30 شهریور 1397 ساعت 22:06
 
 

اوقات شرعی

 
 


طلاق وعوامل آن

 

 

 

 واژه "طلاق" در سالهاي گذشته براي افراد جامعه بسيار ثقيل و غير قابل تحمل بود، آنقدر مردم از اين ‌واژه گريزان بودند که حتي در گفت و گوهاي روزمره نيز از بکار بردن آن خودداري مي‌کردند. ‌واژه طلاق به ندرت مورد استفاده قرار مي‌گرفت و زنان و مردان تحت هر شرايطيبا وجود هر کم و ‌کاستي در کنار يکديگر به زندگي ادامه مي‌دادند. ‌نه چشم و هم چشمي بود و نه توقعات بيجا، نه زياده خواهي بود و نه خانه مستقل، همه همدل و با ‌محبت در کنار يکديگر با کمترين امکانات ممکن و تحمل سخت‌ترين شرايط قانع و خرسند بودند و با ‌گذشت و فداکاري در حق يکديگر اساس و بنيان خانواده را محکم و استوار نگهداري مي‌کردند. ‌جايگاه پدر به عنوان ستون اصلي خيمه زندگي و جايگاه مادر به عنوان چراغ و روشني بخش زندگي ‌معين و مشخص بود و فرزندان که شمار آنان زياد نيز بود شاد و سرمست در کنار يکديگر زندگي ‌مي‌کردند. ‌نه از طلاق خبري بود و نه از بهانه‌هاي بيجا ونه کودکان در خانواده با خشونتها و بگومگوهاي گاه و بيگاه ‌والدينشان تا صبح پلک بر هم نمي‌گذاشتند.

 

‌احترام ، حفظ کرامت انساني و قداست زندگي مشترک در خانواده‌هاي قديمي بسيار ارزشمند بود و هر ‌کدام از والدين چه در بيرون و چه در درون خانواده سعي مي‌کردند، گرمابخش کانون خانواده باشند تا ‌فرزندان در محيطي مستعد پرورش يابند. ‌اگر طلاق و جدايي و اختلاف و خشونت در ميان زوجين رخ مي‌داد بر اساس شواهد و آمار موجود در حد ‌بسيار اندک و ناچيزي بود که براي زندگي اجتماعي با توجه به مشکلات و مسايل مختلف اجتماعي قابل ‌قبول است. ‌اما امروز واژه طلاق، واژه غريب و دور از ذهني نيست، کافي است زن و مرد کوچکترين دعوا يا مشاجره ‌لفظي با هم داشته باشند بلافاصله براي ترساندن يکديگر اين واژه را به زبان مي‌رانند غافل از اينکه قبح ‌و زشتي آن به مرور کاسته مي‌شود و چه بسا که افرادي تنها به دليل لجبازي‌هاي کودکانه و عدم ‌گذشت از يکديگر تقاضاي طلاق دهند و کانون گرم زندگي را به سردي بگرايند. ‌شماري از کارشناسان اجتماعي در ايلام معتقدند: مهمترين مشکلي که در رابطه با طلاق زنان وجود ‌دارد، عدم تفاهم اخلاقي است که ناشي از عواملي مانند اعتياد، بيکاري، مشکلات اقتصادي و... ‌است. ‌به گفته آنان، مشکلات ديگري که ناشي از يکسري مسايل اجتماعي ديگر مانند دخالت اعضاي خانواده، ‌نبود مسکن، چشم و هم‌چشمي و توقعات بيجاست. ‌به گفته آنان فرزندان در اين خانواده‌ها دچار افسردگي، گرايش به اعتياد، پرخاشگري، افت تحصيلي و ‌حتي خودکشي مي‌شوند و اين مسايل روند آسيبهاي اجتماعي را تسريع مي‌دهد.

 

طلاق به عنوان آخرين راه حل براي مشکلات زناشويي مطرح است. در ارتباط با اين پديده طبيعي مي توان از اين اصل کلي آغاز کرد که همان گونه که ازدواج ريشه در فطرت انسان دارد، جدايي نيز فطري است. طبيعي است آن گاه که يک زوج براي رفع موانع زندگي زناشويي تلاش مي کنند و همه مسيرها را برمي رسند و نمي توانند زندگي را در مسير تعادل قرار دهند، نتيجه مي گيرند که زندگي به جاي اينکه آرامش بخش باشد، زجر آور است به همين دليل از همديگر جدا مي شوند.

 

طلاق مانند ساير پديده هاي اجتماعي داراي پيشينه اي پرفراز و نشيب است. چون اديان و آيين هاي گوناگون هر کدام قوانين ويژه اي را براي آن برشمرده اند. و از طرف ديگر اين قوانين در جامعه هاي مختلف به شکل هاي مختلفي تبلور يافته است.

 

بديهي است که ارزش و برتري قوانين يک آيين نسبت به آيين ديگر آن گاه آشکار مي گردد که پس از تبيين و معرفي هرکدام به صورت مستقل، با همديگر مورد مقايسه قرار گيرند تا نقاط قوت و ضعف هر يک هويدا شود. معيار ديگري که در اين روش مي تواند ملاک ارزش گذاري باشد توجه به حقوق و تکاليف زوجين هنگام جدايي است. قوانيني که از اين جامعيت برخوردار باشد تا حقوق هر کدام از طرفين طلاق را در برگيرد. و از طرف ديگر مانع از تعدّي به حقوق ديگري باشد، قطعاً نسبت به قوانين ديگر کامل تر است.

 

نکوهش طلاق در اسلام

 

شايد در ابتدا چنين به نظر آيد که در جامعه اسلامي، خانواده بنيان محکمي ندارد و کانوني است براي ارضاي خودخواهي هاي مرد، زيرا او است که زن را به همسري انتخاب مي کند و هرگاه نخواست رهايش مي سازد. اما در بين روايت هاي معصومين فراوان از ناپسند بودن طلاق سخن رفته است. به عنوان نمونه امام صادق (عليه السّلام) مي فرمايد: «اِنَّ اللهَ عزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ البَيت فِيهِ العرس و يَبغضُ البيت الَذي فِيِه الطلاق و ما مِن شَي اَبغَض الي اللهِ عَزّ و جَلَّ مِن الطلاق»  خداوند بلند مرتبه دوست دارد خانه اي را که در آن مراسم عروسي برپاست و متنفر است از خانه اي که در آن طلاق واقع مي شود و هيچ چيز نزد خدا مانند طلاق ناپسند نيست. امام در سخني ديگر مي فر مايد: «مَا مِن شَي مِمَا اَحَلَّه اللهُ اَبغَضَ اليه مِن الطلاقِ و اِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَبغَض المطلاق الذَواق.» هيچ چيز نزد خدا از چيزهايي که خدا حلال نموده مبغوض تر از طلاق نيست و خداي بلند مرتبه مبغوض مي شمارد مرد و يا زني را که همسر خود را نو مي کند تا طعم ديگران را هم بچشد.

 

«قرآن مجيد سفارش مي کند که اگر زنان خويش را دوست نداريد باز هم آنها را طلاق مگوئيد زيرا ممکن است از چيزي کراهت داشت باشيد و خداوند در آن نيکويي و خير فراواني براي شما قرار داده باشد. "فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسىَ أَن تَكْرَهُواْ شَيًْا وَ يجَْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيرًْا كَثِيرًا" ملاحظه مي شود که به نظر اسلام اقدام به امر طلاق بي آنکه ضرورت و الزام در کار باشد بسيار ناپسند است و تا حدي که ميسر است بايد از طريق بردباري و متانت و از روي کمال عقل و عاقبت انديشي با هر گونه سختي و خلاف طبع سازگاري نمود و همواره طرفدار صلح و آشتي و حسن سلوک بود.» 26

 

طلاق: پديده اى اجتماعى

 

مسأله «طلاق» در حيات انسانى داراى جنبه هاى گوناگونى است: از يك جهت، پديده اى حقوقى است كه در علم حقوق ـ به خصوص در بخش قانون مدنى ـ بررسى مى شود و از جهت ديگر، پديده اى اقتصادى است; به اين معنا كه هم مى تواند «خانواده» را به عنوان يك واحد اقتصادى بر پاى دارد و هم به اين معنا كه يك عامل اقتصادى مانند «مقدار درآمد خانواده» و به طور كلى، «فقر» موجب از هم گسيختگى خانواده مى شود.

 

از سوى ديگر، طلاق يك پديده روان شناختى است; چرا كه بر تعادل روانى فرزندان و بستگان خانواده به شدت تأثير مى گذارد. هم چنين يك پديده جمعيتى است; چون بر تركيب جمعيتى و ساختار آن اثر مى گذارد.( ) از سوى ديگر، طلاق يك پديده اجتماعى نيز هست; به اين معنا كه علل و زمينه هاى اجتماعى موجود و به طور كلى، ساختار جامعه مى تواند سبب از هم گسيختگى خانواده شود.

 

در اين مقاله، اين پديده از منظر اجتماعى و جامعه شناختى مورد بررسى قرار مى گيرد.

 

با يك نگاه جامعه شناختى عواملى كه به لحاظ اجتماعى در وقوع اين پديده مؤثر است و زمينه هاى بروز يا احتمال وقوع اين پديده را مهيا مى كند، بررسى مى شود:

 

عوامل اجتماعى طلاق

 

پيش از بررسى عوامل اجتماعى طلاق بجاست انواع عواملى كه در اين زمينه مؤثر است، به لحاظ نوعى و شكلى مورد كاوش قرار گيرد: در يك دسته بندى كلى، اين عوامل را مى توان به كلان، خرد و ميانه تقسيم كرد. منظور از «عوامل كلان» آن دسته عواملى است كه در كل جامعه وجود دارد. اگر ارزش هاى غالب اجتماعى يك جامعه لذت جويى هاى آنى، سودگرايى و نگاه ابزارى به همه چيز باشد، به طور طبيعى، خانواده به عنوان نهاد اجتماعى، كه منعكس كننده ارزش هاى آن است، از اين فرايند متأثر مى باشد. در چنين وضعيت اجتماعى، بنياد خانواده بسيار متزلزل است.

 

با وجود يك عامل ـ هر چند مهم نباشد ـ خانواده از هم گسيخته مى شود و ممكن است همان عامل علت اصلى طلاق شود و حال آن كه از نگاه دقيق جامعه شناختى، علت را بايد در جاى ديگرى ـ زمينه ها و شرايط اجتماعى ـ جستوجو كرد.

 

منظور از «عوامل خُرد» عواملى است كه بيش تر با فرد يا گروه هاى كوچك سر و كار دارد; مثل گروه هاى مرجع. (در ادامه، از اين عامل بحث به ميان خواهد آمد.)

 

«عوامل ميانه» ما بين عوامل خرد و كلان، دسته اى از عوامل حد وسط هستند كه كارسازند; مانند تعلّقات گروهى و حزبى يا خرده فرهنگ ها و شخص يا گروهى خاص.

 

نكته قابل تذكر آن كه اين تقسيم بندى با يك نگاه كل نگرانه قابل قبول است، وگرنه يك خط كشى دقيق وتعيين حدود مشخص بين آن ها كار مشكلى است.

 

علل و زمينه جامعه شناختى طلاق

 

خانواده

 

جامعه شناسان «خانواده» را اين گونه تعريف مى كنند: «خانواده گروهى است اجتماعى و متشكل از افرادى كه داراى روابط سببى (زن و شوهر) و احياناً نسبى (با وجود فرزندان) و گاه فرزندپذيرى با يكديگرند.»

 

در اين كه نوع خانواده و خويشان در هم بستگى ازدواج و ادامه آن نقش مهمى دارد، جاى ترديد نيست. جامعه شناسان تقسيم بندى هاى گوناگونى براى خانواده ذكر كرده اند. در اين جا، تنها آنچه به اين بحث مربوط مى شود ذكر مى گردد.

 

الف. خانواده گسترده: خانواده اى است كه در آن، چند نسل با يكديگر زندگى مى كنند.( )

 

ب. خانواده هسته اى: خانواده اى است كوچك، متشكل از زن و شوهر و احتمالاً فرزند يا فرزندان.

 

ويژگى هاى اصلى خانواده هسته اى بدين شرح است.

 

1. محدوديت ابعاد خانواده از نظر اسلاف; اين خانواده معمولاً جدا از والدين يا اقوام زوجين زندگى مى كنند.

 

2. محدوديت خانواده از نظر تعداد فرزندان; چنين خانواده اى حسب معمول، با تعداد اندكى از كودكان تشكيل مى گردد.

 

3. افقى بودن هرم قدرت; در خانواده هسته اى به طور معمول، تصميمات اساسى خانه از طريق گفتوگو و تبادل نظر اتخاذ مى شود. به تعبير ديگر، در آن «دموكراسى» كوچكى برقرار است.

 

4. نومكانى; خانواده هسته اى بر حسب معمول، در محلى جدا از والدين يا اقوام زوجين زندگى مى كنند و همين موضوع در افقى بودن هرم قدرت مؤثر است.

 

طلاق وتاثير بر کودکان

 

پيمان زناشويي و تشکيل خانواده در قوانين اسلام بسيار مورد تاکيد است و به همان اندازه هم انحلال آن يعني طلاق امري ناپسند و مغبوض است جز در موارد ضروري. همان طور که امام صادق (عليه السلام) از رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) چنين نقل مي فرمايد که: هيچ امري نزد خداوند محبوب تر از اين نيست که خانواده اي با ازدواج برپا و استوار گردد و هيچ چيزي مغبوض تر از اين نيست که خانواده اي در اسلام با طلاق و جدايي بر هم خورده و منحل گردد.

 

اسالم مسووليت سنگين جدايي و انحلال خانواده را برعهده مردم قرار داده و مداخله زن را در آن لازم ندانسته است چنانکه تشکيل خانواده و بستن عقد ازدواج را در اختيار قرار داده است.

 

سالانه هزاران هزار کودک که بايد در سايه صميميت و مهر و محبت پدرو مادر به رشد طبيعي خود ادامه دهند، در نتيجه طلاق در يک بحران اسفناک روحي و جسمي قرار مي گيرند. در حقيقت هر طلاقي يک بازنده دارد و آن گاهي مرد و برخي از اوقات زن و لکن اغلب بازنده اصلي صحنه طلاق بچه ها هستند. هنگام طلاق اغلب پدران و مادران چنان تنفري از يکديگر دارند که تنها مي خواهند از يکديگر جدا شوند و کودک در اين ميان درست مثل توپ بازي است که از اين دست به آن دست مي رود و والدين سعي مي کنند با هزارحقه و نيرنگ کودک را به طرف خود بکشانند. پيداست که چنين فرزنداني کمتر احساس آرامش مي کنند. کودکان اغلب به گوشه تنهايي مي روند و صحنه هاي اختلاف و نزاع جدايي پدر و مادر خود را در ذهن مجسم کرده و در وجود خود احساس کمبود مي کنند و در نتيجه غم و غصه سراسر جسم و روح آنها را فرا مي گيرد و چه بسا به امراض گوناگون مبتلا مي شوند و افراد بزرگ تر نيز براي رفع ناراحتي به دوستان و يا به اموري پناه مي برند که غالباً مضر به حال آنها مي باشد.

 

دليل آن نيز روشن و واضح است زيرا برداشتي که کودکان از طلاق دارند غير از آن برداشتي است که پدر و مادر از آن دارند. کودکان در عين حال که مي خواهند از مهر و محبت پدر و مادر خود بهره مند گردد، مايل هستند مطمئن شوند که آنها نيز يکديگر را دوست دارند و لکن بعد از طلاق اين بناي فکري اطفال به کلي بر هم مي خورند و نه تنها از مهر و محبت يکي از آنها يا هر دو محروم مي شوند بلکه در ضميرخويش اطمينان حاصل مي کنند که پدر و مادرشان ازاول يکديگر را دوست نداشته اند و آگاهي از اين حقيقت تلخ باعث مي شود که استنباط کلي کودک از زندگي و مهر و محبت و خلاصه پايه و اساس بناي روحي آنها متزلزل مي گردد و از اين بالا تر زندگي زناشويي آينده خود آنها نيز درمعرض مخاطره قرار مي گيرد.

 

از اين رو عجيب به نظر نمي رسد وقتي مي بينيم کودکاني که تا سن 10 سالگي در آغوش پدر و مادر خود وضع آرام و متعادلي داشته و کودکاني سالم بوده اند بعد از طلاق والدين، يک مرتبه گرفتار بحران روحي و ترس و اضطراب شده و تبديل به نوباوگاني درمانده و گرفتار و بيمار مي شوند.

 

عوامل طلاق :

 

 برخي از عوامل طلاق در جامعه ما به شرح ذيل مي باشند:

 

مهمترين دلايل طلاق توقعات نادرستي است که طرفين از يکديگر دارند.در عين حال موارد زير قابل اشاره است:

 

1- عدم آگاهي جنسي 2- شناخت نداشتن طرفين از يکديگر3- بيماري و يا نقص جسماني 4- نبود امنيت شغلي 5- تضاد فرهنگي ومالي وخانوادگي6- فقر مالي 7- عدم درک متقابل افراد از يکديگر8- افزايش آگاهي زنان از حقوق خود 9- رواج دوستيهاي به اصطلاح خياباني10- فحشاء و روابط جنسي خارج از سيستم خانواده11- ازدواج هاي اجباري12- عدم وجود بلوغ فكري13- زياده خواهي و توقعات نابجا و...

 

اما يکي از مهمترين عوامل طلاق در جامعه امروز ما بحران شخصيت است. همان بحراني که سبب مي شود ازدواج ها صورت گيرد. بحران تنهايي يا يک خلاء عاطفي خلائي است که باعث مي شود در سن پايين فرد تصميم به ازدواج بگيرد. با ازدواج اين گره يا عقده را از هم بگسلد. چنين افرادي که هنوز به بلوغ رواني کامل نرسيده و آگاهي لازم را جهت ازدواج ها ندارند، فقط براي اينکه تنهايي خود را پر کنند به سراغ ازدواج مي روند. اين افراد نه به روابط جنسي، نه به ماديات و نه به ظواهر و... به هيچ چيز توجه نمي کنند و تنها توجه آنها به تشکيل زندگي تازه و استقلال فردي در نتيجه جدا شدن از خانواده خود است. همين بحران شخصيت باعث مي شود که فرد به هيچ کدام از تفاوت هاي فرهنگي و... با فرد مقابل توجه نکند تا فقط به استقلال فردي دست يابد. پس به طور غيرمستقيم بحران شخصيت طلاق را نيز براي فرد رقم مي زند.

 

آثار و نتايج طلاق

 

طلاق از نظر رواني و حقوقي و اجتماعي آثاري دارد که بعضي از آنها مربوط به خود دو همسر است و بعضي ديگر به خانواده آنها و در صورتي که از آن ازدواج فرزنداني هم به وجود آمده باشند، جدايي تاثير بسيار قابل ملاحظه اي در وضعيت کودکان آنها از جهات مختلف خواهد گذاشت.

 

مهمترين اثري که دارد احساس جدا شدن، تنهايي و منزوي شدن فرد است که اين اتفاق احتمال سوءتعبيرها و حتي خودکشي را افزايش مي دهد و در اينجاست که فرد از زندگي لذت نمي برد و احساس پوچي به او دست مي دهد و با خود مي گويد من براي چه زنده ام؟ حالاچه بر سر من مي آيد؟ از اين پس چگونه بايد زندگي کنم؟ بعد از اين عامل بدبيني فرد نسبت به جنس مخالف و تعميم آن نسبت به همه افراد جامعه شکل مي گيرد. يک عامل که باعث تشديد اين حس مي شود که افراد جامعه نسبت به اين افراد احساس ترحم مي کنند و به آنها برچسب مي زنند، در نتيجه فرد احساس کمبود بيشتر کرده و تنهايي او تشديد مي شود. از طرفي دلسوزي بيش از حد اطرافيان و جامعه نيز باعث مي شود مشکلات روحي افراد مطلقه تشديد شده و جو بي اعتمادي به وجود آيد.

 

راه کارهايي براي پيشگيري وکاهش وقوع طلاق

 

طلاق ضربه و بحران زندگي است که تاثير عظيم بر شخص مي گذارد. افراد مشکلات مشترکي در مورد طلاق دارند. خيلي ها احساس شکست، خيانت و سردرگمي مي کنند. البته اين پايان داستان نيست و طلاق انتهاي راه نيست و راه حل هايي نيز وجود دارد که مي توان از طريق آن مشکل را قبل از وقوع حل نمود.

 

از آنجايي که ناآگاهي در زمينه هاي مختلف يکي از مهمترين عوامل طلاق است، بنابراين مشاوره دادن به افرادي که مي خواهند ازدواج کنند و بالابردن سطح آگاهي آنها، در جهت موفق بودن ازدواج کمک شايان توجهي است. اينکه از وقوع طلاق تا آنجا که ممکن است جلوگيري شود، پيش بيني هايي به عمل آمده و توصيه هايي شده است از جمله:

 

1- تاکيد فراوان درباره دقت در انتخاب همسر

 

2- توصيه مکرر به خوش رفتاري و گذشت از غفلت ها و تخلفات جزئي همسر که در زندگي معمولاپيش مي آيد.

 

3- تسلط بر نفس که خشم هاي آني غلبه نکنند و اقداماتي عجولانه انجام نگيرد.

 

4- تشکيل محکمه داخلي خانوادگي براي حل اختلاف دو همسر.

 

 

 

 

شعار سال 1397

شعار امسال «حمایت از کالای ایرانی» است؛ سال «حمایت از کالای ایرانی». این فقط مربوط به مسئولین نیست؛ آحاد ملّت همه میتوانند در این زمینه کمک بکنند و به معنای واقعی کلمه وارد میدان بشوند.

موضوع خطبه ها

موضوع اصلی:قیام امام حسین(ع)        

موضوع خطبه این هفته: ارزشهای عاشورا

مدت خطبه ها:35دقیقه

 

 

گنجینه های فرهنگی

کانال پیام رسان نماز جمعه

با کلیک برتصویر زیر درکانال سروش نماز آدینه از مطالب متنوع شامل:داستانهای اخلاقی، نکات پند آمیز ،احادیث،اخبارسیاسی ،نکات روانشناسی ، خطبه ها و تصاویر نمازگزاران…. بهره مند شوید.