24 مهر 1397 ساعت 21:49
 
 

اوقات شرعی

 
 


امید آینده ساز

مقدمه
  ازمسائل مهمي است که همواره مورد توجه معلمان و متوليان فرهنگي كشور بوده ، مسئله امید وامیدواری  است. در هر زمان ، انديشمندان و متفکران درباره اين موضوع ، تحقيقات علمي و عملي داشته و نظرات کاربردي مهمي ارائه نموده اند. در منابع اسلامي « قرآن و روايات » نیز، مسئله امید  انسان  در راستای رشد معنوي و رسيدن انسان به کمالات، مورد توجه قرار گرفته است وهمواره از مهم ترين برنامه هاي انبياء الهي و کتب آسماني بوده است. در اين مختصر، به موضوع امید وامیدواری را از ديدگاه قرآن و از منظر رهبر کبیر انقلاب ومقام معظم رهبری نيز نقش سازنده آن در آینده انقلاب اسلامی پرداخته شده است.

امید از دیدگاه اسلام :
   اميد حالتي روحي ، رواني و برانگيزاننده انسان به کار و فعاليت است. به طور طبيعي، انگيزه بشر در کارهاي اختياري ، همان اميد به نفع يا ترس از زيان است. در واقع، خوف و رجا به منزله نيروي اجرايي و عامل مستقيم در انجام كارها و رفتار انساني است و او را در راه رسيدن به هدف ، به حركت وامي دارد.
حال اگر اميد، از معرفت و شناخت نسبت به مبدأ و معاد حاصل شود، اساس همه تلاش هاي مفيد انساني ، منشأ اصلاح امور در جامعه و رسيدن شخص به سعادت ابدي خواهد بود ؛ همان گونه که نااميدي و قطع اميد نسبت به خدا و روز قيامت منشأ فسادها و منتهي شدن کار انسان به شقاوت ابدي است. (محمدتقي مصباح، اخلاق در قرآن، ج 1، ص 400)
همين که انسان به آينده روشن اميد داشته باشد، احساسي نيکو و پرنشاط به وي دست داده ، در او انگيزه کار و تلاش ايجاد شده و او را به فعاليت هاي صحيح زندگي وادار مي کند. (غلامحسين معتمدي، انسان و مرگ ،درآمدي بر مرگ شناسي، ص 40)
 قرآن براي تشويق و ترغيب انسان به کارهاي شايسته، بهره فراواني از اميد برده است.
در ادامه ، به چند آيه در اين زمينه اشاره مي شود:
خداوند به بندگان ، نسبت به ديدار خود اميد مي دهد:
«مَن کَانَ يَرْجُوا لِقَاء اللّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللّهِ لاَتٍ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» ، کسي که به ديدار خداوند اميد دارد بداند که اجل او از سوي خدا آمدني است و اوست شنواي دانا. (قرآن كريم ، سوره عنكبوت ، آيه 5)
اميدواران به لقاي الهي، که همان مؤمنان هستند، بايد بدانند که ملاقات با خداوند، وعده اي حتمي و قطعي از طرف پروردگار است . بنابراين، لازم است اميدواران به تلاش و فعاليت روي آورند تا با سربلندي به لقاي پروردگارشان برسند.
اگر اميد در دل انسان وجود داشته باشد، منشأ اثر خواهد شد. نشانه بارز اميد به خداوند و روز قيامت، انجام عمل شايسته است. قرآن مي فرمايد:
«... فَمَن کَانَ يَرْجُوا لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحا وَلاَ يُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدا» ، هر کس اميد به لقاي پروردگارش (روز قيامت) دارد، بايد عمل صالح بجاي آورد و کسي را در عبادت پروردگارش شريک نسازد. (سوره كهف ، آيه 110)
تنها راه رسيدن به رضايت خداوند و پاداش هاي وي، کارهاي شايسته و پرستش خالصانه اوست. تا وقتي اخلاص و انگيزه الهي در عمل انسان نباشد رنگ عمل صالح به خود نمي گيرد. کسي که عمل شايسته ندارد، نبايد به رحمت و آمرزش خدا اميد داشته باشد.
شخصي به امام صادق عليه السلام عرض کرد: عده اي از ياران شما مرتکب گناه شده، مي گويند: ما اميدبه لطف و بخشش خدا داريم. امام فرمود: «دروغ مي گويند؛ آنان پيرو ما نيستند، گروهي اند که آرزوهاي بي پايه بر آنان غلبه يافته است. هر کس به چيزي اميد دارد براي آن کار و فعاليت مي کند، و هر کس از چيزي بترسد از آن فرار مي کند.» (محمدبن يعقوب کليني، اصول کافي، ج 2، ص 68)
هم چنين حضرت علي (ع) مي فرمايد: «از کساني مباش که بدون عمل شايسته، به آخرت اميد دارند، و توبه را با آرزوهاي دراز به تأخير مي اندازند.» (نهج البلاغه، حکمت 150)
باور به معاد، حتي در حد اميد، عامل گرايش به عمل است و در تنظيم زندگي سالم و تصحيح رفتارها و باورهاي انسان نقش اساسي دارد.
خداوند در آيه ديگري مي فرمايد:
«إِنَّ الَّذينَ آمَنُواْ وَ الَّذينَ هَاجَرُواْ وَ جَاهَدُواْ فِي سَبيلِ اللّهِ أُوْلئِکَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» ، آنان که ايمان آورده اند و کساني که هجرت نموده و در راه خدا جهاد کرده اند، آنان به رحمت خدا اميدوارند، و خداوند آمرزنده مهربان است. (سوره بقره ، آيه 218)
در اين آيه، اميدواري مؤمنان و مهاجران به رحمت خدا ذکر شده است. هرچند اميد حالتي رواني است، ولي آثار آن در عمل آشکار مي گردد. در واقع، آنان که در راه خدا هجرت و جهاد مي کنند، مي توانند ادعاي اميد به رحمت الهي داشته باشند.
 ايجاد اميد با توبه و شفاعت
 انسان موجودي است ضعيف و در تمام مراحل زندگي نيازمند عنايت الهي است. نفس آدمي مؤثرترين عامل در انحطاط يا ارتقاي اوست. برخي مردم مرتکب لغزش ها و نافرماني خدا شده، در مبارزه با نفس شکست
مي خورند و در اين هنگام است که نااميدي به سراغ آنان آمده و براي هميشه از رستگاري و رسيدن به کمالات انساني مأيوس مي شوند. وقتي انسان راه بازگشت را به روي خويش بسته مي بيند، بدون تجديدنظر در رفتار خود و با توجه به تيرگي افق آينده ، به هر سرکشي و طغياني دست مي زند. تجسم اعمال زشت و سنگيني آن ها، انسان را دچار اضطراب و فشار رواني مي گرداند و چه بسا به افسردگي دچارشود.
خداوند با عنايتي که به بندگان خويش دارد، راهي براي آنان قرار داده است تا هر اندازه كه آلوده به گناه و نافرماني حق باشند، راه نجات برايشان فراهم و امکان جبران مهيّا باشد؛ توبه و بازگشت به سوي پروردگار راهي است که خدا در برابر انسان ها قرار داده است تا از يأس و نوميدي بپرهيزند و بدانند آفريدگارشان پذيرنده افراد عاصي است.
آيات قرآن در باره توبه ، نشان دهنده رحمت الهي نسبت به تمام بندگان است؛ چنان که هر کس با هر گناهي، اگر به طور حقيقي به سوي پروردگارش رود، با آغوش باز پذيراي او خواهد بود و گناهانش را
مي آمرزد. (سوره شوري ، آيه 25 / نساء ، 145 و 146 / هود ، 9)
اگر افراد مجرم در اشتباهات خود تجديدنظر کنند، راه نجات برايشان باز است و از بيراهه باز مي گردند.
احساس گناه يکي از عوامل اضطراب و افسردگي و مايه خستگي روح انسان است که باعث سرخوردگي در زندگي مي شود. فرد گنه کار احساس پوچي كرده و انگيزه ادامه زندگي را از دست مي دهد و اين موجب نااميدي در او مي شود. فردي که براي خود آينده اي مبهم و تاريک ترسيم کرده است و وضعيت خود را نامشخص مي داند و يا در انتظار عذاب الهي پس از مرگ نشسته است، نااميدي به سراغش مي آيد و او را دچار فشارهاي رواني و اضطراب مي سازد. اما اگر بداند که آمرزش الهي نصيب او خواهد شد، اميد در او ايجاد شده، تلاش خويش را به کار مي بندد تا مرتکب گناه نشود و اگر در صورت غفلت، مرتکب نافرماني الهي شد، مأيوس نمي گردد.
 شفاعت
 «شفاعت» در لغت به معناي ميانجيگري، وساطت و پا در مياني کردن است  و در قرآن بدين مفهوم است که فرد گنه کار با داشتن برخي جنبه هاي مثبت، هم چون ايمان و انجام برخي اعمال شايسته، شباهتي با اولياي الهي پيدا کرده، آنان با عنايات خود او را به سوي کمال سوق دهند و از پيشگاه ربوبي براي او درخواست آمرزش کنند. (راغب اصفهاني، مفردات الفاظ القرآن، ص 457)
اعتقاد به شفاعت نيز پديدآورنده اميد در دل گنه کاران بوده و مايه نشاط، ادامه فعاليت و بازگشت آنان از نيمه راه زندگي به سوي خدا مي گردد. اگر مفهوم شفاعت به طور صحيح شناخته شود، نه تنها موجب جرأت بر گناه و نافرماني پروردگار نمي گردد، بلکه سبب مي شود تا نور اميد در دل عده اي ايجاد شود و بتوانند به وسيله اولياي الهي آمرزش خدا را نسبت به گذشته تاريک خود جلب کنند و از عصيان و سرپيچي دست برداشته، به سوي حق بازگردند.
 
علت وضع شفاعت اين است که در افراد اميد ايجاد شود. بسياري از افراد بر اثر غلبه هواي نفس مرتکب گناهان سنگين شده، گرفتار يأس از بخشودگي در پيشگاه خدا مي شوند و چون راه بازگشت را به سوي خود بسته مي بينند، حاضر به تجديدنظر در رفتار خود نمي گردند و به آلودگي بيشتر دست مي زنند. اميد به شفاعت اولياي خدا به آن ها نويد مي دهد که اگر همين جا توقف کنند و خود را اصلاح کنند، از راه شفاعت، گذشته شان جبران مي شود.
از سوي ديگر، يکي از مهم ترين شرايط شفاعت، اذن و اجازه خداوند است، که اگر اجازه او نباشد هيچ کس قادر بر شفاعت نيست.( سوره طه ، آيه 109/ سوره انبياء ، آيه 28)
کسي که اميد و انتظار شفاعت دارد بايد اجازه پروردگار را به نحوي فراهم سازد؛ يعني کارهاي خداپسندانه انجام دهد تا به مقام رضايت الهي برسد.
 نااميدي و زيان هاي آن
 چنان چه اشاره شد، اميد در زندگي انسان، باعث انجام کارهاي شايسته و تلاش هاي مفيد و پرثمر مي شود. انسان اميدوار، هم در اين دنيا راحت و سالم زندگي مي کند و هم در آخرت از نعمت هاي فراوان الهي
بهره مند مي گردد. در برابر اميد، نااميدي قرار دارد که زيان هاي فراواني براي فرد و جامعه به دنبال دارد. کسي که به علل گوناگوني همچون تبليغات دشمن، عجول بودن و فقدان آينده نگري، احساس ناتواني، احساس خود کم بيني و مشکلات جسمي، به زندگي در اين دنيا اميد ندارد و کسي که از آمرزش پروردگار نااميد است، زندگي را هيچ و پوچ مي داند. او از هم اکنون ناراحت است که چه پيش خواهد آمد و چه سرنوشتي در انتظار اوست.
از اين رو، به هيچ کار مهمي دست نمي زند و هيچ اقدام مثبتي انجام نمي دهد و چون اميدي به آينده ندارد، مرتکب جنايات بزرگ و خطرناگ مي شود. روان شناسان براي افسردگي نشانه هايي ذکر کرده اند که يکي از آن ها نوميدي است. فرد افسرده نسبت به آينده بدبين و نوميد بوده و بوي بهبودي از اوضاع جهان احساس نمي کند. فرد نوميد احساساتي همچون تنهايي، وازدگي، غمزدگي و بيروحي دارد که اين امر منجر به سرخوردگي بيشتر او مي شود.
 خداوند درباره نوميدي به سبب کم ظرفيتي انسان مي فرمايد: «وَ لَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ ليؤوسٌ کَفُورٌ وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ» ، و اگر از جانب خود رحمتي به انسان بچشانيم، سپس آن را از وي باز گيريم قطعا نوميد و ناسپاس خواهد شد؛ و اگر پس از محنتي که به او رسيده است نعمتي به او بچشانيم، حتما خواهد گفت: گرفتاري ها از من دور شد. بي گمان، او شادمان و فخرفروش است.( سوره هود ، آيه 9-10 / اسراء ، آيه 83)
افرادي که تنها زمان حال را ديده و از امور ديگر غافلند، هنگام از دست دادن امکانات و موهبت هاي مادي، از رحمت الهي نااميد شده، تدبير خداوند را در هستي منکر مي شوند. گويا امکانات مادي را حق مسلم خود دانسته، خدا را مالک آن ها نمي شناسد. چنين افرادي پس از گذر از سختي ها و دست يابي به
موهبت هاي دنيوي، به شادماني بسيار، تکبر و فخرفروشي، که صفات نکوهيده اي هستند، مبتلا خواهند شد و آن چنان به خود مغرور مي شوند که تصور مي کنند همه مشکلات و ناراحتي هاي آن ها برطرف شده و هرگز باز نخواهند گشت.
بدين دليل، شادي و سرمستي بي حساب و فخرفروشي بيجا به حدي سر تا پاي آنان را فرا مي گيرد که از شکر نعمت هاي پروردگار غافل مي مانند.
اين افراط و تفريط بلاي بزرگي است که بدان مبتلا شده اند و سبب مي شود اينان هرگز نتوانند در زندگي موضعي متعادل و صحيح داشته باشند؛ گاه مغرور و متکبر و گاه نااميد مي شوند. از اين رو، دايم در حال تشويش و دلهره اند.
فقط افراد با ايمان، که روحي بلند و شرح صدر دارند و در برابر شدايد و حوادث سخت زندگي صبر را پيشه خود ساخته و در همه حالات از کارهاي شايسته فروگذار نمي کنند از اين دو حالت افراط و تفريط بيرونند؛ آنان هنگام فراواني نعمت مغرور نمي شوند و خدا را فراموش نمي کنند و هنگام سختي ها و مصيبت ها از رحمت خدا نااميد نشده و به تدبير او در هستي کافر نمي شوند و به همين دليل، براي اينان آمرزش از گناهان و پاداش بزرگ الهي (بهشت) خواهد بود. (ناصر مکارم شيرازي و ديگران، تفسير نمونه ، ج9، ص31)
 بنابراين ، راه مبتلا نشدن به يأس و نااميدي دو امر است: صبر و تحمّل مشکلات ؛  ايمان به اين واقعيت که نعمت ها در يد قدرت الهي اند؛ به هر کس بخواهد و مصلحت بداند مي دهد و از هر کس بخواهد مي گيرد و به آنکه گرفته است، مي تواند بازگرداند.
خداوند در آياتي چند ، بشر را از نااميدي باز داشته است؛ مي فرمايد: «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَي أَنفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ ...»، بگو اي بندگان من که بر خويشتن زياده روي روا داشته ايد، از رحمت خدا نوميد مشويد. (سوره زمر ، آيه 53)
به دليل ضررهاي فراواني كه نااميدي در پي دارد ، خداوند با لحني آکنده از محبت و لطف، آغوش رحمت خويش را باز کرده و فرمان عفو عمومي صادر کرده است؛ مي فرمايد: به بندگان گنه کار من بگو: هر اندازه گناه کرديد، مبادا از رحمت الهي نااميد شويد، بلکه با توبه کارهاي زشت خويش را تدارک کنيد. از آيه استفاده مي شود که نااميدي از گناهان بزرگ است.
امام صادق عليه السلام مي فرمايند: «... نااميدي از رحمت خداوند، از بزرگ ترين گناهان نزد پروردگار است.» (محمدبن يعقوب کليني، اصول كافي، ج 2، ص 544)
حضرت علي (ع) نيز مي فرمايد :
اگر نوميدي بر دل چيره شود، تأسف خوردن آن را از پاي درآورد.» (نهج البلاغه ، حكمت 108)
برخي آيات قران كريم ، قطع اميد نسبت به خدا و روز قيامت را منشأ فسادها، تبه کاري ها، انجام کارهاي ناپسند، طغيان و سرکشي و منتهي شدن کار انسان به شقاوت ابدي مي دانند . (سوره يونس ، آيه 15-11-8-7 / فرقان، آيه 21)
اميد به رحمت خداوند، که قدرت بي انتهاست، مطابق فطرت انسان است. اما اگر فطرت پوشيده شود نااميدي به سراغ او مي آيد. يأس از رحمت پروردگار محدود کردن رحمت او و نيز عفو و آمرزش الهي را ناديده گرفتن است؛ چنان که اميد محرک انسان به فعاليت و تلاش بود، نااميدي سبب بازماندن او از عمل و دست کشيدن از جديت در کارها و بريدن از بندگي خداست.
بايد بدانيم كه شيطان ابتدا بنده را فريب مي دهد و با گناهان کوچک و بزرگ او را مشغول مي سازد و چون مدتي بدين صورت اورا سرگرم كرد ، اگر باز در او نورانيتي ديد که احتمال توبه و بازگشت به سوي حق در او وجود داشت، او را به يأس از رحمت مي کشاند و به او مي گويد: از تو گذشته و کار تو اصلاح پذير نيست. اين دام بزرگي است که شيطان بر سر راه بندگان گذارده، تا آنان را از درگاه پروردگار روي گردان کند. اگر چنين حالتي براي فردي پيش آمد، ضررهاي فراواني براي خود و ديگران دارد. چنين فردي دنبال فعاليت نمي رود و از زندگي دنيا باز مي ماندو چون براي آخرت نيز کار شايسته اي انجام نداده است، پس از مرگ، از عذاب الهي در رنج است.
اين مطلب را با سخني از امام صادق به پايان مي بريم : امام (ع) مي فرمايد: «در سفارشات لقمان به فرزندش امور عجيبي بود؛ عجيب ترين آن ها اينکه از خداوند آن گونه بترس که اگر در درگاه او خوبي هاي جن و انس را آوردي، تو را عذاب مي کند؛ و به خدا اين گونه اميدوار باش که اگر گناهان جن و انس را بياوري تو را مي آمرزد.» سپس امام فرمودند: «هيچ بنده مؤمني نيست جز اينکه در دل او دو نور است: نور اميد و نور بيم، که اگر هر کدام را وزن کنند بر ديگري نچربد.» (محمدبن يعقوب کليني، اصول كافي،ج2 ، ص 55)
 امید به آینده انقلاب اسلامی از نگاه امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری
یـکـى از اهـداف انـقـلاب اسلامى ایران از دیدگاه و سیره عملى امام خمینى (ره ) و مقام معظم رهـبـرى نـفـى وضـع گـذشـتـه ، بـهـبـود و سـامـان یـابـى حال و ترسیم نظام ایده آل آینده است و دلیل رویکرد به اندیشه امام و رهبرى از آن روست کـه انـدیشه هاى تابناک حضرت امام خمینى (ره )، فرهنگ جامع انقلاب اسلامى است که با تـار و پـود اعـتـقـادات دیـنـى مـردم در هـم تـنـیـده اسـت و در لحـظـه هـاى زنـدگـى نسل اول و دوم انقلاب حضور مستمر دارد. گفتار و نوشتارهاى مقام معظم رهبرى نیز ترسیم کـنـنـده ادامـه راه امـام و زمـیـنـه سـاز اجراى طرح ها براى استحکام بنیان هاى نظام جمهورى اسـلامـى اسـت . طـراحـى آیـنـده و هـدف گـذارى هاى امام و رهبرى از عمق درایت ، هوشیارى و امـیـدوارى بـه آیـنـده و اعـتـقـاد بـه الهى بودن این انقلاب حکایت مى کند زیرا این یک وعده قرآنى است که فرموده :
((خدا به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده اند وعده داده است که حتما آنـان را جـانشین (خود) قرار دهد. همان گونه که کسانى را که پیش از آنان بودند جانشین (خود) قرار داد و آن دینى را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنى مبدّل گرداند.))
از ایـن رو امـام و رهبرى به آینده کاملا امیدوار بودند و ضمن نگرانى از برخى نارسایى هـا و دغـدغـه هـا از کـژ راهه ها و آسیب هایى که مسیر تکاملى انقلاب را تهدید مى کند، افق نـظـام و انـقلاب را روشن مى دیدند و یاءس را که از جنود شیطان است طرد مى کردند و از مـدیـران و اصحاب رسانه مى خواستند که با تمام توان و امکانات و کارکردهاى مثبت خود افق آینده را در چشم مردم روشن ترسیم کنند و روح امید باور و خود اتکایى و خود باورى را بـراى رسیدن به آن قله هاى رفیع بدهند و این بزرگترین خدمت به انقلاب اسلامى و نـظـام مـردم سـالارى دیـنـى اسـت . ان شـاء اللّه ایـن رهـنمود و بایسته هاى امام و رهبرى در مـوضـوع الزامـات آنـیـده انـقـلاب اسـلامـى مـسـئولیـت مـدیـران و فرماندهان سپاه را براى بـرافـراشـتـه نـگـاهـداشـتـن پـرچـم پـرافـتـخـار انـقـلاب و هـراسـت و حـفـظ و تحویل آن به نسل فردا بازشناسد.
مـن امـیـدوارم کـه به یُمن برکت حضرت صاحب ـ سلام اللّه علیه و روحى فداه ـ این کشور، کشور پیشرفته اى بشود، از حیث اخلاق ، از حیث دیانت ، از حیث معنویات و از حیث همه چیزها، و مـادیـات و هـمـه چیز. و بحمد اللّه ما هر روزى را که مى گذرانیم از روز سابق براى ما بهتر است .))
نـظام جمهورى اسلامى در نظر امام و رهبرى زمینه ساز ظهور حق در گستره گیتى و حاکمیت الگـوى تـوحـیـدى امت و امامت معصوم است . و تلاش در تمام حوزه هاى مطرح این بحث زمینه سازى براى ظهور حضرت است . امام خمینى به صراحت اعلام مى کند:
مـسـئولان مـا بـایـد بـدانـنـد کـه انقلاب ما محدود به ایران نیست . انقلاب مردم ایران نقطه شـروع انـقـلاب بـزرگ جـهـان اسـلام بـه پرچمدارى حضرت حجت ـ ارواحنا فداه ـ است که خـداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منّت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.
امـام ضـمـن نـقـد تـفـکرات ناصواب برخى اشخاص و گروههایى که با ترویج فساد و دورى از سـیـاسـت اصـیـل و عـمـیـق اسلامى خواهان زمینه سازى ظهور مى شوند و یا برخى قـاعـدیـن کـوتاه نظر و ولایتى هایى که از تاءیید نظام جمهورى اسلامى گریزان هستند. مـبـارزه بـا ظـلم و فـسـاد و اسـتـمرار راه صحیح نظام جمهورى اسلامى در سراسر جهان را زمینه ساز ظهور مى داند و همگان را به اجراى آن فرا مى خواند:
آقـا ایـن طـور نـیـسـت کـه حـالا کـه ، منتظر ظهور امام زمان سلام اللّه علیه هستیم پس دیگر بـنـشـیـنـیـم در خـانـه هـایـمـان تـسـبـیـح را در دسـت بـگـیـریـم و بـگـویـیـم عجل على فرجه ، عجل با کار شما باید تعجیل شود، شما باید زمینه را فراهم کنید براى آمدن او.
ما (اگر) بتوانیم جلوى ظلم را بگیریم باید بگیریم . تکلیفمان است ، ضرورت اسلام و قـرآن تـکلیف ما کرده است که باید برویم همه کار را بکنیم فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم ، کار را همچو بکنیم که مهیا بشود عالم براى آمدن حضرت (مهدى ) سلام اللّه علیه .
مـقـام مـعـظـم رهـبـرى بـراى آمـاده سـازى افـکـار عمومى و نظام اسلامى و فرایند ظهور مى فرماید:
بـراى ظـهـور مـهـدى مـوعـود (ارواحـنـا فـداه ) زمـیـنـه بـایـد آمـاده بـشـود و آن عـبـارت از عمل کردن به احکام اسلامى و حاکمیت قرآن و اسلام است .
امـام پـایـان مـسیر رودخانه خروشان انقلاب را ورود به اقیانوس بیکران حکومت مهدوى مى دانـد و مـجـموعه نظام اسلامى را امانتى الهى معرفى مى کندکه باید به صاحب اصلى آن تقدیم کرد:
مـن امـیـدوارم کـه ایـن کـشـور بـا همین قدرت که تا اینجا آمده است و با همین تعهد و با همین بـیـدارى ، که از اول قیام کرده است و تا اینجا رسانده است باقى باشد، این نهضت و این انـقـلاب و قـیـام تـا صـاحـب اصـلى ان شـاء اللّه بـیاید و ما و شما و ملت ما امانت را به او تسلیم کند.
فرد مؤمن دايم بين خوف و رجا (بيم و اميد) قرار دارد؛ بدين معنا که او از يک سو، به فقر و نداري خود نگاه مي کند که سرتا پا نقص و کمبود است، از خود هيچ گونه کمال، عزت و توانايي ندارد و آنچه دارد همه از خداوند است. او از عبادت هاي خود بيم دارد، چه رسد به گناهان و نافرماني هايش از پروردگار؛ و از سوي ديگر، به رحمت گسترده الهي، که تمام عالم را فرا گرفته است، نظر افکنده، اميد دارد که اين رحمت شامل او نيز مي شود.( امام خميني، شرح حديث جنود عقل و جهل، ص 129)


امید در کلام مقام معظم رهبری
مقام معظم رهبری در بیانات متعدد به عامل مهم امید و امیدواری در زندگی اشاره و آن را عامل مهم نشاط و شادی معرفی فرموده اند. در اینجا به  فرازهایی از سخنان معظم له اشاره می شود.
مقام معظم رهبری در جمع جوانان فرمودند:
جوان اساسا اهل نشاط و امید و هیجان است. من خودم شخصا جوانی بسیار پرهیجانی داشتم، هم قبل از شروع انقلاب، به خاطر فعالیتهای ادبی و هنری و امثال اینها، هیجانی در زندگی من بود؛ بعد هم که مبارزات در سال 1341 شروع شد - که من در آن سال، بیست و سه ساله بودم - طبعا دیگر ما در قلب هیجانهای اساسی کشور قرار گرفتیم و من در سال 42 دو مرتبه زندان افتادم؛ بازداشت، زندان، بازجویی؛ می دانید که اینها به انسان هیجان می دهد. بعد که انسان بیرون می آید و خیل عظیمی مردمی که به این چیزها علاقه مندند، و رهبری مثل امام (رضوان الله علیه) که اینها را هدایت می کرد و کارها و فکرها و راهها را تصحیح می کرد، مشاهده می نمود، هیجانش بیشتر می شد. این بود که زندگی برای امثال من که در این مقوله ها زندگی و فکر می کردند، خیلی پر هیجان بود، اما همه این طور نبودند. البته جوانان طبعا دور هم که جمع می شوند، چون طبیعتا دلشان گرم است - یعنی یک نوع حالت سرزندگی و شادی در طینتشان هست - از همه چیز لذت می برند. جوان از خوراک لذت می برد، از حرف نزدن لذت می برد، از تو آیینه نگاه کردن لذت می برد، از تفریح لذت می برد. شماها باور نمی کنید که انسان وقتی از سنین جوانی گذشت، آن لذتی که شماها مثلا از یک غذای خوشمزه می برید، آدم در سنین ماها آن لذت را دیگر نمی برد و آن وقتها گاهی بزرگ ترهای ما - کسانی که در سنین حالای من بودند - چیزهای می گفتند که ما تعجب می کردیم چه طور اینها این طوری فکر می کنند؟ حالا دارم می بینم نخیر، آن بیچاره ها خیلی هم بی راه نمی گفتند. البته من خودم را بکلی از جوانی منقطع نکرده ام؛ هنوز که در خودم چیزی از جوانی احساس می کنم و نمی گذارم که به آن حالت بیفتم. الحمدلله تا حالا نگذاشته ام، و بعد از این هم نمی گذارم. اما آنها که خودشان را در دست پیری رها کرده بودند، قهرا التذاذی که جوان همه شئون زندگی خودش دارد، احساس نمی کردند. آن وقت این حالت بود. نمی گویم که فضای غم حاکم بود - این را ادعا نمی کنم - اما غفلت و بی خبری و بی هویتی حاکم بود…هر کاری که بخواهید بکنید، در دوران جوانی می شود کرد؛ یعنی در هر سه زمینه - هم در زمینه علمی، هم در زمینه تهذیب نفس، هم در زمینه ورزش - باید در جوانی کار کنید. البته همه می دانند که در دوره پیری، ورزش این قدر تاثیری که در دوره جوانی دارد، ندارد؛ اما غالبا تهذیب نفس را نمی دانند؛ خیال می کنند انسان باید بماند، پیر که شد، عبادت و تهذیب نفس کند؛ در حالی که آن وقت تهذیب نفس مشکل است؛ و گاهی محال است. در دوره پیری، تهذیب نفس سخت است؛ اما در دوره شما - در دوره جوانی - تهذیب نفس خیلی آسان است. به هر حال، جوانان این سه کار را باید جدی بگیرند.
من امیدوارم کسانی که در رشته های هنری فعالند، همان خودباروی را که ما در عرصه های دیگر انقلاب در جاهایی مشاهده کردیم و دنیا را به خودش متوجه کرد - در زمینه صنعت، در زمینه صنایع نظامی، در زمینه علمی، واقعا ما کارهایی کرده ایم که دنیا متوجه آنها شده است - در زمینه هنر هم بلکه بتوانیم - انشالله - کارهایی بکنیم که شاخصه ملت بزرگ ایران و انقلاب بزرگمان باشد؛ این امید را من دارم....
    امروز یکی از تلاشهای دشمنان صرف آن می شود که نور امید را در دل ملت ما خاموش کنند و آنان را به اوضاع کشور و به دست اندرکاران و مجریان امور بدبین سازند. فاصله ای که دشمنان ملت مایلند میان ملت و دولت به وجود آید، همان چیزی است که اگر خدای نخواسته موفق شوند، دست آنان و ایادی حقیر و ریاکار و خبیث آنان در داخل را برای ضربه زدن به کشور و انقلاب باز خواهد کرد. این، هدف همیشه دشمن بوده و هست؛ ولذا اصرار همیشه امام فقید و عظیم آن بود که پیوند میان ملت و مجریان امور مستحکم تر شود....
همه آحاد ملت عزیز را به روح خوشبینی برادرانه میان برادران، و سوءظن هوشیارانه نسبت به بیگانگان و دشمنان دعوت می کنم. اگر تبلیغات استکبار سعی بر ایجاد فضای سوءظن و بددلی در داخل کشور دارد، اما ما باید علی رغم خواست و از روی سوءظن به او، هر گمان بد نسبت به برادران اسلامی و انقلابی خود را از دل و از فضای جامعه بزداییم. مخصوصا گویندگان و نویسندگان و آنان که در خود شایستگی آن را می بینند که با مردم و برای سخن بگویند، باید مراقب باشند که به سود استکبار و همزبان با تبلیغات استکباری، فضای زندگی مردم را به بدبینی و بددلی آلوده نکنند، و نوای امید و نشاط سر دهند....
عزیزان من! فکر، پایه اول است. توأم کردن فکر با عمل بر طبق آن اندیشه، پایه دوم است. الذین آمنوا و عملوا الصالحات طوبی لهم و حسن مئاب انسان وقتی که فکر و عمل را همراه کرد، آن وقت تفضلات الهی - انوار رحمت و هدایت - به سمت دلها سرازیر می شود؛ اطمینان و سکینه آرامش و امید در انسان به وجود می آید. یک مجموعه ای که این خصوصیات را داشته باشند، می توانند از تمام موانع عبور کنند؛ ما این را داریم. اگر می بینید که جوامع اسلامی ما و جامعه ایرانی خود ما در قرنهای گذشته با اوضاع و احوال سخت زندگی می کردند و روز به روز رو به انحطاط رفتند، یا امروز خیلی از کشورهای اسلامی دچار این مشکلاتند، به خاطر این است که یکی از این چیزها را نداشتند؛ یا اندیشه درستی که آن ایمان، متکی به آن اندیشه درست و صحیح و منطقی و قوی و حساب شده باشد؛ با طمعها و ضعفها و سستی ها و لغزشها و به دنیا چسبیدنها و شهرتها و هوسرانی ها و امثال اینها جلوی عمل را گرفته است. وقتی فکر و عمل با هم نبود، هدایت الهی، تفضیل الهی، دستگیری الهی و کمک الهی هم نخواهد بود؛ مگر حالا یک وقتی بندرت و گاه گاهی.
در جنگ هم همین روحیه بسیجی بود که توانست برای کشور ما افتخار به بار آورد. هر جا این روحیه بسیج وارد شد، گره ها را باز کرد. در جنگ هم هرگاه در سازمانهای موظف نظامی، یک فرمانده یا نظامی، با روحیه بسیجی حضور داشت، همه چیز یک رنگ دیگری به خود می گرفت و فداکاری برجسته تر، و پیشرفت و امید و نگاه به آینده روشن تر می شد. هر جا که این روحیه باشد و هر ملتی که مردمانی با چنین روحیه ای داشته باشد، بدون تردید آن ملت موفقیتهای بزرگی را به دست خواهد آورد….
   نیروی مؤمن و بسیجی دارای هدف است، می فهمد دارد چه کار می کند؛ لذا چنین نیرویی، هم امیدوار و هم شاد است. بسیجی، نیروی شاد است؛ چرا؟ چون امیدوار است. ممکن است یک جوان به منهیات و منکرات سرگرم و لذایذ جسمانی پست غرق باشد و در لحظاتی از زندگی اش احساس شادی کاذب هم بکند؛ اما این شادی زودگذر است. آن جوانی که استعداد و هستی و وجود خود را به جریان فساد می سپارد، نمی تواند دارای یک هدف عالی باشد. اگر جوان دارای هدف عالی باشد، آن هدف مانع می شود از اینکه خود را در لجنزار و باتلاق مفاسد و منکرات گرفتار کند. کسی که هدف ندارد، در هر لحظه ای که به آفاق آینده و به وجود خود متوجه بشود، احساس افسردگی و غم می کند؛ ولو لذت کاذب و زودگذری هم داشته باشد؛ اما جوان مؤمن و دارای بصیرت، می داند برای چه دارد نفس می کشد و زندگی می کند؛ می داند که این دنیای سرشار از بی عدالتی و نامردی، تشنه عدالت و چشم انتظار و فلسفه و منطقی است که بیاید و آینده را به او نوید دهد....
شیعه خوب کسی است که حضور امام زمان را حس کند و خود را در حضور او احساس نماید. این، به انسان امید و نشاط می بخشد.
شما معلمان و مربیان و نسل جوان هستید که فردا را می سازید و استکبار جهانی را مایوس می کنید و نقطه امید روشن را... در دل مستضعفان عالم زنده نگه می دارید.جوان، مظهر امید است
نقش امید وامیدواری در زندگی
      امید داشتن، مهم ترین انگیزه در زندگی انسان است. اگر انسان از زمان مرگ خویش آگاه بود به کاری دست نمی زد. اگر می دانست چند سال دیگر می میرد،  کاری را آغاز نمی کرد و تنها به امور و مسایل روزانه خویش بسنده می کرد. ناآگاهی از زمان مرگ و امید به زندگی است که وی را وامی دارد تا درس بخواند، کاری بزرگ را آغاز کند .
‎ یکى از ساز و کارهاى حیات و زندگى امیدوارى است. از نظر جهان‎بینى توحیدى، امید تحفه الهى است که چرخ زندگى را به گردش در مى‎آورد و موتور تلاش و انگیزه را پرشتاب مى کند. اگر روزى امید از انسان گرفته شود، دوران خمودگى و ایستایى او فرا مى‏رسد. امیدوار بودن هنرى است که باید همگان آن را فرا گیرند.
امیدوارى حالتى نفسانى است که در آن انسان به امورى که انتظارش را دارد دلبستگى پیدا می کند. امید در انتظار چیزى بودن است؛ در حالى که بیشتر وسایل و اسباب آن فراهم شده باشد. در فرهنگ فارسى، به طور معمول امید و آرزو در کنار یکدیگر به کار مى رود. در زبان عربى، به صورت جداگانه با عنوانهاى «رجا» و «اَمَل» استفاده می شود.
در هر امیدوارى، آرزو وجود دارد؛ ولى هر آرزویى امیدوارى نیست. شاید بتوان امید را در زندگى به سکان کشتى تشبیه کرد؛ همان طورى که کشتى بدون سکاندار در دریاى خروشان و پرتلاطم سرگردان خواهد بود، انسان ناامید نیز در این دنیاى پرهیاهو حیران خواهد ماند. برخی از افراد به علت شکستهایی که در گذشته خورده‎اند امیدشان را از دست می دهند، به طورى که زندگى منهاى امید را  تحمل نمی کنند و - در نهایت - مرگ  را که بدترین گزینه است انتخاب می کنند. آن عده هم که زنده اند در واقع مرده متحرکى بیش نیستند.
انسان باید به اندازه اى براى خود امیدسازى کند که به مرز خیالپردازى نرسد. باید مرز بین امیدوارى و خوش خیالى را بخوبى دانست تا یکى از آنها در جاى دیگرى قرار نگیرد. امیدوارى مقوله اى است که با فعالیت و تلاش همراه است و از سه جزء «شناختى» و «عاطفى» و «حرکتى» تشکیل مى شود. باغبانى را در نظر بگیرید که در ذهن خود ثمرها و نتایج کارش را - که باغستانی سرسبز و آباد است - تصور مى کند و آن را مطلوب مى بیند. از این رو، نوعى دلدادگى در او پدید مى آید و آرزوى داشتن چنین باغى را مى کند و  سپس به منظور تحقق آن به فعالیت مى پردازد.
این مسئله در زمینه‎های معنوى نیز صادق است. رسول اکرم (ص) مى فرماید: نادان کسى است که از هواى نفسانى خود پیروى کند و در عین حال از خداوند انتظار بهشت داشته باشد.
بارها شنیده ایم که «در ناامیدى، بسى امید است»؛ ولى نباید با این بهانه دست از کار و تلاش کشید و به یاری دیگران چشم دوخت. میوه شیرین و گواراى درخت امید آن گاه به بار مى نشیند که با تلاش و فعالیت آبیارى شده باشد. امام على(ع) مى فرماید: از کسانى مباش که بدون عمل به آخرت امیدوار است.
 بنابر این، اگر انسان انتظار و امید چیزى را دارد، باید خود را براى استقبال از آن آماده کند. کسى که ادعا مى کند انتظار چیزى دارد و اثرى در عمل او نمایان نیست در واقع به ادعاى دروغینى دست زده است.
اقسام امید و آرزو:
به طور کلى، امید و آرزو به دو قسمت «کاذب» و «صادق» تقسیم می شود. «استاد مطهرى» مى گوید: بیشتر افرادى که از لحاظ روح و روان سالم و با نشاط اند و انحرافى پیدا نکرده اند کمتر به تخیل و به هم بافتن آرزوهاى دور و دراز و نامعقول مى پردازند. همیشه عملى فکر مى کنند و عملى آرزو مى کنند؛ یعنى آرزوهاى آنها در جهت همان مدارى است که در زندگى دارند. روى بال و پر خیال نمى نشینند و آرزوى امور ناشدنى را نمى کنند؛ ولى افراد ضعیف - که مبتلا به بیمارى روانى اند و نشاط عمل ندارند و در وجودشان همت و اراده اى وجود ندارد - بیشتر بر مرکب سریع السیر خیال سوار مى شوند و با خیالات خود را سرگرم مى کنند. پس باید دایره امیدها و آرزوهایمان را محدود کنیم و بدانیم هر چیزى شایسته امید داشتن نیست. بازیابى و تشخیص امیدهاى واهى و کاذب از امیدهاى واقعى و صادق و امیدهاى پست و بى ارزش از امیدهاى ارزشمند و متعالى و تجدید نظر در امیدها امرى ضرورى و اجتناب ناپذیر است.

 

شعار سال 1397

شعار امسال «حمایت از کالای ایرانی» است؛ سال «حمایت از کالای ایرانی». این فقط مربوط به مسئولین نیست؛ آحاد ملّت همه میتوانند در این زمینه کمک بکنند و به معنای واقعی کلمه وارد میدان بشوند.

موضوع خطبه ها

موضوع اصلی:قیام امام حسین(ع)        

موضوع خطبه این هفته: ارزشهای عاشورا

مدت خطبه ها:35دقیقه

 

 

گنجینه های فرهنگی

کانال پیام رسان نماز جمعه

با کلیک برتصویر زیر درکانال سروش نماز آدینه از مطالب متنوع شامل:داستانهای اخلاقی، نکات پند آمیز ،احادیث،اخبارسیاسی ،نکات روانشناسی ، خطبه ها و تصاویر نمازگزاران…. بهره مند شوید.