29 آبان 1397 ساعت 11:17
 
 

اوقات شرعی

 
 


حج وآيات آن در قران کريم

 حج نمايشي عظيم از وحدت جامعه اسلامي است. هر مسلماني موظف است با رها شدن از همه قيد و بندها و پيوندهاي زندگي و پرهيز از همه روزمرگيها در اين نمايش عظيم شركت كند.

 

همه آنچه را كه رنگ و نشان است از خود بزدايد و از همه مرزهاي خيالي و پوچ نظامها و طبقات و برتريجوييها بگذرد و در ترازوي ميزان حج، يكرنگ و سراپا پاك و سفيدپوش قرار گيرد و در صحنه باشكوه حج ابراهيمي با تمام وجود تجسم بخش خاطره عظيم ابراهيم، هاجر و اسماعيل باشد تا در زمانه خود نيز ابراهيمگونه عمل كند و در راه خدا سختيها را هاجروار به جان بخرد و چون ابراهيم همه آنچه را عزيز ميدارد، براي خدا قرباني كند و مانند اسماعيل راهي قربانگاه عشق شود.

 

حج نمايشي است از تساوي و برابري، وحدت و يگانگي، چرخش حول يك محور و تمريني براي پيروزي بر نفس و غلبه بر خواهشهاي نفساني و همه اينها به اين شرط است كه انجام حج، با علم و آگاهي به دستورات خداوند همراه باشد تا مصداق اين سخن امام موسي بن جعفر (ع) نباشيم كه فرمودهاند: ‹‹ما اكثر الضجيج واقل الحجيج››

 

‹‹حج›› بر وزن ‹‹فعل›› در لغت به معني قصد است. اما هر قصدي را، حج نميگويند. بلكه به آن قصدي حج گفته ميشود كه تكرارپذير باشد. در واقع حج در لغت به معني "قصد مكرر" است. اما معني اصطلاحي حج در شرع مقدس اسلام چيز ديگري است. گروهي از مفسرين اسلامي حج را ‹‹قصد خانه خدا كردن براي انجام مناسك و اعمالي خاص در سرزمين خانه خدا›› تعريف كردهاند و برخي ديگر حج را اسمي براي مجموعه مناسكي دانستهاند كه در مشاعري خاص (منا، مشعر، عرفات) انجام ميشود و در واقع حج در اين معني تنها قصد خانه خدا كردن نيست. اما بر اين تعاريف اشكالاتي وارد شده است كه از باب شناخت و معرفت، نياز به ياد آوري دارد.

 

انواع حج

 

حج سه نوع است: 1- حج تمتع 2- حج قران 3- حج افراد

 

حج تمتع حجي است كه در آن عمره مقدم بر حج است. بر خلاف حج افراد و قران. حج افراد را به اين دليل افراد گفتهاند كه ارتباطي با عمره ندارد و حج قران را به اين دليل قران گفتهاند كه احرامش نزديك ذبح است. يعني حاجي قربانياش را با خود ميبرد و علامتي روي حيوان ميگذارد. حج تمتع را از آن رو تمتع گفتهاند كه در آن تلذّذ هست. چرا كه در عمره و بعد از احرام به آينه نگاه ميكند. در حج افراد ديگر نيازي به قرباني نيست. و حاجي فقط لبيك ميگويد و در عمره تمتع ديگر نيازي به طواف نساء نيست.

 

ميقات حج عمره تمتع براي اهل عراق محلي است به نام عتيق. و براي مردم يمن مكاني است به نام يلم لم و براي مردم طائف محل ميقات قرن المناظر است. براي مردم مدينه ميقات، محل مسجد شجره و در وقت ضرورت محلي به نام جعفه است. - جعفه در اصل ميقات اهل شام است - براي كساني كه منزلشان به عرفات نزديك، محل ميقات، خانه شان است و ميقات حج عمره شان حجرانه است يا تتميم يا حديبيه.

 

براي حاجي تمتع احكامي است كه بايد رعايت كند و به مواردي از آنها اشاره ميشود.

 

1- عمره تمتع بايد در ماههاي حج انجام پذيرد.

 

2- كسي كه حج تمتع به جا ميآورد. درست نيست كه طواف را قبل از عرفات وقوف درمشعر به جا آورد. بر خلاف حج افراد و قران كه قبل از موقفين، طواف را انجام ميدهد.

 

3- به جا آورنده حج تمتع بايد طواف حج، سعي بين صفا و مروه و طواف نساء را در روزهاي دهم و يازدهم انجام دهد و چنانچه در روز دوازدهم انجام دهد، گرچه حج او صحيح است، اما مرتكب گناه شده است. لكن در حج قران و افراد تا آخر، ذيحجه هم فرصت اينكارها را دارد و مرتكب گناه هم نميشود.

 

بررسي اجمالي تفسير برخي از آيات حج در قرآن كريم

 

‹‹ ان اول بيت وُضِعَ للناس للذي ببكه` مباركاً و هدي للعالمين فيه آيات بينات مقام ابراهيم و من دخله كان امنا و لله علي الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلاً و من كفر فان الله غني عن العالمين ››

 

(1) در حقيقت، نخستين خانهاي كه براي [عبادت ] مردم، نهاده شده، همان است كه در مكه است و مبارك، و براي جهانيان [مايه] هدايت است. در آن، نشانههايي روشن است [از جمله ] مقام ابراهيم و هركه درآن درآيد در امان است؛ و براي خدا، حج آن خانه، بر عهده مردم است، [البته بر] كسي كه بتواند به سوي آن راه يابد و هركه كفر ورزد، يقيناً خداوند از جهانيان بي نياز است.

 

در بررسي اين آيه توضيح چند مورد ضروري، به نظر ميرسد:

 

در تعريف كلمه ‹‹بكه›› در تفاسير آمده است: ‹‹مكه›› به معناي سرزمين مكه است. سرزميني با وسعتي مشخص و در جايي معلوم. اما بكه (بر وزن مكه) به قسمتي از سرزمين مكه گفته ميشود كه مسجدالحرام نام دارد. در واقع ‹‹بكه›› محل مسجدالحرام است در داخل سرزمين مكه.

 

‹‹ بكه›› از فعل بك ‹‹به›› دو معنا آمده است:

 

1- ‹‹بك›› به معني ‹‹زحم›› يعني تزاحم ايجاد كرد (زحمت داد) و به اين دليل به مسجدالحرام ‹‹بكه›› گفتهاند كه مردم در اين سرزمين جمع ميشوند و ازدحام ميكنند.

 

2- ‹‹بك›› به معني ‹‹دق›› يعني كوبيد، خرد كرد و به اين دليل به مسجدالحرام بكه ميگويند كه گردن انسانهاي ظالم و جابر را ميشكند و به آنها اجازه گردن فرازي نميدهد.

 

ان اول بيت وضع للناس: همانا اولين خانهاي كه براي عبادت مردم وضع شد ‹‹كعبه›› است. روايت است كه از پيامبر (ص) پرسيدند: اولين مسجد كجاست؟ ايشان پاسخ دادند: مسجدالحرام اولين است و بعد از آن بيت المقدس.

 

از حضرت علي (ع) سؤال شد: آيا اولين خانه همين بناي كعبه است؟ ايشان در پاسخ فرمودند: ‹‹لا، قد كان قبله بيوت. لكنه اول بيت وضع للناس.››

 

« نه قبل از آن هم خانههايي بود. لكن كعبه اولين خانه است براي همه مردم.»

 

تعابير ديگري نيز در مورد ‹‹اول بيت›› آمده است:

 

برخي از مفسرين گفتهاند: كعبه اولين بنايي بوده كه ساخته شده و توسط ابراهيم نبي(ع) بنا شده است. سپس افرادي از جُرهم اين خانه را تجديد و تعمير كردند. سپس اين خانه منهدم شد و عدهاي به نام امالته آن را مجددا ساختند و سپس دوباره خراب شد و قريش بعدها آن را تجديد بنا كرد.

 

عبدالله بن عباس در مورد تفسير ‹‹اول بيت›› چنين گفته است: كعبه اولين خانهاي است كه بعد از طوفان نوح زيارت شد و به اين دليل به آن اول بيت گفتهاند. عدهاي ديگر از مفسرين در اين باره گفتهاند: اولين خانهاي كه هنگام خلقت آسمانها و زمين بر روي آب پديدار شد كعبه بوده است.

 

ابن عباس ميگويد: خداوند اين خانه را 2000 سال قبل از آفرينش زمين آفريد و آن بر روي آب، سپيد و پيدا بود، تازمانيكه زمين گسترده شد و اين خانه بر روي زمين پديدار گشت. يعني اين مكان اولين خشكي است كه آفريده شد. در قولي ديگر كعبه را اولين خانهاي دانستهاند كه آدم روي زمين ساخته است.

 

و نيز گفتهاند: هنگامي كه آدم بر روي زمين هبوط كرد، ملائكه به او گفتند: اي آدم، در اطراف اين خانه طواف كن زيرا ما 2000 سال قبل از تو طواف كرديم. همچنين درباره اول بيت گفته شده: در جاي كعبه پيش از آدم خانهاي بود كه به آن ‹‹ضراح›› ميگفتند و در طوفان نوح آن خانه به آسمان برده شد تا ملائكه طوافش كنند.

 

ونيز آوردهاند: اين خانه از نظر شرافت و فضل و كرامت اول است نه از نظر بنا. در روايتي ديگر از ابوخديجه نقل شده كه امام صادق (ع) فرمودند: خداوند اين خانه را از بهشت فرود آورد و چون درّي سفيد و درخشنده بود. بعد بار ديگر آن را نزد خود در آسمانها برد و اساس و پايه آن باقي ماند و به امتداد آن، اساس و پايه اين خانه پي ريزي شد. هر روز هفتاد هزار ملك بر اين خانه وارد ميشوند و ديگر به آسمانها بر نميگردند. وقتي خداوند حضرت ابراهيم(ع) را مأمور ساختن كعبه كرد، در واقع ابراهيم نبي(ع) كعبه رابر روي پايههاي باقي مانده بالا برد. ‹‹و اذ يرفع ابراهيم القواعد من البيت و اسماعيل››

 

«هنگامي كه ابراهيم و اسماعيل پايههاي خانه [كعبه] را بالا بردند...»

 

واژه ‹‹مبارك›› از ديگر واژههاي اين آيه شريفه است. اين كلمه از ريشه ‹‹بَرَكَ›› گرفته شده. ‹‹برك›› معاني مختلفي دارد. 1- چشمه (بركه) 2- خير كثير و مستمر

 

علت به كار بردن اين صفت براي بكه اين است كه: كسي كه به حج ميرود تا آخر عمر فقير و درمانده نميشود و كساني كه حج به جا ميآورند به نوعي غنا دست مييابند كه چون از بابت خانه خداست با بركت است. كساني كه با فرد متبرك در ارتباطند نيز از او فيض ميبرند و اين بركت نصيب كسي ميشود كه اعمال حج را به قصد زيارت خانه خدا انجام دهد و آنجا معتكف شود و نتيجه آن اين است كه گناهانش بخشيده ميشود و فقر از او دور ميگردد و رزق او بسيار ميشود.

 

في آياتٍ بينات: در اين قسمت از آيه، آيات به معناي دلالتها و نشانههاي چيزي است كه آدمي را راهنمايي ميكند. بيّن يعني: واضح، روشن.

 

مقام ابراهيم: در اينجا اين سؤال مطرح ميشود كه اگر آيات بينات و مقام ابراهيم به هم عطف شدهاند، پس چرا آيات بينات به صورت جمع آمده و مقام ابراهيم به صورت مفرد؟ آيا صحيحتر نبود كه آيه چنين ميآمد: ‹‹فيه آيت بينه، مقام ابراهيم››؟ شايد پاسخ اين باشد كه منظور از ابراهيم يك نفر نيست بلكه ابراهيم "امت " است. امتي كه نوعي جمعيت در آن يافت ميشود. ميتوان براي اين سؤال پاسخ ديگري متصور شد و آن اينكه مقام ابراهيم خود آياتي دارد كه از آن جمله است: اثر پاي حضرت ابراهيم (ع)، چيدن بعضي سنگها بر روي بعضي ديگر. حفظ كردن خانه خدا از آسيب مشركين و...

 

عدهاي از مفسرين براي پاسخ به اين سؤال به مطلب ديگري اشاره ميكنند و آن اينكه مقام ابراهيم خود ازآيات و نشانههايي است كه در ‹‹بكه›› - كعبه - وجود دارد و قسمتهاي بعدي آيه مانند ‹‹و من دخله امنا›› خود از آيات بينه هستند.

 

اما نويسنده كتاب كنز العرفان - فاضل مقداد - معتقد است بهترين پاسخ اين سؤال اين است كه: از نظر دستورزبان عربي مقام ابراهيم عطف بيان براي آيات بينات نيست بلكه خبر است براي ان. چرا كه جاي جاي بيت الله الحرام جاي پاي ابراهيم (ع) است و ديگر نيازي نيست كه دليل بياوريم كه چرا آيات جمع است و مقام ابراهيم مفرد.

 

و اما در شأن نزول آيه فوق اينطور آمده كه: يهوديان مسجدالاقصي را برتر از مسجدالحرام و كعبه ميدانستند و خداوند با نزول اين آيه دلايل برتري كعبه را بر مسجدالاقصي بيان ميكند. آنجا كه از كعبه به عنوان محل و جايگاه قدوم شيخ النبيين ابراهيم (ع) نام ميبرد.

 

و من دخله كان امنا: خداوند در اين آيه دعاي ابراهيم را اجابت كرده است. آنجا كه ابراهيم به خداي خود ميگويد: "رب اجعل هذا بلداً امنا››

 

پروردگارا، اين [سرزمين] را شهري امن گردان.

 

و خداوند در اجابت دعاي او ميگويد: " و من دخله كان امنا"

 

"امن" يعني در امان - يعني كسي كه ضرر ديگري به او نرسيده است.

 

شايد در بطن اين جمله نوعي حالت امري وجود داشته باشد. يعني ديگران نبايد به كسي كه در اين مكان است متعرض بشوند و اين مسأله بيانگر اين مطلب است كه اين خانه و شهر شرافت و كرامت خاصي دارد. چرا كه فرمان امنيت خانه از شرافت اين خانه منشأ گرفته است. فقهاي شيعه به اين فتوا معتقدند كه: اگر كسي كه بايد مورد مجازات قرار بگيرد و حد يا تعزير شود يا حتي كشته شود، اگر به حرم الهي پناهنده شود، هيچ كس حق تعرض به او را ندارد. از علماي مذاهب ديگر ابوحنيفه اين فتوا را قبول دارد اما شافعي آنرا رد كرده است.

 

از امام باقر (ع) روايت داريم كه: امنيت اين دنيا زودگذر است اما: "من دخله عارفاً بجميع ما اوجبه الله عليه كان امنا في الاخره` من العذاب الدائم." هر كس با معرفت كامل به تمام آنچه كه خداوند بر او واجب كرده است، به حرم وارد شود، در صراط از عذاب الهي در امان است."

 

به ديگر معنا، تنها امنيت دائمي، امنيتي است كه به واسطه خانه امن خدا، انسان از آن بهرهمند ميگردد. "الناس" واژه ديگري است كه نياز به تأمل دارد. "الناس"يعني همه مردم. الناس بيانگر عموميت حكم است. اما در ادامه آيه اين تكليف از سه دسته ساقط ميشود: دسته اول: كودكان تا زماني كه بالغ شوند. دسته دوم: ديوانگان تا زماني كه سر عقل بيايند. و دسته سوم شخصي كه در خواب است تا وقتي كه بيدار شود. و كسي كه اسير است تا وقتي كه آزاد شود. و اما درتفسير استطاعت، تعابير بسياري مطرح شده است. از جمله اينكه فرد از مرض در امان باشد. فرصت و زمان رفتن را داشته باشد و راه سفر او بيخطر باشد. در حديثي از پيامبر (ص) آمده است: منظور از استطاعت زاد و راحله است. يعني توشه و مركب براي سفر. اما اهل سنت استطاعت را بسيار محدود ميكنند. يعني ميگويند: تنها شرط وجوب حج سلامتي است و بدين ترتيب آنها استطاعت را محدود به سلامت فرد ميدانند.

 

شافعي رئيس مذهب شافعي در استناد به حديث پيامبر (ص) استطاعت را به مال ميداند. در حديث ديگري آمده است كسي كه زمينگيرست و مال دارد بايد نائب بگيرد و حج خود را درزمان حيات خويش به جا آورد. مالك پيشواي مذهب مالكي استطاعت را به توان بدني تعبير ميكند. كسي كه ميتواند راه برود مستطيع است حتي اگر ره توشه نداشته باشد.

 

ابوحنيفه مؤسس مذهب حنفي در مورد استطاعت هم استطاعت مالي و هم استطاعت و سلامت بدني را مد نظر دارد. همان چيزي كه فقه شيعه به آن معتقد است.

 

 

 

 

شعار سال 1397

شعار امسال «حمایت از کالای ایرانی» است؛ سال «حمایت از کالای ایرانی». این فقط مربوط به مسئولین نیست؛ آحاد ملّت همه میتوانند در این زمینه کمک بکنند و به معنای واقعی کلمه وارد میدان بشوند.

موضوع خطبه ها

موضوع اصلی:قیام امام حسین(ع)        

موضوع خطبه این هفته:رسالت سجادی

مدت خطبه ها:35دقیقه

 

 

گنجینه های فرهنگی

کانال پیام رسان نماز جمعه

با کلیک برتصویر زیر درکانال سروش نماز آدینه از مطالب متنوع شامل:داستانهای اخلاقی، نکات پند آمیز ،احادیث،اخبارسیاسی ،نکات روانشناسی ، خطبه ها و تصاویر نمازگزاران…. بهره مند شوید.