع و جازم حرف خودمان را میزنیم .
*رعایت اعتدال*
از باید های دیگری که معظم له در امر انقلابی گری مطرح کردند ، رعایت اعتدال و نیفتادن در دام افراط و تفریط است .
رویکردی که گاهی به نام انقلابی گری به دیگران در جبهه خودی آسیب می رساند-گاهی هم توهین می شود و این توهین با لفظ انقلابی گری توجیه می شود ، در مقابل نیز افرادی وجود دارند که در مقابل هر حرکت و تغییری بی تفاوتند و انگار اصلا در این کشور زندگی نمی کنند . و در قبال نظام و انقلاب گویا مسئولیتی ندارند . رهبر انقلاب در تاریخ 29/7/1389 خطاب به طلاب می فرمایند : از افراط و تفریط باید پرهیز کرد جوان های انقلابی بدانند همانطور که کناره گیری و سکوت و بی تفاوتی ضربه می زند زیاده روی هم ضربه می زند مراقب باشید زیاده روی نشود اگر آن چیزی که گزارش داده شده است که به بعضی از مقدسات حوزه به بعضی از بزرگان حوزه به بعضی از مراجع یک وقتی مثلاً اهانتی شده باشد درست باشد بدانید این قطعاً انحراف است این خطاست  اقتضای انقلابی گری این ها نیست . انقلابی باید بصیر باشد باید بیناباشد باید پیچیدگی های شرایط زمانه را درک کند مسئله اینجور ساده نیست که یکی را رد کنیم یکی را اثبات کنیم یکی را قبول کنیم اینجوری نمی شود .
*پرهیز از سیاست زدگی*
یکی دیگر از بایدهاکه عملاً از نباید ها است ، پرهیز از سیاست زدگی است که مقام معظم رهبری در سالگرد رحلت امام خمینی در 14/3/1390 در حرم امام خمینی در این زمینه فرمودند : اگر به اسم انقلابی گری امنیت را از بخشی از مردم سلب کنیم این هم از مصادیق انحراف از خط امام عزیزمان است ... اگر عنوان مجرمانه ای بر حرکتی منطبق شود دستگاه های مسئول موظف به پیگیری هستند اما اگر کسی به دنبال براندازی واجرای دستور دشمن نیست ولی با مذاق و تفکر سیاسی ما مُخالف است نباید عدالت و امنیت را از او سلب و او را زیر پا له کنیم چرا که به فرموده قرآن مخالفت با یک قوم نباید موجب بی تقوایی و بی عدالتی شود و همه باید در این زمینه ها هوشیار و مراقب باشند .
*نترسیدن*
معظم له در دیدار رئیس جمهور و هیأت وزیران 4/6 /1394نداشتن ترس را از بایدهای دیگر درامر انقلابی بودن دانستندودر تببین آن فرمودند:بایددرهرشرایطی دراتخاذمواضع انقلابی صراحت داشت و بدون روربایستی در مقابل دشمن مواضع انقلاب و مبانی امام بزرگوار را بدون ترس و خجالت بیان کرد.
*فهرستی از راهکارها برای انقلابی بودن ،انقلابی فکر کردن و انقلابی عمل کردن*
معظم له در عین تأکید بر حفظ روحیات انقلابی شاخصه های آن را نیز به درستی تبیین نموده و باب تلاش های دشمنان بیرونی و همفکران داخلی آن ها جهت انزوای نیروهای انقلابی را می بندند . ایشان در بحث باید ها برای داشتن روحیه انقلابی یعنی انقلابی بودن و انقلابی ماندن سرفصلهای دیگری را نیز مطرح کردند که به خاطر رعایت اختصار ، تنها فهرستی از نظرات شریفشان را که در بیاناتشان برای نیروهای انقلاب مطرح کرده اند - بیان می کنیم :
1- ایستادگی و ثبات در اصول انقلاب اسلامی
2- پایبندی و پاسداری نسبت به ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی.
3- پایبندی به رفتار و گفتارامام و ایستادگی دربرابر تحریف خط امام.
4-پاک دستی و ساده زیستی و اجتناب از اشرافی گری.
5- تدین و پایبندی به تکالیف شرعی.
6- خدمت خالصانه و بدون منت.
7- عدالتخواهی، آزادگی و دفاع از مظلومان عالم.
8- استکبار ستیزی و ایستادگی قاطع در مقابل کفر ، نفاق و طمع ورزی و سلطه بیگانگان.
9- مرزبندی شفاف با دشمنان دین و انقلاب.
10- دفاع از اقتدار و امنیت ملی.
11- اعتماد به مردم صداقت و وفاداری.
12- شجاعت در اقدام و آمادگی برای ایثار و ازخودگذشتگی.
13- برخورداری از سلامت اخلاقی و فکری .
14- مبارزه واقعی بافقر، فساد و تبعیض.

*رسالت امامان جمعه،حوزه و روحانیت انقلابی*
آنچه در طول سال های پس از پیروزی انلاب اسلامی سبب ماندگاری و بقای انقلاب شده است ، وجود روحانیت مبارز به جلوداری امامان محترم جمعه میان نیروهای مؤمن به انقلاب است که به رغم گذر نسلی توانسته اند شادابی و روحیات انقلابی گری خود را حفظ کنند.
اما ازآنجایی که این شاخصه ها با هجمه های بیرونی و چالش های درونی مواجه است می توان چرایی نگرانی مقام معظم رهبری از آنچه در جمع اعضای مجمع نمایندگان طلاب تحت عنوان ((انقلاب زدایی)) به آن اشاره داشتند را درک کرد.
زیرا می بینیم که دشمنان بیرونی و عوامل داخلی آن ها  تلاش دارند مثلاً با انگ ((تندرو)) و یا ((افراطی گری)) به نیروهای حزب اللهی وانقلابی و بهره گیری از عنصر نفوذ در جنگ نرم، نیروهای مؤمن به انقلاب را منزوی کنند که دراین صورت انزوای نیروهای ولائی سبب کم رنگ شدن و یا کم فروغ شدن شاخصه ها ی انقلاب می شود و آنگاه است که می توان خطر انحراف راجدی گرفت وهشدار داد که نگذارید انقلاب به دست نااهلان ونامحرمان بیفتد.
در این شرایط است که می توان اهمیت بیان مقام معظم رهبری در تأکید برسه شاخصه ((انقلابی ماندن))،((انقلابی فکر کردن)) و((انقلابی عمل کردن)) مجلس خبرگان رهبری را هم به درستی درک کرد.
*حفظ هویت انقلاب دغدغه ثابت رهبر انقلاب*
حفظ هویت انقلاب راباید یکی از دغدغه های مهم رهبری طی سال های پس از زعامت ایشان دانست ؛ آنچنان که آن را باید یکی از موضوعات ثابت مطالبات ایشان بیان کرد. به عنوان نمونه معظم له در دانشگاه علم و صنعت در آذرماه سال87بیان می فرمایند: آنچه مهم است این است که نظام جمهوری اسلامی یک ساخت حقوقی و رسمی دارد که آن قانون اساسی،مجلس شورای اسلامی ،دولت اسلامی،انتخابات-همین چیزهایی که مشاهده می کنید - است که البته حفظ این ها لازم و واجب است اما کافی نیست. همیشه در دل ساخت حقوقی،یک ساخت حقیقی ،یک هویت حقیقی و واقعی وجود دارد؛ اورا باید حفظ کرد . این ساخت حقوقی درحکم جسم است؛ درحکم قالب است ،آن«ساخت و» هویت حقیقی در حکم روح است؛درحکم معنا و مضمون است.اگرآن معنا و مضمون تغیر پیداکند، ولواین ساخت ظاهری و حقوقی هم باقی بماند نه فایده ای خواهد داشت نه دوامی خواهد داشت مثل دندانی که از داخل پوک شده؛ ظاهرش سالم است با اولین برخورد بایک جسم سخت درهم می شکند.
آن ساخت حقیقی و واقعی ودرونی مهم است؛ او در حکم روح این جسم است .آن ساخت درونی چیست؟ همان آرمان های جمهوری اسلامی است؛ عدالت، کرامت انسان،حفظ ارزش ها... ایستادگی در مقابل نفوذ دشمن(وحفظ روحیه انقلابی است)
*ملازمه های انقلابی بودن و انقلابی زیستن*
لوازم انقلابی بودن و انقلابی زیستن را نیز می توان در ده مورد مهم خلاصه کرد و این ها مواردی است که می توان گفت انقلابی بودن متکی یا ملازم با این مؤلفه هاست :
1-التزام به اسلام : انقلابی بودن متصل به اسلام است و یک انسان انقلابی باید به مکتب اسلام پیامبر (ص) و مکتب امام اعتقاد عملی و واقعی داشته باشد.براین اساس می توان گفت یک انقلابی یک مسلمان واقعی است .
2-مرزبندی پررنگ در برابر دشمن : یک انقلابی واقعی،استکبارستیز،سلطه ستیزو دریک کلمه آمریکاستیز است و مرز بین خودی و اجنبی را دارد.
3-بصیرت دینی و سیاسی: یک انقلابی لزوماً باید بصیرت دینی و سیاسی داشته باشد واز آگاهی های غفلت زدا و معرفت نافذ برخوردار باشد. و به همین دلیل قدرت تحلیل درست حوادث و رخدادها را دارد و دشمن شناس است و می تواند معادله دوستی و دشمنی را تفکیک کند.
4-تقوای فردی و جمعی : یک فرد انقلابی ، حدود الهی را رعایت می کند و از فساد،اعم از اخلاقی، اقتصادی، سیاسی و ...پرهیز می کند. هم چنین تقوای  جمعی دارد و در حوزه های امربه معروف و نهی از منکر ومرجح دانستن مصالح اجتماعی به مصالح فردی و پرهیز از سوژه آفرینی برای دشمن به صورت فعالانه عمل می کند .
5-پایبندی به مکتب امام و شناخت درست اصول و شاخص های مکتب: یک انقلابی در مراحل سیر انقلاب اسلامی نمی تواند انقلابی باشد اما به اصول و مبانی مکتب امام پایبند نباشد.
6-ولایتمداری و تبعیت خردمندانه و متعّبدانه از ولی فقیه : طبق این اصل ، همواره باید برای تحقق منویات ولّی فقیه به عنوان نایب امام عصر(عج) تلاش و مجاهدت کرد و همچون سرباز ، آماده جانفشانی باشد .
7-پاسداری مؤمنانه و غیورانه از اصل ولایت فقیه: این اصل که بزرگ ترین یادگار امام (ره) است ، یک انقلابی باید خود را همواره پاسدار و حافظ این یادگار بزرگ امام بداند و با ایمان و غیرت در حفاظت و حراست از اصل ولایت فقیه بکوشد، زیرا امام فرمودند اگر چنین کنید ((مملکت شما آسیبی نخواهد دید))
8-مردم گرایی  واعتماد واقعی به نظر و رأی مردم: یعنی باید به جمهوریت و اسلامیت نظام اعتقاد داشت و جمهوری اسلامی را یک حقیقت واحد دانست . نباید این دو اصل را از یکدیگر تفکیک کرد و این همان مردم سالاری دینی است که مقام معظم رهبری نیز از آن یاد کرده اند .
9-عدالتخواهی  و مبارزه با ظلم وفساد: یک انقلابی باید عدالتخواه و ظلم ستیز باشد و با انواع و اقسام فساد مبارزه کند .
10- دفاع از محرومان و مستضعفان در تمامی نقاط عالم : یک انقلابی باید مدافع مستضعفان و محرومان چه در داخل کشور و چه در سایر نقاط جهان باشد . امروز مردم سوریه ، مصر ، لبنان، یمن و بحرین تحت تاخت و تاز نظام سلطه و ظلم هستند و یک انقلابی نمی تواند نسبت به این ظلم بی تفاوت باشد. انقلابی باید طرفدار و دادرس مستضعفان باشد و برای کمک به مظلومان تلاش و مجاهدت کند و اعلام نماید که : هر جا ظلم هست مبارزه هست و هر جا مبارزه هست ، ماهستیم تا بر ظلم بتازیم و از مظلوم دفاع کنیم .
نتیجه :
ضرورت هضم شدن در نظم جهانی یا بهتر بدانیم ، هاضمه جهانی نکته ای است که این روزها به رغم هشدارهای مقام معظم رهبری از جانب برخی غافلان و یا خائنان تکرار می شود ، از آنجا که نظام جمهوری اسلامی ایران بیش از آن که مبتنی بر فرم باشد متکی بر عمق و هویت خود است ، پس هضم شدن در هاضمه جهانی عملاً هویت انقلابی ملّت را از بین می برد.
در پاسخ به همین مسأله است که مقام معظم رهبری در طول دو سال گذشته بارها و در مقاطع گوناگون با عبارات مختلف بر این نکته تأکید کرده اند که انقلاب و حرکت انقلابی باید باقی بماند.
انقلابی عمل کردن برای کسانی که لزوم تداوم بخشیدن به (( انقلاب اسلامی )) را باور دارند ، یک ضرورت است و اساساً شاخصه اعتقاد به تداوم انقلاب اسلامی ، انقلابی عمل کردن است و در این بین هر نیرویی که به تداوم حیات انقلاب باورمندتر است انقلابی تر عمل می کند و از این روست که طیف انقلابی در کشور از حداکثر ها تا حداقل ها امتداد دارد و به این دلیل (( انقلابی ها )) محدود به یک دسته خاص نمی شوند بلکه دایره ای بزرگ از ملت ایران را به خود اختصاص می دهند . دراین خصوص نکاتی وجود دارد  که باید بدانیم:
1-انقلابی عمل کردن به معنای آن است که فرد در روش حل مسایل و مواجهه با فرصت ها و تهدیدات به گونه ای عمل می کند که با اقتضائات (( انقلاب )) تطبیق می کند اقتضاء حرکت انقلابی ، سرعت عمل و در همان حال به صورت هوشمندانه است به گونه ای که خطرات رااز انقلاب دور می کند و فرصت های جدیدی را برای آن پدید می آورد .
2-انقلابی عمل کردن هرگز به معنای توسل به اقدامات غیر قانونی نیست . فرد انقلابی تلاش می کند تا نتیجه کاری که می کند ، تقویت نظام باشد نه اینکه انقلاب رادر معرض پرسش قرار دهد . انقلابی عمل کردن به معنای عدم صبوری در برابر مخالف هم نیست . هر فریاد گری انقلابی نیست ، تا انقلابی ماندن با فریاد زدن هم معنا شود .
3- انقلابی عمل کردن تناسب زیادی با ارزش ها و آرمانهائی دارد که از وقت حدوث انقلاب و پس از آن تا به امروز مورد توجه ملت انقلابی بوده است-این ارزشها، چه داخلی باشند و چه خارجی اگر به بهانه ها و تحت عناوینی کنار گذاشته  شد در واقع انقلاب از درون تهی شده است . کسانی که آرمان ها و بنیاد ارزش های انقلاب اسلامی را قبول ندارند نمی توانند انقلابی عمل نمایند و کسانی که انقلابی عمل نمی کنند به راحتی به دام طیف هایی می افتند که هدفشان انجام مأموریت دشمن در براندازی است و حرفهای دگراندیشانه دارند و وصفشان دفاع از جریان فتنه و بدخواهان است.
بسیار دیده ایم که این طیف وقتی در مقابل طرف خارجی قرار می گیرد با موضعی انعطافی خجالت می کشد که نشان دهد از جامعه ای برخاسته که ملت آن برگترین انقلاب تاریخ را پدید آورده است یا اگر حرکت بزرگی مثل تسخیر لانه جاسوسی کردند،بعداً پشیمان میشوند!
4-بعضی گمان کرده اند که (( انقلابی عمل کردن )) و انقلابی بودن به معنای پشت کردن به تلاش و پیشرفت است در حالیکه توجه به منابع داخلی پیشرفت از جمله منابع انسانی و معنوی ، منابع معدنی و مادی و ظرفیت های بومی راه پیشرفت را هموارتر می سازد .
5-استقلال هر کشور یک ضرورت مهم است و انسان انقلابی تلاش می کند تا خدشه ای به استقلال کشور وارد نشود اما در نقطه مقابل آنها ، گروهی دیگر ، استقلال را یک امر و همی معرفی کرده و می گوید امروز د ردنیا مرزی وجود ندارد بنابراین مرزبانی و استقلال خواهی هم بی معنا خواهد بود . و همی تلقی کردن استقلال کشور بویژه در عرصه های فرهنگی، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی خطر دارد و خطر ان برای کشوری با مختصات کشور ما فاجعه بار است .
وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ

قُبح کودک آزاری

کودک هدیه خدا به خانواده و امانتی دردست والدین است و موفقیت کلیدی را در تثبیت نظام خانواده دارد و با پرورش و تربیت صحیح به فرموده پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :إنّ الوَلدَ الصّالِحَ رَيحانَةٌ مِن رَياحِينِ الجَنَّةِ.( الكافي: ج 6، ص 3، ح 10)فرزند صالح، گلى از گل‏هاى بهشت است.مسئولیت کودک پروری بای ددر بخش پرورشی و تربیتی تعریف شود تا کانون خانواده ایمان و اخلاق گردد و درنتیجه با اصلاح تربیت خانواده ها-جامعه رشد وتعالی معنوی واخلاقی پیدا کند.
از مفهوم کلام بنده استنتاج میکنید که اگر جامعه فاسد وخراب شد به خاطر این است که خانواده ها فاقد ارزشهای ایمانی و اخلاقی شده اند و خانواده ها هم یعنی والدین و فرزندان.
متأسفانه  ما در خانواده ها  میبینیم که ملتزم به رسیدگی در امر معاش و خوراک و پوشاک فرزندان خود هستند اما توجهی به پرورش استعداهای معنوی و رشد وکمال اخلاقی  وایمانی نهالهای زندگیشان ندارند.درنتیجه آینده این خانواده  معلوم نیست به چه سرانجامی می رسد و چه فرجامی درفراروی فرزندانی است که با مبانی دینی و اعتقادی بیگانه اند.ما باید بدانیم که کودکان زیباترین شکوفه های هستی اند، که خداوند آنان را به انسانها مرحمت می کند، اما متأسفانه امروزه یکی از بزرگترین معضلات جوامع انسانی ناسپاسی در برابر این نعمت بی منت الهی است. آری کودک آزاری از جرایمی است که قلب هر انسانی را می آزارد! متأسفانه گاه بی توجهی جوامع، منجر به جنایاتی علیه کودکان معصوم و بی پناه می شود، که عمق وجود شنوندگان را آتش می زند، البته عوامل متعددی دست به دست هم داده اند تا ما روز به روز شاهد افزایش کودک آزاری در جهان باشیم.
یکی از عوامل آزار کودکان از سوی والدین، شیطنت ها و رفتارهای ناهنجاری است که کودکان از خود بروز می دهند، که گاه این بی قراری ها ناشی از بیش فعالی کودک است. بیش فعالی از آن دسته مشکلاتی رفتاری است که نیازمند برنامه های خاص تربیتی و گاه درمانی است. نا آگاهی والدین نیز سبب می شود تا این مشکل بحرانی شده، منتهی به کودک آزاری شود. البته مشکلات روانی دیگری، چون اضطراب، شب ادراری، پرخاشگری و... از مشکلاتی است که نیاز به برنامه تربیتی و درمانی دارد. اما متاسفانه گاه به دلیل بی توجهی و یا ناآگاهی والدین نسبت به درمان صحیح، این مشکلات همچنان باقی مانده و موجب برانگیخته شدن خشونت علیه ایشان می شود. به عنوان مثال والدین، کودک مبتلا به شب اداری را روی بخاری برقی می نشاندند، تا او را تنبیه کنند.
اما خدا نکند که کودک نامشروعی از مادری متخلف به دنیا آید زیرا یکی از عوامل وقوع کودک آزاری، نامشروع بودن کودک است. مادری که صاحب فرزند نامشروع می شود، عموما نگرش دیگری به کودک خود دارد و همواره او را مدرکی برای عمل خلاف خود می بیند. به ویژه اگر تنها بوده و از خانواده و محیط جامعه طرد شده باشد. لذا همواره به کودک خود با چشمی دیگر می نگرد. براساس روایتی از امام صادق(ع) یکی از علل حرمت زنا، به دنیا آمدن فرزند نامشروع است، که محروم از عوامل خانوادگی خواهد شد(3)، لذا صرف عدم جلوگیری از باردار شدن زانیه توسط زانی گناهی دیگر است.
از طرفی فقر نیز زمینه ای برای آزار کودک می باشد و همچنین فقر از عوامل مؤثر در گسترش بسیاری از جرایم است. لذا روایات وارده از ائمه معصومین (ع) آمده است: کان الفقر أن یکون کفرا( امالی صدوق، ص 299) فقر سبب می شود تا کودکان از دسترسی به نیازهای اساسی خود؛ مانند آموزش، بهداشت، تغذیه محروم شوند، یا والدین به دلیل فشارهای مالی با رفتارهایی، چون پرخاشگری، خشونت، بی توجهی  کودکان را مورد آزار قرار دهند. همچنین برابر گزارشات خبری ازسازما ن ملل علت اصلی قاچاق کودکان دربعضی کشورها نیز فقر خانواده ها است!چنانچه مشکلات فرهنگی و به بیانی دیگر فقر فرهنگی نیز مزید بر علت ایجاد رنج برای کودکان است که از جمله نمادهای فقر فرهنگی را می توان به سنت های غلط فرهنگی در برخی قومیت ها اشاره کرد؛ سنت هایی چون وانی در پاکستان و کابین در کردستان و برخی مناطق اهواز و خوزستان. این سنت، یک رسم قدیمی است که در آن با ازدواج بین دو قبیله، جنگ های خونین ناشی از قتل یکی از دو گروه متوقف می شود. عروس در این رسم محکوم به تحمل خشونت هایی است که از طرف خانواده همسرش به او تحمیل می شود. برخی از سنت ها نیز ناشی از رسوم غلط امروزی است؛ سنت هایی چون تجمل گرایی، مدگرایی، عریان پوشی، سیری ناپذیری انتظارات اعضای خانواده، بی توجهی به پوشش مناسب دربرابر ناپدری و نابرادری و سایر خویشان، هر یک موجب به وجود آمدن تنش هایی در خانواده ها می شود که یکی از قربانیان این تنش ها کودکان هستند.
از سوی دیگر، ترویج بی رویه مطالب مستهجن از طریق موبایل، ماهواره و رایانه ها، مرزهای اخلاقی را کم رنگ کرده وموجب آسیب پذیرتر شدن دختران در خانواده ها (به ویژه در برابر ناپدری و نابرادری و یا گاه در خانواده های اباحه گر توسط پدران و برادران) می گردد. بسیاری از کودک آزارهای جنسی، ناشی از عوامل مذکور است این فضای ملتهب به ویژه در کشورهای غربی به اوج خود می رسد، تا آنجا که سوء استفاده از کودکان درمسیر هرزه نگاری و اعمالی منافی عفت، به شکل تجاری درآمده است.
ذهنیت های غلط حاکم در میان برخی خانواده ها خصوصاً خانواده های با فرهنگ ضعیف نیز از دیگر عوامل منجر به کودک آزاری است. برخی از والدین، تربیت کودک را منحصربه تنبیه بدنی بی حد و حصر می دانند. یکی از دلایل وقوع بیشترین آمار کودک آزاری، یعنی کودک آزاری های جسمی و روحی در این است که والدین نمی دانند که اعمال سخت گیرانه و بی رحمانه ایشان کودک آزاری است و گمان دارند که در جهت تربیت کودک گام بر می دارند. در حالی که امروزه ثابت شده است که تنبیه بدنی، یکی از مخرب ترین روش های تربیتی است. به گفته روان شناسان تداوم این خشونت ها می تواند به ترس، اضطراب وپرخاشگری در کودک، پنهان کاری، شب ادراری، عدم اعتماد به نفس و عدم قدرت ارتباط با دیگران شود، به طوری که اکثر کودکان و نوجوانان بزهکار، از خشونت های خانگی رنج برده اند. البته درک و آگاهی درست از تنبیه بدنی مجاز به قانون و فقه اسلامی نیز به جای خود، مؤثر است؛ چرا که از دیدگاه تربیت اسلامی، تنبیه بدنی آخرین شیوه تربیتی است وحد متعارف آن، عدم وجوب دیه؛ یعنی سرخ نشدن پوست است . لذا تنبیه بدنی مجاز صرفا تلنگوری کوچک به کودک است، نه آزار جسمی و روحی او.
کودک آزاری مربوط به طبقه خاصی نمی شود و فقرمالی و فرهنگی که گفته شد می تواند خطر آفرین باشد اما می بینیم که مسئله کودک آزاری در بین افراد تحصیل کرده و با بضاعت مالی خوب هم دیده می شود. به طور کلی، ضعف تبلیغات فرهنگی در جهت آموزش صحیح اطلاعات تربیتی، عمده ترین مشکل فرهنگی است، که به انحرافات فرهنگی و تربیتی خانواده ها و در نهایت به کودک آزاری می انجامد.

 نقص یا ابهاماتی قانونی
یکی از عوامل اجتماعی - سیاسی کودک آزاری در برخی کشورها، فقدان قوانین حمایتی از کودکان است. در ایران با تلاش های خوب قانونگذاران و با تکیه بر اصول اسلامی، قوانین خوبی وضع شده، اما با این وجود هم چنان نواقص و ابهامات قانونی محسوس و مؤثر است. قانون حمایت از کودکان و موادی از قانون مدنی و قانون مجازات اسلامی و آئین دادرسی، گرچه تا حدودی خلاء قانونی را پر کرده است. اما مبتلا به ابهامات و نواقصی است که دست دستگاه قضایی و مراکز مددکاری را بسته است. دو موضوع برجسته در این زمینه، عدم شفاف سازی کودک آزاری جسمی و روحی و ارتباط آن با تنبیه بدنی است؛ چرا که قوانین حدمتعارف تنبیه مدنی را تعریف نکرده، ضمن این که قانون می توانست به اولویت بندی راهکارهای مناسب تربیتی نیز بپردازد.

 مشکلات محیط آموزشی نیز در بحث پرورش کودک و پیشگیری از کودک آزاری سهمی بنیادین دارد زیرا مهم ترین محیط آموزشی کودکان مدارس است. مدرسه، جایی است که کودک زمان بسیار زیادی از عمر خود را در آن می گذارند. بنابراین مشکلاتی که در مدرسه برای دانش آموزان ایجاد می شود، مانند انتظار بیش از حد، ندیدن تفاوت ها، اضطراب، ترس ناشی از رقابت های شدید، تبعیض، تنبیه بدنی، تحقیر، توهین و... سبب آزارهای جسمی و روانی کودکان می شود. به گفته برخی از محققین، سیستم ناکارآمد ارزش گذاری در مدارس و شیوه های تنبیهی نامناسب از عواملی است که سبب مشکلات پیش گفته می گردد. البته بخشی از چنین مشکلاتی به ناتوانی های تربیتی معلمین باز می گردد.
ضعف باورهای دینی در سرسری شمردن تربیت کودک و بی توجهی به رفتارهای اخلاقی فرزندان ازسوی والدین اثری بارز دارد زیرا بزرگ ترین عامل وقوع کودک آزاری را می توان در ضعف باورهای دینی کودک آزاران دانست. زیرا کسی که معتقد به مکافات عمل در دنیا و عالم آخرت باشد، هیچ گاه به خود جرأت ظلم کردن به کودکان بی پناه را نمی دهد؛ چرا که بر اساس حدیثی قدسی نبوی، خداوند متعال می فرمایند: اشتَدَّ غَضَبي على مَن ظَلَمَ مَن لا يَجِدُ ناصِرا غَيرِي . ( الأمالي طوسي : ۴۰۵/۹۰۸ )  خشم من بر آن كه به كسى ستم كند كه ياورى جز من نمى يابد، سخت است . به ویژه کودک آزاری های جنسی که مجازات های سنگین آن نشانگر قباحت بسیار آن است. اباحه گری و بی توجهی به معیارهای دینی و دیدن فیلمهای مستهجن و ماهواره ای و تصاویر فاسد فضاهای مجازی، عمده ترین عامل کودک آزاری جنسی است.
و اما عوامل ناشی از ضعف والدین در تربیت کودک و کودک آزاری را می توان مواردی که بیان میشود دانست:
1. فقدان مهارت های تربیتی بزرگترین عامل کودک آزاری های جسمی، عدم مهارت و ناتوانی والدین در برابر کنترل رفتار کودکانه کودک است. برخی از والدین، نزدیک ترین راه برای اصلاح رفتارهای کودک خود را تنبیه بدنی می بینند، که با تکرار از سوی والدین، کودک کم کم بدان عادت می کند، در این شرایط برخی والدین ناشیانه به سخت تر کردن تنبیه بدنی و روانی خود رو می آورند و تا آن جا پیش می روند، که از در لجبازی با کودک معصوم و خام، صدمات جبران ناپذیری به کودک وارد می آورند. در این میان، ناتوانی مادران در کنترل و هدایت رفتار کودکان نقش پر رنگ تری دارد. از این رو، ضروری است تا مادران بیشتر در صدد تربیت و مهار رفتار ناهنجار کودک خود با یادگیری روش های صحیح تربیت فرزند باشند. اگر مادر فضای خانه را به درستی مدیریت کند، کار به جایی نخواهد کشید، که پدر خسته و کلافه از کار، متوسل به رفتارهای آزار گرانه شود. حتی مادر می توان پدر را نیز به شیوه های مناسب و جدید تربیتی آگاه نموده. مانع از خشونت او علیه کودک معصوم شود.گرچه وظایف پدر به جای خود باقی است. به طور کلی والدین باید با جدیت در صدد تربیت صحیح کودک با استفاده از روش های مناسب باشند و صرفا در صدد بزرگ کردن جسم و پر کردن شکم او نباشند.
2. اشتغال مادر نیز از عوامل آزار کودک از سوی مادر و کمبودهای عاطفی کودکان اشتغال پاره وقت و یا تمام وقت مادر است. متأسفانه برخی از مادران پیش از این که به فکر رسیدگی به مشکلات و نیازهای تربیتی کودک باشند، به فکر پر کردن جیب خود برای رفاه بیشتراند. برخی مادران پیش از این که خود را مادر بدانند، خود را کارگر سرمایه داران یا کارمند دولت می دانند. کودکی که در روز فقط چند ساعت در کنار مادری خسته وبی حوصله، که وظایف گوناگون خانه اش عقب افتاده است به سر می برد، بسیار مورد غفلت، بی توجهی، کمبود عاطفی، انحرافات اخلاقی، قرار گرفته و گاه مورد آزار مادر بی حوصله و پر مشغله قرار می گیرد، که اغلب چنین کودکانی، غالب ساعت های عمر خود را زیرنظر مربیان مهد کودکی که مشخص نیست تا چه اندازه احساسات و نیازهای کودک را درک می کنند، می گذرانند و کمتر طعم محبت های مادرانه را احساس می کنند.

3. اعتیاد
اعتیاد والدین به دلیل خصوصیاتی که در ایشان ایجاد می کند، مانند پرخاشگری، بی مسئولیتی، کاهش عاطفه و... سبب می شود تا کودکان مورد آزار، بیشتر مورد سوء استفاده قرار گیرند. وجود بیش از 2 میلیون معتاد در کشوری که 60 درصد از 95 درصد آنها، پدر خانواده هستند، منجر شده تا اغلب آنها به دلیل مصرف مواد مخدر، تعادل روانی خود را از دست داده و زن و فرزندان خود را مورد آزار واذیت و انواع خشونت های خانوادگی قرار دهند. غالب پرونده های کودک آزاری در ایران در مورد کودکانی تشکیل شده که والدین معتاد داشته اند. اعتیاد، به ویژه در خانواده های فقیر، توانایی های تربیتی والدین را ساقط کرده و ایشان را در شرایطی قرار می دهد، که همواره به خود زحمت فکر در عمق اعمال خویش را نمی دهند و آسان ترین و سریع ترین راه را برای سرکوب فرزند در پیش می گیرند. ایشان به دلیل نیاز مالی مرتکب سوء استفاده از کودک در اموری؛ چون فحشاء، تکدی گری، نقل و انتقال مواد مخدر می شوند. در حداقل موارد نیز کودک را مجبور به کارهای سخت می نمایند.

4. طلاق
و سرانجام بزرگ ترین قربانیان طلاق، کودکان معصومی هستند، که از مهر مادری یا لطف پدری محرومند. بخش مهمی از موارد کودک آزادی به کودکانی اختصاص دارد، که گرفتار تک سرپرستی یا سرپرست نامناسب پس از طلاق هستند. در مواردی مشاهده شده که نامادری یا نا پدری در اثر غفلت یا بی توجهی والدین اصلی، کودک را مورد آزار جسمی و یا جنسی قرار داده اند.

 

شعار سال 1398

لذا من شعار را امسال این قرار دادم: «رونق_تولید». باید همه تلاش کنند تولید در کشور رونق پیدا کند. از اوّل سال تا آخر سال ان‌شاءالله این معنا به صورت چشمگیری در کشور محسوس باشد.

موضوع خطبه ها

موضوع خطبه :جوان و مسئولیت پذیری

مدت خطبه ها:35دقیقه

 

 

گنجینه های فرهنگی

کانال پیام رسان نماز جمعه

با کلیک برتصویر زیر درکانال سروش نماز آدینه از مطالب متنوع شامل:داستانهای اخلاقی، نکات پند آمیز ،احادیث،اخبارسیاسی ،نکات روانشناسی ، خطبه ها و تصاویر نمازگزاران…. بهره مند شوید.